علت اینکه مردم از پیامرسانهای داخلی استقبال نمیکنند، به دلیل همان سیاستهایی است که بر نظام اطلاعرسانی کشور حاکم است. جهانبینی ما نسبت به این قضایا، سیاستهای ما، مبانی فکری ما یا تلقی از پیامرسان داخلی سلبی است. آزادیهایی که برای این فضا قائل نیستیم، دفاع از حقوق مردم و بستری که مردم در آن احساس امنیت کرده و اطلاعات خود را رد و بدل کنند، ایجاد مشکل کرده است. موضوع پیامرسانهای داخلی از یک جهت جنبه فناوری دارد که این پیامرسانها تا چه حد قابلیت دارند و چقدر رفعکننده نیاز مردم هستند. از سوی دیگر ذهنیتی که پیرامون رفتار حاکمیت با مردم، روزنامهنگاران، مسائل حقوقی ما، مسائل قانونی ما و تاریخ ما وجود دارد نیز موثر خواهد بود. این موضوع که فیلتر تلگرام باعث کاهش اقبال به پیامرسانهای داخلی شد نیز فرضیه مطرح است. مردم از نگاه سلبی میگویند ما رسانهای را میبینیم که آن را فیلتر میکند، چرا به طرف آن نرویم؟ نگاه ما به وسایل ارتباط جمعی، اطلاعاتی و آگاهی بخشی نگاهی سیستمی و کهنه است. همه این عوامل با عوامل بسیار دیگری دست به دست هم میدهند که ما از پیامرسانهای داخلی استقبال نکرده و به سراغ پیامرسانهایی برویم که سرورهای آن از بیرون هدایت میشود. در آن صورت میدانیم اطلاعاتی که رد و بدل میکنیم یا مسائلی که دنبال میکنیم، مورد تعقیب قرار نمیگیرد. بسیاری از اوقات مردم میبینند که حاکمیت با وبلاگنویسان چه میکند. این مسائل بر روند کشور تاثیر میگذارد. بنابراین جنبههای حقوقی، اجتماعی و آزادیهای بنیادی در استقبال مردم از پیامرسانهای داخلی مهم است. استقبال مردم از رسانههای اجتماعی و غیرمتمرکز که کاربر در آن نقش دارد، در همه دنیا مورد استقبال قرار گرفته است. هیچ کشوری، مردمی و گروهی در دنیا از رسانههای مرکزی حمایت نمیکند، زیرا تاریخ بشر نشان داده است که رسانههای مرکزی معمولا، موضوعات و مقولههایی را مطرح میکنند که به منافع سیستم باز میگردد. همه سیستمها میخواهند خود را حفظ کنند. یکی عاقلانه عمل میکند و مردم را با سیاستها و روشهای خود هماهنگ میکند و کار را با مردم پیش میبرد و یکی متاسفانه در مقابل مردم قرار میگیرد و در نتیجه مردم با آن مقابله میکنند. در نتیجه باید اینطور نتیجه گرفت که فیلتر شدن یک رسانه به خودی خود آن رسانه را برای مردم جذاب میکند. علت این است که مردم دو مشکل با وسایل ارتباط جمعی داخلی ما دارند، اول اینکه اعتماد وجود ندارد، دوم اینکه احساس مشارکت نمیکنند. مردم احساس نمیکنند، نیازمند موضوعی هستند که اکنون از رسانه ملی پخش میشود. رادیو تلویزیون یا مطبوعات ما بر موضوعات، مطالب و اخباری تاکید میکنند که واقعا دغدغه مردم نیست. باید دید آیا سیاستهای حاکم بر کشور از دغدغهها، نیازها، خواستهها، ذائقهها و تقاضاهای مردم تشکیل میشود یا خیر؟ یک سیستم میآید، برای خود برنامهریزی میکند و انتظار دارد مردم به دنبال آن بروند. در دنیایی که در واقع با اشباع و تنوع رسانه مواجه هستیم، با اینترنت جهانی رو به رو هستیم، با ماهوارهها و رسانههای آزاد روبهرو هستیم و مردم فرصت دارند، اطلاعات خود را از منابع مختلفی دریافت کنند، این مردم در این زمانه از رسانههای متمرکز استقبال نمیکنند. رسانههای داخلی گرفتاری ضعف فناوری و بیاعتمادی مردم را دارند.