حذف عادل فردوسیپور و پیامدهای آن یک معضل اجتماعی است که میتوان از دریچه آسیبشناسی اجتماعی به آن نگاه کرد. در حقیقت پدیدهای مانند عادل فردوسیپور هم جنبههای اجتماعی و فردی و شخصیتی دارد. به عبارت دیگر، برخی مسائل اجتماعی سبب میشود که این فرد رشد کرده و خود را مطرح کند. از سوی دیگر برخی استعدادهای فردی مانند ذکاوت نسبت به شرایط جامعه، تخصص، مهارتها، تحصیلات، نوع نگاه و علاقه به حوزه کار خود نیز جنبه دیگری است که در تحلیل این پدیده اجتماعی قابل بررسی است. جنبه مهمتر این مساله، همان جنبه اجتماعی موضوع است. در جامعهای زندگی میکنیم که متاسفانه وسایل ارتباطات جمعی ما متعلق به مردم نیستند و وسایل ارتباط جمعی عمومی در اختیار نمایندگان مردم نیست. در هر جای دنیا که کشوری پیشرفته وجود داشته باشد، وسایل ارتباطات جمعی که جنبه عمومی دارند، باید در اختیار نمایندگان مردم باشد. باید نمایندگانی در جامعه وجود داشته باشد و نهادهای موجود به گونهای عمل کنند که نمایندگان افکار عمومی در آن رسانه ملی و عمومی قرار بگیرند؛ بنابراین باید افکار عمومی را خوب شناسایی کنند، درک درستی از علایق مردم و خواست آنها داشته باشند؛ بنابراین اگر ما چنین وضعیتی را نداشته باشیم و جامعه به نوعی دموکراتیک نباشد، نهادها و ساختارها دموکراتیک نباشند، خروجی رسانه برآمده از خواست مردم نباشد و نمایندگان مردم حضور نداشته باشند، حتما این قسم بحرانها را شاهد خواهید بود. عدهای این توانایی را دارند که نماینده افکار عمومی باشند. هم خود این افراد زیرکی و مهارت شخصی دارند و هم به خوبی پسند افکار عمومی را بررسی میکنند. این افراد مورد استقبال قرار میگیرند، برنامههای آنها بینندگان زیادی دارد اما چون سیستمهای عمومی و صداوسیما در اختیار کسانی است که نمیتوانند نیازها و تمایلات مردم را بهخوبی بشناسند، متاسفانه افراد توانمند تنها رشد فردی کرده و ساختار به حضور موثرتر آنان کمک نمیکند. ساختار مدیریتی که صداوسیما را در اختیار دارد، قادر به شناخت افکار عمومی نیست. جنبههای شخصی حسادت نیز در این میان بیتاثیر نیست. زمانی از این زاویه آسیبشناسانه نگاه میکنید، فرد بهتنهایی وارد ساختار شده، افکار عمومی را مدیریت میکند. فردوسیپور در حوزه ورزش بحثهای باز و شفافی را مطرح میکند، شجاعت به خرج میدهد و مسائل را ریشهیابی میکند. در ساحت فردی نیز این فرد استعداد و توانایی دارد، ساختارها را شناسایی کرده، ضعفها را دیده، آسیبها را استخراج کرده، شجاعانه آنها را مطرح کرده و مورد محدودیت قرار گرفته است. متاسفانه نهادها عمومیت لازم را نداشته و برخی از مدیران نیز به این فرد نوعی حسادت میکنند. چنین آدمی با بحران حذف مواجه میشود، اما چون فردوسیپور فرد زیرکی است، همچنان راه خود را ادامه میدهد، از راههای موجود دیگر استفاده کرده، خود را حفظ میکند و همچنان خواست خود را پیش میبرد. این فرد به حدی زیرک است که میتواند ارتباط بینالمللی گرفته و برخی از نهادهای مربوط به حوزه ورزش در سطح بینالمللی را جذب کند. او با همین شناخت و توانایی شخصی توانسته خود را در هر موقعیتی حفظ کند و به پایگاه مردمی دست پیدا کند و مورد اقبال قرار بگیرد.