در مسابقات فوتبال زمانی که یک تیم در نتیجه جلو باشد و تیم مقابل از نظر قدرت در شرایط مساوی یا برتر است سعی میکند از نتیجه بازی حفاظت کند و لذا با میل به بازی تدافعی و تعویض بازیکن خط حمله به دفاعی و استفاده از همه نقاط زمین، بخصوص کنارهها، و پاس به عقب، بازی را اداره میکند و وقت گذرانی میکند تا سوت پایان بازی به صدا در آید. در سیاست هم همینطور است و سیاستمداران برای حفظ منافع ملی در روابط با دیگر کشورها گاهی با مذاکره کردن و گاهی با مذاکره نکردن و پاسخ ندادن زمان میخرند و وقت کشی میکنند تا به اهداف نهایی برسند. وقتی در سال۹۴ برجام به سرانجام رسید، متعاقب آن پولهای بلوکه شده ایران آزاد شد، در روابط بانکی با جهان بهتدریج گشایش ایجاد شد. ایران جایگاه خود را در اوپک پس گرفت و فروش نفت روزانه از مرز ۲میلیون و سیصد هزار فراتر رفت. ایران به پرترافیکترین مسیر آمد و شدِ مدیران کمپانیهای بزرگ جهان برای سرمایهگذاری در بخشهای مختلف اقتصاد کشور تبدیل شد. بیش از ۲۰۰ شرکت و کمپانی بزرگ و کوچک بینالمللی از جمله توتال، سیانپیسی، رنو ، زیمنس، مزدا و هیوندای در بخشهای مختلف از جمله حمل و نقل، برق و
انرژی، صنایع و مخابرات ایران قرارداد سرمایهگذاری امضا کردند. قرار شد ایرباس و آی تی آر ۱۲۰ فروند هواپیما به ما بدهند و پولش را از محل فروش بلیط مسافران بگیرند. بوئینگ آمریکا هم با التماس قرار شد با همین شرایط ۸۰ فروند هواپیما به ما بدهد. اروپا، چین و روسیه و حتی آفریقا در صف اول سرمایهگذاری بودند. قرار بود بازار پرسودی راه بیفتد اما قرار شد آمریکا از این سفره سهمی نداشته باشد بنابراین خیلی زود اوباما و جانکری فهمیدند که قافیه را باختهاند ولی دیر شده بود. ترامپ در دوران مبارزات انتخاباتی به رایدهندگان وعده داده بود که آمریکا را از این توافق به قول او فاجعهبار که هیچ سودی برای آمریکا نداشت خارج کند چون اعتقاد داشت لغو تحریمها با آمریکاست ولی سودش به جیب اروپا و چین. بنابراین بعد از ورود به کاخ سفید از ایران خواست تا درباره برجام مذاکره کند والا از برجام خارج خواهد شد. ما اما بدون هیچ ابتکار دیپلماتیک فقط گفتیم مذاکره نمیکنیم و اگر ده تا ترامپ دیگر هم در دنیا درست شود منافع ما از برجام غیرقابل بازگشت است!! رئیس جمهور آمریکا، هم طبق وعده انتخاباتی، و هم از سوی تندروهای داخل و خارج، از جمله لابی
صهیونیستی و سعودی تحت فشار برای خروج از برجام بود. نئوکانها و لابی صهیونیستی در ۲۰ فروردین ۹۷ جان بولتون را به عنوان مشاور امنیت ملی وارد کابینه ترامپ کردند و یک ماه نگذشت که ترامپ در ۱۸ اردیبهشت ۹۷ طی یک سخنرانی ۱۱ دقیقهای و با نشان دادن یک امضای خط خطی!!! بعد از حدود ۴۴۰ روز حضور در کاخ سفید، صندلی را از زیر پای برجام کشید. زمان به سود ما بود و ترامپ هم نزدیک ۱۵ ماه این دست و آن دست کرد اما فقط زمانی به این تصمیم رسید که از مذاکره نا امید شد. بعضی صاحب نظران اعتقاد دارند چون گذر زمان به سود ما بود حداقل باید مانند یک تیم فوتبال که وقتی از رقیب جلو هست و برای حفظ نتیجه وقت کشی میکند با انجام مذاکره در موضوعات مختلف، وقت کشی میکردیم تا این توفان بگذرد، شبیه همان کاری که کیم جونگ اون رهبر جوان کره شمالی کرد و بدون اینکه هیچ امتیازی بدهد فضای ضد کرهای موجود در واشنگتن را عوض کرد و کره را از سرخط اخبار سیاسی جهان خارج کرد. امید میرفت که جو بایدن، همانطور که در مبارزات انتخاباتی وعدهاش را میداد بعد از نشستن بر مسند ریاست جمهوری به سرعت به برجام برگردد اما ظاهرا کار خیلی مشکلتر از این حرفهاست.
بازکردن پیچ و مهرههای جوشکاری شده ماشین عظیم تحریمها که با دهها فرمان اجرایی شکل گرفته و بیش از هزار شخص حقیقی و حقوقی را شامل میشود با وجود این همه دشمن برجام کار سادهای نیست. خانم وندی شرمن دیپلمات کهنهکار دموکرات که در مذاکرات هستهای سال ۲۰۱۵ دخیل بوده و اینک به منصب قائممقامی وزارت خارجه رسیده است میگوید «سال ۲۰۲۱ سال ۲۰۱۵ نیست.میدان عوض شده است، ژئوپلتیک منطقه تغییر کرده است». بهنظر میرسد که نظام سیاسی ما دچار فلج تصمیمگیری است و یک نمونهاش همین تصمیمگیری در مورد موضوع FATF است. اگر انسان در مورد موضوعی بیش از اندازه فکر کند به جایی میرسد که قادر به تصمیمگیری نیست. همه کشورهای جهان از جمله شرکای سیاسی و اقتصادی ایران در این نهاد مالی عضو هستند اما در کشور ما، چند سال است که نهادهای مختلف در حال بحث و تفکر در مورد پیوستن یا نپیوستن به آن هستند.