یک متخصص آسیبشناسی و پاتولوژی در مورد مهمترین علل سرطان گفت: از مهمترین علل سرطانکلیه، چاقی است اما دلیل اینکه چرا چاقی باعث افزایش خطر سرطان کلیه میشود، هنوز بهخوبی مشخص نیست. دکتر ملیحه افشاریان در این خصوص بیان داشت: شاید بهدلیل اثری باشد که چاقی روی هورمونهای استروئیدی میگذارد و این هورمونهای استروئیدی باعث افزایش پرولیفریشن سلولهای کلیه میشوند. وی ادامه داد: همراهی چاقی با اختلالات هورمونی مثل کاهش سطح پروتیینهای متصل شونده به هورمونهای جنسی و مقاومت به انسولین و افزایش سطح هورمونهای رشد منجر به افزایش ریسک خطر کلیه میشود. افشاریان، سیگارکشیدن را از دیگر فاکتورهای مهمی اعلام کرد که بهوضوح باعث افزایش ریسک سرطان کلیه میشود و گفت: مورد بعدی هم داروهای کنترلکننده فشارخون بالا به مخصوص دیورتیکهاست. وی افزود: مورد بعدی بیماریهای اکتسابی کیستیک کلیه است بهخصوص در افرادی که طولانیمدت دیالیز خونی دارند و بیشترین نوع کانسر کلیه شناخته شده است. افشاریان بیان داشت که مورد بعدی تماسهای شغلی با برخی مواد مانند تریکلرواتیلن است که در صنایع فلزی از آن استفاده میشود. وی به شیوع سرطانکلیه
اشاره کرد و گفت: سرطان کلیه امروزه از نظر شیوع، نهمین سرطان در مردان و چهاردهمین سرطان در زنان است و بهعنوان شانزدهمین علت مرگ مرتبط با سرطان در جهان شناخته میشود. افشاریان با اشاره به اینکه ۷۰ درصد بیماران تازه شناخته شده سرطان کلیه در کشورهای با سطح اقتصادی و اجتماعی بالا هستند، تصریح کرد: نسبت ابتلای سرطان کلیه در مردان به زنان در جهان دو برابر بوده و این سرطان در کودکان نسبتا نادر است. وی ادامه داد: در ایران طبق آمار ثبت شده در مرکز ثبت سرطانها، سرطان کلیه هفدهمین کانسر از نظر شیوع شناخته شده بنابراین در ایران شیوع کمتری نسبت به جهان دارد اما نسبت کانسر کلیه در ایران هم مانند آمار جهانی در مردان ۲ برابر زنان است و همچنین نسبت کشندگی سرطان در ایران هم نسبت به جهان کمتر است. وی با اشاره به اینکه ۲ تا ۴ درصد سرطانهای کلیه خانوادگی و بقیه موارد تکگیر هستند، گفت: اگر در فردی بستگان درجه اول سابقه ابتلا به سرطان کلیه داشته باشند احتمال ابتلای این فرد نسبت به افراد عادی دو برابر است. افشاریان ادامه داد: در زمینه درمان تحولی که اتفاق افتاده این است که درمانهای آنکولوژیک امروزه هدفمند شدهاند و بهویژه
از ایمونوتراپی برای درمان استفاده میشود. از معروفترین روشهای ایمونوتراپی استفاده از دارویهای مرتبط با PDL۱ است. فعلا برای درمان با سلولهای بنیادی مطالعه تاییدشدهای وجود ندارد.