آرمان ملی- امید کاجیان: تا به هر انتخابات میرسیم عادت رسانهها این است که برای ترغیب مردم و کشاندن آنها پای صندوقهای رای، گمانهزنی کنند و گزینههای مختلفی را در این راستا مطرح کنند؛ گزینههایی که گاه باعث وحشت مردم شده و آنها را برای رای نیاوردن آن فرد، به رای دادن به رقیب او در انتخابات وامیدارد(!) یا برخی گزینههایی که باعث حس امید میشود و القای این موضوع که «این یکی با بقیه فرق دارد.»
در میان این بازی البته که گهگاهی سناریوهای مختلفی نیز عنوان شده، مانند حضور یک نظامی بهعنوان رئیسجمهور، یک زن، شخص خاتمی یا احمدینژاد و... هرچند در نهایت ممکن است خیلی از این گمانهزنیها غلط از آب درآید یا حتی اگر واقعی هم شود با ردصلاحیتها عملا بیتاثیر باشد، اما تجربه نشان داده در نهایت با ایجاد دوقطبی بیم و امید، بدو بدتر، دیو و فرشته و... دو جریان، بخشی از مردم را برای رای دادن به کاندیدای موردنظر خودشان حتی اگر کاندیدای ایدئالشان هم نباشد مجاب میکنند. در میان تمامیگمانهزنیها اما تاکنون چند نفر از چهرههای خاص بهصراحت از حضور خود برای نامزدی انتخابات 1400 سخن گفتهاند. یکی از آنها که به نظر در صورت تایید صلاحیت شدن اقبال خاصی به سمت او خواهد بود، علی مطهری است.
خودش را در دل جا کرد
علی مطهری به اشکال مختلف توانسته خود را به عنوان نمایندهای شجاع در دوران حضورش در مجلس معرفی کند، کسی که اظهارنظرهایی انجام داده که معمولا چهرههای عادی جرات بیان آن را ندارند. مطهری البته زمانی مورد علاقه جریان اصلاحطلب قرار گرفت که در مجلس اصولگرای هشتم و زمانه در محاق رفتن جریان چپ در عرصه سیاست به دلیل سال 88، ناگهان خود را از جریان اصولگرایی کند و به اصلاحطلبی نزدیک کرد. حضور مطهری آنقدر برای اصلاحطلبان غنیمت بود که او را در انتخابات مجلس دهم در لیست امید جای دادند و برایش کف و سوت زدند. مطهری در مجلس دهم نیز خود را بهعنوان یک شخصیت و چهره شجاع نسبت به سایر امیدیها معرفی کرد اما آنچه در این میان مطرح است اینکه اگرچه جریان چپ همیشه او را از خود دانسته ولی مطهری چنین نکرده و خویش را مستقل مینامد.
مواضع سیال علی مطهری
بر کسی پوشیده نیست که علی مطهری اظهارنظرهای شجاعانه زیاد داشته است و خیلیها میگویند بابت پدر و یا نزدیکی درونیاش به حاکمیت، کسی به او کاری ندارد اما بههرحال به خاطر ابراز عقایدش هزینه هم داده، گاه در شیراز مورد حمله قرار گرفته و گاه سخنرانیاش در مشهد لغو شده است و گاه هم در انتخابات مجلس ردصلاحیت. اما همهچیز همانی نیست که بیشتر اصلاحطلبان به آن تاکید دارند چراکه علی مطهری در عین حال البته روی دیگری هم دارد؛ رویی که توجه به آنها قطعا نمیتواند باب میل خیلی از مردم باشد. او هم در عرصه سیاست زیگزاگی است، هم در عرصه فرهنگی. هرچند که خود گفته در عالم سیاست اصلاحطلب است و در عرصه فرهنگی اصولگرا. اما واقعیت و نگاهی به سوابق او نشان میدهد که او در هر دو عرصه، نگاهی سینوسی و بعضا متضاد داشته است. میگویند سیر مطهری از جریان اصولگرایی به سمتوسوی اصلاحطلبی رفته و نامش در میان لیست اصلاحطلبان و امید گواهی بر این ادعاست، اما همان موقع در مجلس دهم که در لیست امید بود در اقدامی یک لیست جداگانه نیز با سرلیستی خودش منتشر کرد که البته آن لیست به موفقیت نرسید. کشمکش مطهری با عارف بهعنوان رئیس فراکسیون امید را
هم کسی از یاد نبرده است. علی مطهری اما در موضوعات فرهنگی، مواضع خاص خود را گرفته است؛ گاه از هر اصلاحطلبی روشنفکرتر و گاه از هر اصولگرایی اصولگراتر بوده. یکبار از رفراندوم در حجاب سخن میگوید و یکبار خواستار نصب دوربین در تمام سطح شهرها برای برخورد با بدحجابان شده، یکبار بهدرستی موضعگیری درباره فیلم بیحجاب ستاره اسکندری در ترکیه میکند و میگوید او در خارج از کشور است و تابع همان قوانین و نباید تا این حد سرک در زندگی مردم کشید و یکبار صداوسیما را به باد انتقاد میگیرد که چرا ناگهان تصویری از خوانندهای غربی با پوششی نامناسب را در مسابقه والیبال به نمایش گذاشته و نتوانسته آن را سانسور کند؟ مرور اظهارات علی مطهری در این مدت نشان میدهد که اساسا او نه در مواضع سیاسی و نه فرهنگی جانب جناحی خاص را در نظر نگرفته و تنها براساس واقعیتهای موجود و قوانین مصوب جامعه اظهارنظر میکند و هرگز رویکرد غالب جناح مطلوب خود را مبنای اظهارات و موضعگیری قرار نمیدهد و فراجناحی عمل میکند. در این مدت رسانههای اصلاحطلب اظهارات او را براساس نزدیکی افکارش با رویکردهای خود بازتاب میدادند. از همین روست که امروز شاید بهتر
از هر زمان دیگری بتوان این مساله را مطرح ساخت که علی مطهری رد صلاحیت بشود یا نشود، ورود او به عرصه ریاستجمهوری اگرچه به ظاهر میتواند خبر خوشحالکنندهای برای اصلاحطلبان باشد اما رویکرد او در تمامی زمینهها نشان داده روی مرزبندیهای سیاسیاش نمیتوان نگاه حزبی لحاظ کرد و اظهارنظرهای شجاعانهاش فارغ از جناحبندیها ممکن است همان فرد فراجناحی موردنظر مردم باشد که میتواند برای مشارکت در انتخابات بخشی از جامعه مجاب سازد.