تلاش بیحاصل قالیباف برای جدا شدن از مسئولان بیدرایت
آرمان ملی- امید کاجیان: محمدباقر قالیباف رئیس مجلس این روزها مدام از گرسنگی و غم مردم میگوید و افسوس گرانیها را میخورد. او در آخرین اظهارنظرهایش گفته: مشکل ما پول نیست. مشکل ما ناکارآمدی است مردم حتی پای مرغ هم نمیتوانند بخورند. قالیباف این روزها سعی میکند در نگاه اول، به نیابت از مردم سخن بگوید و ظاهرا هم حرفهایش درست است؛ چراکه دلیل ایرادات کشور را برخی از مسئولان میداند و نه مردم یا غرب و دشمنان. رئیس مجلس یازدهم چندی پیش و در زمان پیروزی بایدن نیز در اظهاراتی مشابه اعلام کرده بود که مشکلات مردم ایران از پاستور و میرداماد میگذرد و نه میشیگان و آریزونا. اما تناقض گفتهها در مقصر دانستن مسئولان در وضعیت کنونی از جایی شروع میشود که به تقسیمبندی میپردازد و تلاش دارد تا تنها مسئولان اجرایی کشور و مخالفان خود را مورد شماتت قرار دهد. او از ناکارآمدی آنها حرف میزند تا یک چیز دیگر را هم گوشزد کند، اینکه او خود را از این مسئولان ناکارآمد جدا کرده و در واقعیت از موضع بالا نظر میکند و بیان دارد که مشکلات کشور حلشدنی است؛ البته اگر همه مقامات مثل او بودند. قالیباف شاید با بیان مکرر اینگونه جملات هدف
دیگری هم در سر دارد؛ شاید اهدافی مثل حضور در انتخابات 1400 بدین معنا که هر مشکلی راهحلی دارد و او در لباس ریاستجمهوری میتواند حلال این مشکلات باشد. هرچه هست قالیباف مدام تکرار میکند که او مقصر شرایط امروز نیست.
واقعیت چیز دیگری است؟
اما واقعیت چیز دیگری است. رئیس مجلس یازدهم همان روزی که بعد از پیروزی بایدن در انتخابات ریاستجمهوری تلاش میکرد تا نقش ترامپ و دولت او و تحریمها را در شرایط کشور انکار کند، در این سو نیز در مجلس همه کاری کرد تا مبادا حسن روحانی در آستانه انتخابات 1400 بتواند به خواست خود در بازگشت به برجام و رفع تحریمها برسد. حمایت همهجانبه از مصوبهای که در آن ایران را مجاب به خروج از پروتکل الحاقی و البته غنیسازی 20 درصدی کرد یکی از آن کارها بود؛ موضوعی که قطعا باعث ایجاد چالش برای مذاکرات آتی و بهبود اوضاع شد تا جایی که اینبار حتی آژانس اتمی هم به تهدید ایران پرداخت و کشورهای اروپایی تا مرز تصویب قطعنامه علیه کشورمان پیش رفتند. قالیباف در حالی مدعی است که نتیجه همه مشکلات در کشور ناشی از بیدرایتی دولت است نه غرب و آمریکا که خود دائما به سیاستهای دشمنتراشیاش ادامه میدهد و علیه آمریکا و غرب سخن میگوید، پرسش این است که اگر تصمیمات آن کشورها در وضعیت کشور تاثیرگذار نیستند دیگر لزوم این همه بحث علیه این کشورهای بیتاثیر در وضعیت و سیاست ایران چیست؟ رئیس مجلس از وضعیت بد میگوید و بیدرایتی مقامات. اما او خود
یکی از کسانی است که در مجلس یازدهم رئیس است و همراه با مصوبه برجامی، به مقابله با FATF نیز پرداخته است و در شرایطی که بسیاری بر این نکته تاکید دارند که حتی اگر تحریمها نیز رفع شود برای تبادلات پولی نیاز به تصویب لوایح مرتبط با FATF است اما پارلمان یازدهم در اقدامی بیسابقه با بیانیه و درخواستی خطاب به مجمع تشخیص که خود بیش از یکسال است سرنوشت این لوایح را مبهم گذاشته و باعث شده تا ایران در لیست سیاه FATF قرار بگیرد، میخواهد که در بررسی مجدد FATF هم آن را رد کند. مجلس یازدهم در حالی دلیل درخواست خود را این میداند که با تصویب لوایح مربوطه جلوی دورزدن تحریمها گرفته خواهد شد که بسیاری از کشورهای دیگر موضوعاتی مانند کمک به گروههای شبهنظامی در منطقه و همینطور تبادلات قاچاق را دلیل اصلی عدم تصویب لوایح FATFاز سوی ایران ارزیابی میکنند. از طرفی مجلس یازدهم و قالیباف به این سوال پاسخ نمیدهند که اگر خواست آنها رفع تحریمها در آینده است پس چرا هنوز به فکر دورزدن تحریمها از طریق به تصویب نرساندن FATF هستند؟ آیا بهتر نیست با تصویب آن مسیر رفع تحریمها را هموارتر کنند؟ همه اینها نشان میدهد که اتفاقا خود
قالیباف و همفکران او هستند که نقش اساسی در شرایط امروز و بد بودن حال مردم بهدلیل بازیهای سیاسیشان داشتهاند. اقدامات عملی وی و یارانش در واقعیت همین فرصت باقیمانده برای بهبود نسبی اوضاع را نیز از بین خواهد برد. آنها دراین مدت نشان دادهاند که آنچه دنبال میکنند افزایش تنشهای کشور در عرصه سیاست خارجه و بغرنجتر شدن اوضاع در داخل ایران و از سویی دیگر پاک کردن صورت مساله و فراری دادن خود از گناهی است که در شرایط کنونی کشور در کارنامه آنها نوشته میشود. برای همین رئیس مجلس بهتر است به جای مرثیهخوانی و فریاد وامصیبتا سردادن از بیتدبیری مسئولان، به تدبیر خود نیز نظری افکند و نخواهد از مسئولیتی که امروز به واسطه اتفاقات کشور و تصمیمات جناحی رخ داده شانه خالی کند و بپذیرد که وی خودش نیز از عاملانی است که باعث شده مردم امروز حتی پای مرغ هم نتوانند بخورند.