نسل نــوجــوان و جوان نیازمند گذران اوقات شاد هستند. برگزاری جشن چهارشنبه آخر سال بر اساس سنت و یک اتفاق اجتماعی است. باید دانست که افراد بر اساس نیازهای ضروری و کاذب دست به اقدامات متعدد میزنند. به باور بنده باید این مساله را پذیرفت که نمیتوان جلوی سنت را به شکل کامل گرفت، اما میتوان روند اجرای آن را تغییر داد. باید این تغییر در شرایطی انجام شود که اگر قرار است تغییر بر اثر تحریک هیجانات باشد، باید وضعیتی را ایجاد کرد تا جوانان به شکل دسته جمعی این سنت را بدون آسیب روانی و بدنی به دیگران بر پا کنند. افراد در سنین نوجوانی و جوانی ریسکپذیر هستند. در این وضعیت خواستار ابراز وجود و بروز انرژیهای حبس شدهای که امکان ارائه آن تاکنون وجود نداشته هستند. برای مثال افراد از طریق موسیقی، ورزش، اقدامات فرهنگی و ... میتواند به بروز این تمایلات بپردازند. جوان امروز در طول سال امکان ابراز وجود ندارد، طبیعتا در چهارشنبه سوری با استفاده از سنت خواستار دستیابی به اهدافش است. برای مثال در کشور ما روزانه 42 نفر بر اثر تصادفات رانندگی فوت کرده یا نقص عضو میشوند، طبیعتا این آمار در ایام نوروز به چندین برابر افزایش مییابد. قبل از هر اقدام باید پیامدهای آن برای فرد و دیگران مورد بررسی قرار گیرد. این مساله نیازمند روشنگری از سوی آموزش و پرورش، خانواده، رسانه ملی و... است، اما به دلیل عدم وجود روشنگری از سوی نهادهای مسئول برخی افراد به دلیل حوادث چهارشنبه آخر سال دچار نقص عضو، مصدومیت شده یا فوت میکنند. برای مثال در سال گذشته در شب چهارشنبه سوری یکی از همسایگان به دلیل انفجار شدید به سی سی یو منتقل شـد. در این وضعیت باید هشداریهای متعدد برای تبعات جبرانناپذیر این شب از سوی رسانهها به کرات داده شود تا حداقل بتوان با آرامش و گذران اوقات شاد این سنت دیرینه را برگزار کرد. در شب چهارشنبه آخر سال به هر حال باید صدا تولید شود، اما باید بتوان شدت خسارتهای ناشی از آن را کاهش داد. در اصل قشر جوان و نوجوان در این اقدام ابراز وجود میکند و همین مساله از کارکرد مثبت برخوردار است. از سوی دیگر ابراز وجود میتواند از طریق ورزش، موسیقی، هنر و... انجام شود. در این شرایط باید به نوجوانان و جوانان وضعیت افراد در سر پل ذهاب را متذکر شد که آیا آنها هم میتوانند این سنت ملی را جشن بگیرد؟ بی شک با این اقدامات میتوان از شدت خطرات تهدید کننده در شب چهارشنبهسوری کاست