در روزهای گذشته شاهد تغییرات در کادرفنی استقلال بودیم. مورداصلی که در این میان مغفول است و به آن توجه نمیشود، استانداردجهانی است که «ثبات» نام دارد و منطق آن را توجیه میکند. در چند سال اخیر بارها و بارها نیمکت استقلال دچار تغییر شده و تنها تفاوت این فصل با فصول اخیر این است که در بخش بازیکنان تیم به شکلی مدیریت شد که بیشتر مهرهها حفظ شدند و این اتفاق مثبتی بود. تغییرات این نیست که بخواهیم بهتربودن کسی را اثبات کنیم. فرهاد مجیدی بعداز رفتن آندرهآ استراماچونی سرمربی استقلال شد و عملکرد نسبتا خوبی داشت. رفتن او و آمدن فکری خیلی عجیب بود و از این دست اتفاقات تنها در ایران رخ میدهد. از سوی دیگر استقلال با فکری در رده سوم جدول ایستاد و اگر صبر و تحمل بیشتری در مدیران تیم وجود داشت مسلما برای استقلال بهتر بود. برکناری فکری بعداز چند ناکامی نشان میدهد جمعبندی لازم برای انتخاب او از سوی باشگاه استقلال انجام نشده بود. چون این مربی اگر مورد اعتماد کادرمدیریتی باشگاه بود باید فرصت بیشتری به وی داده میشود و مدیران باشگاه آستانه تحمل کافی را در مورد انتخاب خود نداشتند. در شرایط فعلی بهنظر میرسد با توجه به شناخت فرهاد مجیدی از فضای استقلال، او این بخت و اقبال را دارد که موفق شود و احتمال بهترشدن شرایط وجود دارد. در این خلال تعجب همگان از این است که اگر قرار بود مجیدی سرمربی استقلال باشد، به چه دلیل از تیم جدا شد؟ اینکه محمود فکری عملکرد خوبی در نساجی داشت و به استقلال آمد، دلیل نمیشود که بخواهد در این تیم هم موفق باشد. کسانیکه برای انتخاب سرمربی تیمشان ملاکهای زیادی را در نظر میگیرند قطعا این موضوع را تشخیص میدهند که کیفیت ایدهآل یک مربی در تیمی دیگر، الزامی ندارد که در تیم آنها نیز تکرار شود و نیاز به فردی برای هدایت تیم است که با شرایط باشگاه مطابقت داشته باشد. این مسائل بیشتر از این منظر اهمیت دارد که تیم در میانه فصل دچار مشکلات نشود که چارهای جز تغییر سرمربی باقی نماند. باید کیفیت، استاندارد و سبک کاری سرمربی با اهداف باشگاه همخوانی داشته باشد. مسائل زیادی هستند که به کادرمدیریتی باشگاه برمیگردد. باشگاه موظف است مسائلی از قبیل زمین تمرین، بازبودن پنجره نقلوانتقالات، پرداخت بهموقع مطالبات بازیکنان و... را بهدرستی انجام دهد تا سرمربی و بازیکنان با تمرکز کافی و بدون کمترین دغدغه، بهدنبال کسب موفقیت باشند. وقتی که مشکلات حاشیهای در کنار تیم باشد، ناخواسته کیفیت تیم افت میکند و آنوقت سرمربی و بازیکنان نمیتوانند خروجی مدنظر را ارائه کنند. این نیست که فقط یک گروه بخواهند تمامی کارها را انجام دهند و باید مراوده مناسبی میان تمامی اعضای باشگاه وجود داشته باشد.