ادامه از صفحه 3/ هم اینک بیسواد مطلقاند درحالیکه حدود 40 سال است نهضت سوادآموزی داریم؛ نهضتی که قرار بود افراد سالمندی که در رژیم سابق واجبالتعلیم بودند و تعلیم ندیدند را آموزش دهد، حال اینکه خودمان تعداد زیادی واجبالتعلیم بیسواد مطلق داریم. از آن طرف با فرار مغزها مواجهیم. جمعیت کشورهایی مثل دانمارک، بلژیک، سوئیس و هلند حدودا 5، 6 میلیون نفر هستند و به همین تعداد ایرانی نخبه در خارج از کشور داریم. در سال گذشته چه تعداد پزشک و پرستار از ایران مهاجرت کرد؟ چه تعداد استاد دانشگاه؟ الان هم تبلیغات امارات حاکی از این است که به پزشکان و پرستاران اقامت میدهد. پاسپورت کشوری که چند سال است پاسپورت اول دنیاست. حساب کنید هم سرمایه ملی و هم سرمایه معنوی یعنی تحصیلکردگانی را که در این کشور پزشک و مهندس شدند به باد میدهیم. با یک افزایش جمعیت سرسامآور مواجهیم، هرچند مسئولان بالادستی معتقدند ایران میتواند 200میلیون نفر جمعیت داشته باشد. سمعا و طاعتا ولی باید برای این جمعیت شغل ایجاد کنیم. نه اینکه فقط جمعیت را افزیش دهیم و شغلی در کار نباشد و از کشور مهاجرت کنند. برخی از مسئولان عالیرتبه هم بر این نکته که سوءمدیریت وجود دارد، صحه گذاشتهاند. من خودم یک تولیدکنندهام و امسال انار را روی درخت از من کیلویی 2500 تومان خریدند، درحالیکه بسیار گزافتر به دست مصرفکننده میرسد. در پارکینگهای ایرانخودرو و سایپا هزاران خودرو دپو شده و تعداد زیادی هم در انتظار تحویل بهسر میبرند. هرروز که میگذرد خط فقر به علت سوءمدیریت پررنگتر میشود. در هر جامعه سه طبقه وجود دارد: طبقه مرفه و به قول قالیباف 4 درصدیها و به قول آمریکاییها والاستریتهای یک درصد. طبقه متوسط که بعد از طبقه مرفه قرار دارد و طبقه فقیر. کوشش تمامی کشورها مبنی بر بالا بردن طبقه متوسط است نه سقوط آن تا فاصله زیادی با طبقه مرفه نداشته باشد ولی طی این سالها با سوءمدیریت، طبقه مرفه افزایش چشمگیر یافت و باستی هیلز را ساخت و در مقابلش گورخوابها از گورها سر برون آوردند و طبقه متوسطی که در پرداخت اجارهبهای آپارتمان خود وامانده شده. طبقه متوسط کوچکتر شد و طبقه فقیری را که باید همه دولتها کوشش کنند تا کمتر شود داریم وسیعتر میکنیم. واقعیت این است که سوءمدیریت باعث این مسائل و مصائب شده است. مساله شفاف نبودن روابط اقتصادی کشور هم از طرفی باعث شد نتوانیم پولهای خارج را دریافت کنیم. در لیست سیاه گروه مالی اقدام مشترک قرار گرفتیم و کمتر بانکی حاضر به مراودات با ماست. فکر کنید اگر قرار بود در شرایط عادی کالا بفروشیم چقدر پول عایدمان میشد؟ حتما چندبرابر مبلغی که الان قرار است به ما بدهند. ما کالاهایمان را با واسطه میخریم و اجناسمان را ارزانتر میفروشیم تا تحریمها را دور بزنیم چون دچار یک بحران مدیریتی هستیم.