ادامه از صفحه یک / در جنوب ما با معضل و آسیب «خاکبری» مواجهیم که خاک ایران زمینه ساخت جزایر مصنوعی در کشورهای عربی میشود. در شرق، سالهاست که با معضل «سوختبری» روبهرویم که البته پدیده قاچاق در شرق از چندین دهه پیش به عنوان یک شغل رسمی و نهادینهشده وجود داشته است؛ یک زمان موز قاچاق میشود و مقطعی دیگر لوازم خانگی استوک و پوشاک، فقط نوع وسیله براساس نیاز جامعه تغییر پیدا میکند. در غرب کشور نیز با معضل و مشکل کولبری مواجهیم که این روزها این شغل کاذب سخت و خطرناک در حال تبدیل شدن به شغلی زنانه است. در مرکز کشور نیز آسیب و معضل «پولبری» وجود دارد و اختلاسگران مشغول اختلاس و دست بردن در جیب مردم هستند. تا زمانیکه به معضل بیکاری جوانان توجه نداشته باشیم، آنها ناچارند به این مشاغلهای خطرناک پناه ببرند و جانشان را به خطر بیندازند و هر از چندگاهی تیتر روزنامهها میشوند. حوادث تلخ سروان و سقوط کولبران از کوه و تیراندازی به آنها، اولین بار نبوده و آخرین نیز نخواهد بود، اگر بهدقت مورد مطالعه و بررسی قرار نگیرند و راهکاری برای حل ریشهای این موضوعات اندیشیده نشود. البته ناگفته نماند که این حکایت از
بیتوجهیهایی سرچشمه میگیرد که همواره سعی داشتهایم وضعیت کشور را عالی و آرام جلوه دهیم، ولی اگر با برخورد به یک معضل و آسیب، بهجای پنهانکاری، آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدادیم و مطالعه عمیق بر روی آنها صورت میگرفت، مطمئنا به یک راهکار عملی میرسیدیم. مثلا در مورد معضل سوختبری، پیشنهاد عملی که وجود دارد، این است که حمل سوخت به آنطرف مرزها در قالب تشکلها و تعاونیهای شبهدولتی یا نیمهدولتی یا با نظارت مردم و مدیریت دولت انجام شود. مطمئن باشید تا نیازی در جامعه نباشد، آسیبی نیز رخ نخواهد داد و قاچاقی صورت نخواهد گرفت. ما باید به این نیازهای اجتماعی توجه کنیم و از کنار آن بیتفاوت و خنثی رد نشویم. بیشک با اقدامات راهبردی هم میتوانیم برای جوانان شغل ایجاد کرد و هم به امنیت در منطقه و رضایت مردم رسید.