آنچه میان ایران و آمریکا وجود دارد باید در سطوح تحلیل متفاوت مورد ارزیابی قرار گیرد. اینکه منابع خبری بیان میکنند آمریکا در پی ایجاد مذاکره مستقیم با ایران است یک امر معنادار و تعریفشده است؛ به این معنا که نه در دوران بایدن که دوران ترامپ و دیگر روسای جمهور آمریکا بعد از انقلاب اسلامی همواره آمریکاییها اعلام کردند که آماده مذاکره با ایران در مورد مسائل مختلف موجود بین واشنگتن و تهران هستند. اینکه آمریکاییها اعلام میکنند آماده مذاکره هستند امری طبیعی است. قبل از بایدن نیز ما شاهد آن بودیم که ترامپ گفت در هر جای جهان و در هرزمانی مسئولان ایران بخواهند در ملاقاتی با من پروندههای متفاوت ایران را مورد بررسی قرار دهند ما حاضر به مذاکره و مسافرت به هر جای جهان برای انجام این مذاکرات هستیم. لذا اینکه بایدن، وزارت امور خارجه آمریکا یا سخنگوی کاخ سفید به این نکته اشاره کنند امر تازهای نیست. بایدن سخن از بازگشت به برجام بیان کرد و بازگشت به برجام از منظر تعریف عملیاتی متوجه بازگشت آمریکا به اتحاد میان دو سوی اقیانوس در قالب 1+5 به هدف همگرایی آمریکا و اروپا با یکدیگر در مسائل بینالمللی من جمله پرونده ایران است و بایدن هیچگونه تحریمی را کاهش نداد. اگرچه پرونده فعال شدن مکانیسم ماشه را مختومه اعلام کرد یا محدودیت رفت و آمد دیپلماتهای ایران را در نیویورک از بین برد اما اینها در عمل به نفع آمریکا و مقدمهای برای ورود به 1+5 محسوب میشود. در حالیکه در اینسو نیز ایران سخن از مواضعی میگوید که باید در تصمیمات رهبری جمهوری اسلامی ایران در جایگاه ولایت فقیه و فرماندهی کل قوا و رهبر حاکم بر 3 قوه قدرت در ساختار سیاسی ایران آن را ردیابی نمود. ایشان بهعنوان تصمیمگیرنده نهایی اعلام کردند که در هیچ سطحی ایران و آمریکا با یکدیگر وارد مذاکره نخواهند شد. بازگشت به برجام زمانی صورت خواهد پذیرفت که آمریکا همه تحریمهای متوجه ایران نه فقط تحریمهای هستهای را بردارد. زمانی ایران به انجام تعهدات خود در برجام بعد از برداشتن تحریمها برمیگردد که همه برجام نه با تجدیدنظر در این توافق پذیرفته شود. این در حالی است که آمریکاییها در حالیکه از مذاکره گفتوگو میکنند که تحریمها را برنمیدارند. آمریکاییها میگویند به 1+5 و پای میز مذاکره با ایران برمیگردیم تا نخست در برجام تجدیدنظر شود و سپس پروندههای دیگر ایران در زوایای گوناگون آن مورد بررسی قرار گیرد. این معنا تا حدود زیادی نمایانگر یک حرکت تعریفشده است؛ فلذا این بیش از اینکه یک امر جدی باشد که میگویند بایدن و روحانی دیدار میکنند به یک طنز سیاسی نزدیک یا اگر صورت بپذیرد یک شگفتی بزرگ تاریخی خواهد بود و خب این شگفتی بزرگ تاریخی بیشتر از دیدار پاپ فرانسیس با آیتا... سیستانی در جهان تعجببرانگیز میشود. از این رو باید گفت از منظر منطق سیاسی اینکه بگوییم بهسرعت با آمدن بایدن پرونده قطور میان ایران و آمریکا و اصطکاک نگرشهای ایدئولوژیک ایران به عنوان جمهوری اسلامی ایران با دیدگاههای انقلابی و تجدیدنظرطلب در نوع رهبری جهان و مدیریت مسائل بینالمللی و منطقهای با آمریکای مدعی ابرقدرتی با مکتب لیبرالیستی و نگرشهای هژمونیک نمیتواند بهراحتی مساله را حلشده بداند و اینها تنها لایه بیرونی یک زخم عمیق تاریخی است که به این راحتی و سهولت نمیتوان با آن برخورد کرد. بالتبع به قول ناپلئون «در دنیای سیاست تنها غیرممکن غیرممکن است» و هر امکانی احتمال وقوع پیدا میکند اما باید دید که این امکانها چقدر نزدیک به عمود منصف احتمال وقوع هستند. فلذا با این تحلیل باید گفت که اینگونه اخبار و اطلاعات بیشتر در جهت تاثیرگذاری بر فضای منطقه و نوعی گزارههای معطوف بر عملیات روانی در جهت مدیریت وضع موجود است.