بستن
کد خبر: ۱۰۰۹۲۲۲

یاد آن شب که صبا بر سر ما گل می‌ریخت

یاد آن شب که صبا بر سر ما گل می‌ریخت
رضا رفیع

من که از نوجوانی، هم به تاریخ علاقه داشتم و هم ادبیات و شعر و طنز؛ در نتیجه شخصیت دکتر باستانی‌پاریزی را بسیار دوست می‌داشتم. استاد تاریخ و ادبیات که نگرشی و نگارشی جدید و جذاب را در تاریخ‌نویسی ایران زمین باب کرد. باب کمیاب. او تاریخ خشک و خشن را با چاشنی شعر و طنز و ادبیات درهم‌آمیخت و دامن دامن، گل بر سر مردمان دیار خویش ریخت تا سخت‌شان نباشد مطالعه تاریخ و عبرت گرفتن از مقاطع مختلف آن.
حالا سخت بود برای من مشتاق که در هوایی شاعرانه و لطیف همراه با ریزش نم نم باران، پای به منزل استاد گذارم و در حیاط منزلی گلچرخ زنم که دیگر صاحبش در قید حیات نیست. در هر قدم از منزل احساس می‌کردم که باستانی‌پاریزی حضور دارد. گاهی از سر شوق و ذوق حال و هوای بارانی‌ام، به یاد استاد، ابیاتی از آن غزل معروفش را در لابه‌لای درخت‌ها و گل‌ها و چمن‌های منزلش زمزمه می‌کردم و قدم می‌زدم و حس می‌کردم که دارم با صدای خود استاد می‌شنوم: «‌یاد آن شب که صبا بر سر ما گل می‌ریخت/ بر سر ما ز در و بام و هوا گل می‌ریخت/سر به دامان منت بود وز شاخ بادام/بر رخ چون گلت آرام صبا گل می‌ریخت/شادی عشرت ما باغ گل افشان شده بود/که به پای تو ومن از همه جا گل می‌ریخت... .»
یاد کتاب «از پاریز تا پاریس» استاد افتادم و یاد مقدمه‌ای که سال ۹۰ بر کتاب چاپ نشده من نوشتند و در آنجا طنز را به وازلین تشبیه کردند و برایم نوشتند: «طنز، چیزی است از نوع وازلین. آری وازلین که بعضی ناهنجاری‌های جامعه را متلائم و نرم‌تر می‌کند... .» (مفصل این مقدمه را به زودی در کتاب تازه ام خواهید خواند).
لحظاتی در اتاق استاد و در کنار تخت استراحتش نشستم و با اجازه پسر بزرگ ایشان،آقای مهندس، عصای استاد را برداشتم و در دست گرفتم.عصایی که همیشه در دست استاد باستانی می‌دیدم و می‌نگریستم که چگونه دست به عصا راه می‌رفت‌.
پسر استاد، در کنار پنجره اتاق پدر، لانه گنجشک‌هایی را نشانم داد که دکتر باستانی پاریزی، خود به آنها غذا می‌داده و همسفره هم بودند. او هرگز با عصایش آنها را کیش نکرده و نگفته است: «گنجشکک اشی مشی، برو لب بوم ما مشین...». بلکه در را باز می‌کردند و گنجشکک‌ها را به داخل تعارف می کردند که: «بیا تو... بارون میاد خیس می‌شی!». روح طنز لطیف و باران خورده‌ای داشت مرحوم باستانی‌پاریزی، روحش شاد!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی