تنها آیتا... هاشمی نگفت اختیاراتم کم است، خاتمی، احمدینژاد و روحانی گفتند
آرمان ملی- مطهره شفیعی: «ما اکنون در مقایسه با گذشته در بحران اقتصادی بسیار بدی قرار داریم؛ در گذشته با بحران امنیتی و اجتماعی روبهرو بودیم، اما این دوره داستان مشکلات کشور بسیار اقتصادی است و فقر، تورم و کاهش ارزش پول ملی خیلی خودش را نشان داده و اثرگذار بوده است؛ در نتیجه به نظر میآید رئیسجمهوری که قرار است در دوره بعد کشور را مدیریت کند باید کسی باشد که بتواند به این مشکلات اساسی کشور که مسائل معیشتی، تورم و فقر است رسیدگی ویژه کند» بهخوبی واقف است انکار وضع موجود تنها به نارضایتی جامعه دامن میزند و این نارضایتی تبعات ناخوشایندی برای کشور دارد که نمونه بارز آن عدم استقبال از انتخابات مجلس در زمستان 98 بود. محسن هاشمی بارها به فرمایش مقام معظم رهبری مبنی لزوم برگزاری پرشور انتخابات تاکید کرد و در عین حال تحقق آن را مستلزم چارهاندیشی برای حل مشکلاتی میداند که سبب ناامیدی مردم میشود. رئیس شورای شهر تصریح میکند که «اکنون فضای مشارکت عمومی مشهود نیست و به نظر میآید که مردم هنوز تکلیفشان مشخص نشده و فضای انتخاباتی، حاکم نیست؛ البته این طبق نظر مقام معظم رهبری هم هست که معتقدند، فضای کشور خیلی زود
انتخاباتی نشود، زیرا دولت مستقر دچار مشکل میشود، اما در مقایسه با انتخابات دیگر میشود گفت که فضا هنوز سردتر است؛ زیرا در گذشته معمولا از دی، فضا تقریبا شکل انتخاباتی به خودش میگرفت، ولی هنوز این حس در مردم ایجاد نشده است» حضور در صنایع دفاعی و موشکی در دوران جنگ تحمیلی، حضور در نهاد ریاستجمهوری در دوره ریاستجمهوری پدر در کسوت رئیس دفتر رئیسجمهور، مدیرعاملی مترو و ریاست بر شورای شهر تهران و در نهایت تجربه ۳۵ساله خدمت در عرصههای مختلف اداری، اجرایی و سیاسی به او قدرت آن را داده که به تحلیل واقعی شرایط بپردازد و براساس واقعیت سخن بگوید؛ بهعنوان نمونه با ارزیابی شرایط فعلی کشور تاکید میکند که «رئیسجمهور 1400 کمتر باید سیاسی باشد، بیشتر باید اقتصادی و عملیاتی فکر کند و اهدافش را هم حل این مشکلات بگذارد.»
محسن هاشمی دنبال خدمت
اکنون در فضای سرد انتخاباتی بررسی شخصیتهایی که توانایی جلوس بر کرسی ریاستجمهوری را دارند گرم است که در این راستا، محسن هاشمی گزینه مطلوب بسیاری از گروههای سیاسی است. فارغ از تجارب او نباید از یک ویژگیاش بهراحتی عبور کرد. خودش میگوید کاندیدای انتخابات 1400 نیست اما بدون شک تواناییهایی دارند که نهاد اجماعساز اصلاحطلبان از کنار نام او عبور نخواهد کرد. برای پسر ارشد آیتا... هاشمی خدمت اصل است، چنانکه بهرغم اعتراف همگان مبنی بر توانایی او برای جلوس بر کرسی شهرداری تهران، برای خودداری از اختلاف و شکاف، از این کرسی دور شد و راهکارهای خود برای مدیریت شهری را در شورای شهر تهران محقق کرد. اکنون هم که به محسن هاشمی درباره لزوم کاندیدا شدنش در انتخابات ریاستجمهوری 1400 میگویند، از شعاردادن و تبلیغ به نفع خودش خودداری میکند. زمانی که از او سوال شد خودتان را چقدر حائز شرایط میدانید؟ به صداوسیما پاسخ داد: نمیخواهم درباره خودم بهعنوان فرد صحبت کنم، چون صحیح نیست که هر فردی بخواهد پتانسیلهای خودش را بهعنوان رئیسجمهور با مردم در میان گذارد. مردم، احزاب، گروههای سیاسی و نخبگان باید با بررسی پتانسیل
افراد، نامزد مدنظرشان را انتخاب کنند. الان هر حرفی درباره توانمندی خودم بزنم شاید درست نباشد؛ درنتیجه به نظر میرسد به این پرسش پاسخ ندهم. وقتی به فرزند آیتا...هاشمی گفته شد چقدر جدی میدانید که بر شخص شما اجماع شود و آیا برنامهای را تدارک دیدید؟ چنین پاسخ داد که: «درباره خودم از حالا نمیخواهم حرفی بزنم، باید نهاد اجماعساز تشکیل شود و آن موقع بررسی کند اگر دیر تشکیل شود و دیر بررسی کند حتی اگر به من هم بگویند شاید نیایم.» بارها مشاهده شده که مخالفان منش اعتدال سعی کردند تواناییهای محسن هاشمی را با انتساب او به پدرش، ناچیز نشان دهند اما جامعه هیچگاه اسیر این فضاسازی و فرافکنی نشد که نتیجه آن رای بالا به محسن هاشمی در انتخابات شورای شهر تهران بود. اکنون هم که از او سوال شده اگر این اجماع درباره شما صورت گیرد این ناشی از انتساب به مرحوم هاشمی رفسنجانی است یا قابلیتها و تجربیات شخصتان؟ میگوید: «اسم پدر، بسیار مهم است، اما من در کنار پدر در سیاست بزرگ شدم و در ریاستجمهوری حضور جدی داشتم مثلا در زمان جنگ در صنایع نظامی و موشکی و بعد در نهاد ریاستجمهوری موسس بازرسی ویژه آنجا بودم و مشکلات کشور را از
طریق حکم رئیسجمهور دنبال میکردم و بعد، رئیس دفتر رئیسجمهور شدم و در دولتهای بعدی هم سمت داشتم. در شورای شهر تهران نیز نامزد شورا شدم و بعد ریاست این شورا را برعهده گرفتم. مجموعا با نام آیتا... هاشمیرفسنجانی و پتانسیلهایی که در مترو و جاهای دیگر فراهم شد؛ این حس که شاید من هم بتوانم کمکی کنم هست، ولی بستگی به سیستمهای نظارتی دارد که چقدر مرا با این سوابق، رجل سیاسی بدانند یا ندانند. نخبگان و احزاب سیاسی باید بررسی کنند تا بدانند که پتانسیلهای من به درد اجتماع و ریاستجمهوری میخورد یا نه یا شاید کسانی بهتر از من بتوانند عمل کنند. در هر صورت سمت ریاستجمهوری، سمتی نیست که شخصی بهتنهایی بگوید میآید و از عهدهاش برمیآید بهویژه با توجه به شرایطی که در کشور وجود دارد باید اجماعی بسیار جدی حداقل در یک بخش سیاسی کشور روی آن فرد شکل گیرد تا بتواند خودش را نشان دهد.»
تفاوت هاشمی با خاتمی و روحانی
نکته قابلتوجه در روحیه محسن هاشمی آن است که هیچگاه درصدد توجیه نیست و شفاف به بیان شرایط میپردازد که ظاهرا اینگونه رفتار را از پدر آموخته است. خودش تعریف کرده که: «آیتا...هاشمیرفسنجانی نخستین رئیسجمهوری بود که قدرت را در اجرا به عهده گرفت و یگانه رئیسجمهوری هم بود که هیچگاه نگفت که قدرتش کافی نیست؛ بقیه روسای جمهور اعم از آقایان خاتمی، احمدینژاد و روحانی؛ این موضوع را مطرح کردند.» او در عین حال به توضیح درباره اظهارات مسئولان درباره نداشتن اختیاراتشان میپردازد: «علت این است که دچار ناکامی میشوند؛ مخصوصا وقتی کسی ۸ سال رئیسجمهور باشد برخی عملکردهای مثبت دارد و برخی فعالیتهای منفی که اسم آن ناکامی است و وقتی بخواهند ناکامیهایشان را توجیه کنند بالاجبار یکی از مواردی که مطرح میکنند این است که در آن زمینهها اختیارات ندارند مثلا همین بحثی که الان درباره FATF مطرح است که دولت میگوید اگر FATF نباشد نمیتواند مبادلات ارزی را سامان دهد و وقتی FATF تصویب نمیشود، رئیسجمهور میتواند بگوید در حد اختیاراتش نبوده است که آن را تصویب کند، چون باید میرفت مجلس و از آنجا به مجمع تشخیص رفت و تصویب نشد؛ پس
در انتقال پول از خارج دچار بحران شدم و نتوانستم کالاهای اساسی را تامین کنم و به این علت در داخل کشور دچار بحرانیم. یکی هم میتواند اینطور نگاه کند که تو رئیسجمهوری؛ باید بروی صحبت کنی و با کسانی که قدرت تصمیمگیری دارند وقت بگذاری و توجیهشان کنی و این را به تصویب برسانی.»