سبک زندگي ما روز به روز در حال عوض شدن است، يعني قديمها هر هفتصد سال يک بار سبک زندگي عوض ميشد، الان مدام اين فاصله کم و کمتر ميشود، اخيرا هر نيم ساعت يک بار سبک زندگيمان در حال عوض شدن است!
يعني از يک نفر بپرسيم: «سبک زندگيت چيه؟!» جواب ميدهد: «الان يا الان؟!» دليل اين افزايش سرعت هم، شبکههاي تلويزيوني و رسانهها و اينترنت و ... است.
اما اين وسط نقش اينترنت در تغيير سبک زندگي خيلي مهم است، چون ما مدام توي اينترنت هستيم؛ توي تختخواب داخل اينترنت، پشت فرمون داخل اينترنت، موقع کار که نگم کلا داخل اينترنت، گوشي ضدآب هم اگر به دستمان برسد که ديگر کلا همه جا داخل اينترنت خواهيم بود.
خب اينترنت چطور و چگونه در سبک زندگي ما تاثير ميگذارد؟! عرض ميکنم:
مثلا يک شبکه اجتماعي مثل اينستاگرام آمده که همه آنجا عکس ميگذارند، يک نمونه از اين تغييرات نسبت به قبل را مثال ميزنم؛ قبلا غذا که سر سفره يا روي ميز ميآمد انگار در زندان آلکاتراز را باز کرده بودند، يکجوري حمله ميکرديم به ميز و سفره که چنگيزخان از آن دنيا شمشيرش از دستش ميافتاد. حتي در مراسمهاي عروسي مجروح و رخمي هم ميداديم، اصلا يادم ميآيد که داييم را شب عروسي پسرخالهام با زحمت به بيمارستان رسانديم!
اما الان ميخواهيد غذا بخوريد، دست ميبريد توي سفره، ناگهان يکي داد ميزند:« دست نزن! بذار سرجاش!» بعد شما ميپرسيد که چي شده که ايشان پاسخ ميدهد: «ميخوام عکس بذارم واسه فالوئرهام!». يکجوري هم ميگويد انگار آنها يک کاسه تخمه جلويشان گذاشتهاند تا ببينند اين بزرگوار شام و نهار چه ميخواهد بخورد و اوقات فراغتشانرو پر کنند!
البته اين کارها هيچ اشکالي ندارد منتها آنجا که اين تغيير سبک زندگي، واقعيت را فداي مجازيت ميکند ديگر بد ميشود! واقعا شما يکسر به شبکههاي اجتماعي که بزنيد، همه يا توي جاده هستند، يا دارند غذا ميخورند، يا رستوران و کافيشاپ و عروسي هستند. يعني همه در دنياي مجازي شاد هستيم اما آيا در دنياي واقعي هم شاديم؟! پس بد نيست که اين زندگي يا اين ويترين مجازي را توي زندگي واقعيمان هم رعايت کنيم؛.هيچ اشکالي ندارد و من قول ميدهم کسي ناراحت نشود.