اخیرا دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، در مصاحبهای با روزنامه فایننشال تایمز گفته بود که «اگر غرب سیگنالهای روشنی بفرستد و برای نمونه اعلام کند که تحریمهای آمریکا ظرف یک سال برچیده خواهد شد، ایران آماده بازگشت به مذاکرات است.» این اظهارات موجب واکنش رئیس دستگاه دیپلماسی کشور شد و در این ارتباط وزیرخارجه در توئیتی اعلام کرد که عرصه سیاسی ایران پویاست و مقامات نظرات متنوعی مطرح میکنند؛ اما آن نظرات نباید با سیاست رسمی دولت اشتباه گرفته شود. از منظر نشانهشناسی تردیدی نیست که اظهارات وزیر خارجه کشورمان هشداری بازدارنده در جلوگیری از چندصدایی و موازیکاری در عرصههای تصمیمگیری و تصمیمسازی حول سیاست خارجی کشور است. در شرایطی که زمینههای ادراکی و ذهنی بازگشت به برجام از سوی واشنگتن و همچنین نشانههای چندجانبهگرایی از سوی تروئیکای اروپایی و مشخصا از رهگذر مذاکره فراهم شده است، دستگاه دیپلماسی ترجیح داده که با رویکردهای مستقلانه و سازنده خود، بر مناقشات برجامی پایان دهد و آن را به نقطه مطلوبی برساند. بنابراین اینگونه اظهارات ممکن است برای مقامات واشنگتن موجب عقبنشینی شود و آن را مشمول مدل «سوسیس برشته» کند. این مدل که اصول آن توسط کریگ اسنایدر، تئوریزه شده است، بر این نکته تاکید میکند که حل موضوعات با کشورها باید در یک فرآیند طولانی انجام پذیرد. هدف از تعلل در حل مساله طبق این مدل این است که قدرت طرف مقابل کاهش یابد یا از تعقیب خواستههای خود منصرف شود. درواقع در این فرآیند طولانی حل مساله آنقدر رفتوآمد و دیالوگ صورت میگیرد تا مرحلهبهمرحله کشورها از خطوط قرمز خود عقبنشینی کنند. این موضوع میتواند موجب ابهامات تفاهمی در رابطه تهران- واشنگتن حول محور برجام شود و حتی شرایط را به سالهای قبل از توافق هستهای یعنی «نظم پیشاوین» بازگرداند. حال و اگرچه سخنگوی وزارت امور خارجه تاکید کرده که سخنان برخی سیاسیون صرفا نظرات شخصی آنها بوده است؛ اما در شرایط حاضر و با توجه به انتخابات پیشرو به نظر نمیرسد این اظهارات صرفا محدود به نظر شخصی او و مربوط به پویایی عرصههای سیاست ایران برای اظهارنظرهای شخصی باشد. تردیدی نیست که اظهاراتی از این دست؛ آنهم از طرف محسن رضایی، که سابقه شرکت در انتخابات ریاستجمهوری را دارد، صرفا جنبه تبلیغاتی و شائبه انتخاباتی داشته است. انگیزه دیگری که در پشت اظهارات اخیر محسن رضایی قابلخوانش است، این است که او از منظر جناحی به گروه اصولگرایان تعلق دارد و بیان اینگونه اظهارات این پیام را مخابره میکند که نتایج مطلوب و گرهگشایی از برجام به پای کارنامه آنها نوشته شود. حال اگر برخی در این سودا به سر میبرند باید گفت تلاش آنها با هر انگیزهای که باشد، نمیتواند معطوف و قرین به نتیجه مطلوب شود، چراکه اصولگرایان هیچوقت حامی مذاکره و حل مسائل بینالمللی از این طریق نبودهاند و چهره کاربلد و قابلاعتنایی نیز در میان اصولگرایان در این حوزه یعنی سیاست خارجی وجود ندارد. اهل مذاکرهترین کاندیدای احتمالی آنان سعید جلیلی بوده که نتایج عملکردش چیزی جز مذاکرات بینتیجه و بدتر کردن اوضاع و صدور قطعنامههای متعدد علیه ایران نبوده است. از طرف دیگر ما شاهد ریزش سرمایه اجتماعی اصولگرایان هستیم. تحت این شرایط محسن رضایی نمیتواند گره برجام را باز کند. البته کسی هم وعدههای اینچنینی را نهتنها از محسن رضایی، بلکه از سایر شخصیتهای اصولگرا نمیپذیرد. بنابراین ورود دوباره چهرههایی همچون محسن رضایی به عرصه انتخابات نتیجهای جز شکست ندارد. تحت این شرایط بهترین گزینه برای باز کردن گره کور برجام فقط افراد خبره عرصه سیاست خارجی هستند که بر ظرافتها و آداب دیپلماتیک آشنایی کامل دارند. تنها مشکل در این میان همین چندصدایی و موازیکاری است که او را پیوسته وادار به دادن هشدار میکند که مبادا چندصدایی در کار سیاست خارجی مانع ایجاد کند و هزینه کشور را افزایش دهد.