آرمان ملي: هنوز در تصور اين است که اظهارات و ادعاهايش تاثيرگذار است. براي مسئولان کشورهاي ديگر نامه مينويسد و توصيههايي به آنها ميکند تا در اداره کشورشان موفق باشند! خودش ميداند توجهي به اين نامهها نميشود و مصرف خارجي ندارد اما ميداند سبب فراموش شدنش در داخل نميشود. دست به قلمش خوب است و از همان سالي که راهي ساختمان پاستور شد نامهنگاريهايش را هم آغاز کرد از جرج بوش و آنگلا مرکل، ژاک شيراک و سارکوزي گرفته تا پاپ بنديک شانزدهم و اوباما؛ حالا هم که جو بايدن بعد از يک رقابت تمامعيار چهل و ششمين رئيسجمهور آمريکا شد، محمود احمدينژاد تصميم گرفت تا او را هم از نامههايش بينصيب نگذارد. آنطور که وبسايت دولت بهار نوشته است رئيس دولتهاي نهم و دهم با ارسال نامهاي خطاب به جو بايدن رئيسجمهور جديد آمريکا، توجه وي را به ضرورت جبران خطاهاي اسلافش در مواجهه با مسائل جهاني از جمله ايران جلب کرد و خواستار پيروي دولتمردان آمريکا از اراده مردم آن کشور در اتخاذ تصميمات درست از جمله عدم دخالت در امور ديگر مناطق و کشورها، توقف توليد و فروش سلاحهاي کشتار جمعي و امحاي زرادخانهها، جمعآوري پايگاههاي نظامي، امنيتي و اطلاعاتي آمريکا از سراسر جهان، توقف خلق دلار توسط فدرال رزرو و پايان دادن به برداشت از جيب مردم جهان، به رسميت شناختن و احترام به حقوق اساسي ديگر ملتها از جمله حق تعيين سرنوشت و بازگشت نيروهاي نظامي آمريکا به داخل آن کشور شد.
توصيههايي به هيات حاکمه آمريکا
احمدينژاد در بخش ديگري از اين نامه توصيههايي درباره هيات حاکمه آمريکا دارد: با توجه به تسلط هيات حاکمه آمريکا بر نظامات پولي و بانکي بينالمللي، شوراي امنيت و سازمان ملل متحد و شبکههاي رسانهاي و اطلاعاتي مجازي و غيرمجازي جهاني، استقرار در بيش از 1000 پايگاه نظامي، اطلاعاتي و امنيتي در اغلب کشورها، داشتن گستردهترين و پيشرفتهترين زرادخانه سلاحهاي اتمي، شيميايي، ميکروبي و هارپ و احراز عنوان بزرگترين فروشنده سلاحهاي کشتار جمعي به کشورها، آيا ميتوان افکار عمومي ملتها را دور زد و بر سياستها و رفتار هيات حاکمه ايالاتمتحده، که عامل اصلي وضع جاري جهان است سرپوش گذاشت. چگونه ميتوان وضع موجود را که محصول انديشه داروينيستي حاکم بر هيات حاکمه پشت صحنه ايالاتمتحده آمريکا و تمايل شديد آنان براي تسلط بر جهان و حفظ برتري بلامنازع، قدرت، رفاه و امنيت خود با تحميل حقارت، ضعف، فقر و ناامني به ديگران است، ناديده انگاشت. به نظر جنابعالي آيا اين رفتارها ميتواند با حقيقت و گرايشات فطري انساني براي دوستي و مهرباني، همزيستي مسالمتآميز و احترام و کرامت انساني سازگاري داشته باشد. وي نوشته است: آيا وقت آن نرسيده است که دولتمردان آمريکايي، همانگونه که مردم آمريکا اراده کرده و اعلام مينمايند، با اتخاذ تصميمات درست مانند توقف دخالت در امور ديگر مناطق و کشورها، توقف توليد و فروش سلاحهاي کشتار جمعي و امحاي زرادخانهها، جمعآوري پايگاههاي نظامي، امنيتي و اطلاعاتي آمريکا از سراسر جهان، توقف خلق دلار توسط فدرال رزرو و پايان دادن به برداشت از جيب مردم جهان، به رسميت شناختن و احترام به حقوق اساسي ديگر ملتها از جمله حق تعيين سرنوشت و بازگشت نيروهاي نظامي آمريکا به داخل کشور خودشان، نقش و مسئوليت خود را در اصلاح وضع، به نفع عدالت و انسانيت، به خوبي ايفا نمايند. قبلا جناب آقاي باراک اوباما فرصت کمنظيري براي انجام اين مسئوليت تاريخي و انساني در اختيار داشت ليکن با تسليم شدن در برابر سرمايهداران پشت صحنه سياست آمريکا و قرار گرفتن در مسير سلطهگري آنان، فرصت را از دست داد و جناب آقاي دونالد ترامپ هم از فرصتها استفاده نکرد. اينجانب طي مکاتباتي با اين آقايان اين مسائل و ضرورت انتخاب حقيقت و راه مردم و انجام مسئوليت بزرگ انساني را بهوضوح تذکر داده بودم. اميدوارم جنابعالي اراده لازم براي ايستادگي در برابر خواستههاي نامشروع سرمايهداران پشت صحنه دولت آمريکا را داشته باشيد و از فرصت استثنايي حضور در کاخ سفيد بهخوبي و در خدمت مردم بهره ببريد و نام نيکي از خود به جا بگذاريد.
احمدينژاد علاقهمند به ارتباط با آمريکا
احمدينژاد در ادامه نامه درباره روابط ايران و آمريکا تصريح کرده است: «در موضوع خاص و البته بسيار مهم رابطه دو کشور ايالاتمتحده آمريکا و ايران نيز بايد بر مطالبي مجددا تصريح نمايم. علي القاعده شما نيز بايد بدانيد که ايران تحت هر شرايطي، هرگز به دوران قبل از انقلاب که مقامات ايالاتمتحده، دولت و ملت ايران را جزء مايملک و قلمروي حکمراني خود به حساب ميآوردند برنخواهد گشت. روشن است که ملت ايران «گرچه از نحوه اداره کشور خود بهشدت ناراضياند» ليکن، با انقلاب عظيم و فداکاريهاي کمنظير فرزندان خود به ويژه در دفاع مقدس در برابر جنگ تحميلي صدام که با حمايت ايالات متحده و برخي متحدان اروپايي آن انجام شد، به همگان اعلام کردند که مانند هميشه تاريخ همچنانکه هيچگاه به دنبال تجاوز و سلطه بر ديگران نبودهاند، هرگز اجازه تسلط بر سرنوشت خود را نيز، به بيگانگان، نميدهند. بدانيد که ادامه فشار به ملتها يا آغاز جنگي ديگر، هيات حاکمه آمريکا را به اهدافش نخواهد رساند و شرايط را براي همه طرفهاي درگير بسيار سختتر خواهد کرد. انتخاب هر جهتگيري و محوريت ديگري به عنوان مبنا براي برنامهها و اقدامات حکومتها و دولتها امري باطل بوده و در برابر قوانين اساسي مشترک شناختهشده و مورد قبول و احترام جامعه و حقوق بينالملل، محکوم و بلکه مستوجب مسئوليت قانوني است.» در ادامه نامه آمده است: «امروز دو ملت بزرگ ايران و آمريکا در بالاترين تراز از درک ضرورت همزيستي مسالمتآميز و علاقهمندي نسبت به توسعه و تعميق روابط دوستانه، به دليل وجود محدوديتهاي ناشي از اعمال سياستهاي خصمانه، ناخرسند از وضعيت ناخواسته تحميلي موجود، منتظر گشايش جدي در افقهاي ارتباطي، همدلي و همکاري در عرصههاي گوناگون فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي با يکديگر هستند. با تکريم شايسته ملت بزرگ آمريکا، لازم است يک بار ديگر بر جايگاه بلند ملت ايران در پايهگذاري تمدن بشري و نقش بيبديل آنان در توسعه دانش و پيشرفت جامعه انساني و ارائه منشي انسانگرا و جهانمدار و پرچمداري در گسترش عشق و صلح تاکيد نمايم. احمدينژاد نوشته است: «تخاصم بين دو کشور ايالاتمتحده و ايران نتيجهاي جز خسارت براي دو ملت و ديگر ملتها نخواهد داشت. بهترين اقدام اين است که با تغيير سياستها، عقلاي دو طرف، بر اساس عدالت و احترام، تقابل را به تعامل و همکاري در چارچوب منافع دو ملت و البته کمک به صلح و امنيت منطقهاي و جهاني و بسط آزادي و عدالت در جهان تغيير دهند. اذعان ميفرماييد که در هر صورت دولتها اجازه ندارند مانع از دوستي، تعامل، رفتوآمد و همکاري بين ملتها شوند. ترديد ندارم که رابطه متقابل دو ملت ايران و آمريکا و به تبع، دولتها، ظرفيت عظيمي از همدلي و تلاش جمعي براي اعتلاي دو ملت و گسترش دوستي، صلح، عدالت و امنيت در جهان فراهم خواهد ساخت.»