آرمانملي - محمدسياح: گرانيهاي گاه و بيگاه و کمياب شدن کالاها جرياني تکراري است که از ابتداي شيوع کرونا بيش از گذشته اتفاق افتاده و همچنان هم ادامه دارد. اين وضعيت باعث شده تا بسياري از مردم توانايي و قدرت خريدشان را از دست بدهند و همين امر سبب بروز نارضايتي در بين اقشار ضعيف جامعه شده است، چنين شرايطي حاصل نبود مديريت در راس هرم کنترل بازار است. امروز مردم نميدانند که چه کاري بايد انجام دهند و چگونه زندگيشان را با رشد روزانه قيمتها مديريت کنند ولي دلالان و صاحبان کالا خوب فهميدهاند که بازار رها شده و هر کاري بخواهند ميتوانند انجام دهند! در همين زمينه «آرمانملي» گفتوگويي با با عباس آرگون، عضو هيات نمايندگان اتاق بازرگاني تهران، داشته که در ادامه ميخوانيد:
ما هر روز شاهد گران يا کمياب شدن يک نوع کالا هستيم؛ در مورد روغن، مرغ، گوشت، لبنيات و شکر و ساير کالاها اين اتفاق رخ داد. چرا چنين وضعيتي ايجاد شده است؟ آيا سياست خاصي پشت اين موضوع است يا براساس شرايط اقتصادي شاهد چنين اتفاقاتي هستيم؟
بهنظر من سياستي که بخواهد چنين اتفاقي را رقم بزند، وجود ندارد. درواقع فقدان سياست ميتواند منتج به اين موضوع شده باشد، يعني اگر پيشبيني از وضعيت بازار نشود يا تنظيم بازار صورت نگيرد ممکن است نهايتا چنين اتفاقاتي رخ بدهد. بهعنوان مثال بخشي از توليد کالا نياز به مواداوليهاي دارد که از خارج کشور تامين ميشود که اگر توليدکننده نتواند در يک بازه زماني ارز بگيرد و مواداوليه را بهموقع وارد کند تا در زمان اوج مصرف، کالا را توليد و به دست مصرفکننده برساند، حتما مشکلاتي بهوجود خواهد آمد. بهنظر من اگر کمبودي يا گرانياي وجود دارد اين ناشي از فقدان سياست و تنظيمگري بازار است که منتج به اين موضوع ميشود. حالا يک روز در حوزه کاغذ، يک روز در حوزه لبنيات و مواد پروتئيني يا ساير حوزهها اين اتفاق را شاهديم. بايد يک سيستم تنظيمگري وجود داشته باشد که بتواند کل چرخه را ببيند و ميزان ورود و توليد کالا را پيگيري کند. نميتوان از اين بحث گذشت که برخي افراد از اين وضعيت سوءاستفاده ميکنند تا در بازههاي زماني مختلف سودهاي کلان ببرند که البته اين موضوع را ميتوان با نظارت برطرف کرد، يعني با يک سياستگذاري درست و رصد همهجانبه چه آنهايي که در چرخه توليد، عرضه يا چه آنهايي که در حوزه واردات مواداوليه کالا هستند، ميتوان از فعالت سوءجريانها و افرادي که به نوعي در اين شرايط سخت اقتصادي به دنبال سودجويي هستند، کنترل کرد.
چرا مديريت طرف تقاضا دچار آشفتگي شده است؟ آيا اين موضوع به دليل نبود برنامهريزي است يا نبود تعادل در توليد و عرضه کالا يا نبود نظارت بر واردات کالا؟ مشکل کجاست که هر روز بايد شاهد گراني يا کمبود کالا باشيم؟
اين موضوع را بايد از وزارت صمت سوال کرد چراکه تنظيم بازار از وظايف اين وزارتخانه است. درست است اين وزارتخانه در چند وقت اخير داراي وزير بوده ولي طي يک سال از يک ثبات مديريتي لازم و کافي برخوردار نبوده است، فقط طي امسال چهار نفر سکان هدايت اين وزارتخانه را در دست داشتند! اين نوع نبود ثبات در راس سيستم تنظيمگري بازار، به سيستمهاي پايين دستي هم سرايت ميکند. معاونان و مديران و همه اين بيثباتي را حس ميکنند و خود وزارتخانه بايد از يک ثبات کافي برخوردار باشد و ثبات مديريتي را تجربه کند و آن را به سيستمهاي پاييندست خودش نيز تسري بدهد و اين خيلي ميتواند به ساماندهي بازار کمک کند. بعضا در تخصيص ارز هم محدوديتهايي وجود داشته که به دليل تحريمها و محدوديتهاي ناشي از آن ايجاد شده و همه اين مشکلات را به دنبال خودش داشته است. تحريمها، کرونا، محدوديتهاي تجارت، بسته شدن مرزها به دليل کرونا و ... عواملي هستند که دست به دست هم ميدهند و اين مشکلات را به وجود ميآورند. بهنظر من اين افزايش و کاهش قيمتها و کمبودها برنامهريزي شده نيست و بيشتر به دليل نبود برنامهريزي ايجاد شده است
براساس آماري که وزارت صمت منتشر کرده قيمت کالاهاي اساسي از گوشت و مرغ و شکر گرفته تا برنج و ... بين 30 تا 126 درصد در دي ماه نسبت به مدت مشابه سال قبل افزايش داشته است، اين گرانيها تا کجا ميتواند پيش برود؟
اين موضوع بستگي به بازار دارد، تا زمانيکه قدرت خريد وجود داشته باشد افزايش قيمت هم اتفاق ميافتد ولي زمانيکه ديگر مردم نتوانند کالايي را بخرند قيمتها امکان رشد نخواهند داشت، البته زماني هم هست که برخي از کالاها ضروري هستند و افراد به هر قيمتي که شده مجبورند آن را بخرند و اينجاست که حاکميت و دولت بايد نظارت کنند. برخي از کالاها، کالاهاي لوکس هستند که نخريدن آن براي کسي مشکلي ايجاد نميکند، اما برخي از کالاها ضروري و نياز اساسي افراد هستند که بايد تامين شوند و مردم حاضرند از بسياري از هزينههاي خود بزنند و آن کالاي اساسي را بخرند چون به سلامت خود و خانوادهاش ارتباط پيدا ميکند. اين گرانيها سفره مردم را کوچکتر ميکند و به معيشت مردم فشار ميآورد و آنها دچار مشکل ميشوند چون متناسب با رشد قيمتها درآمدها افزايش پيدا نکرده است. از سال گذشته تا امروز 126 درصد قيمت کالاها افزايش پيدا کرد آيا به همين ميزان درآمد افراد اضافه شده است؟ قطعا اضافه نشده و عملا چه اتفاقي رخ داده است؟ سفره مردم اندازهاي که درآمد مردم رشد نکرده، کوچکتر شده است.
با اين وضعيت هزينه سبد خانوار مردم بهشدت افزايش پيدا کرده است، از يکطرف دستمزدها بلاتکليف هستند، از يک طرف برنامه خاصي براي اقتصاد وجود ندارد، برآيند اين وضعيت در اقتصاد در ماههاي آينده چطور ميبينيد؟
بالاخره شرايطي که وجود دارد مشکلات عديدهاي را براي خانوادهها ايجاد کرده است، اميدواريم که اين فرآيند تداوم نداشته باشد و گشايشهايي در بحث صادرات نفت، افزايش درآمد دولت، رشد صادرات کالاهاي غيرنفتي رخ دهد تا اشتغال پايدار ايجاد شود و افراد بتوانند درآمد پايدار هم داشته باشند. توسعه صادرات غيرنفتي و نفتي منتج به ارزآوري بيشتر براي کشور ميشود و ميتوانيم جلوي تورم افسارگيسخته را بگيريم. تورم بهنوعي مالياتي است که از قشر ضعيف گرفته ميشود..