هر چيز وارداتي که به کشور ما ميآد حتما بايد ايرانيزه بشه؛ چون اين اصلا يه توفيق اجباريه؛ دقيقا مثل آش کشک خاله! «سويج» هم از اين توفيق بيبهره نموند و کاربردش بهکل عوض شد؛ من اولين بار اين استيکررو تو استوري دوستم، روي عکسِ ساندويچِ فلافل دونونهيِ گاززدهاشرو ديدم. واقعيتش وقتي به ترکيب غذا و سويج فکر ميکنم تنها چيزي که به ذهنم ميآد، قبيله آدمخورهاست! نميدونم، شايدم منظور دوستم از «savage» جاي دندونهايش روي ساندويچ بود؛ چون شکل رد دندونهاش شبيه رد دندونهاي اوانگوتان بود. چند روز پيشم دختر همسايهمون، که يکي از گونههاي در خطر انقراض حيات وحشه، وقتي فالوورهاش به 10 هزار نفر رسيد، اسکرين شات گرفت و نوشت.«savage» . راستش انتظار داشتم تمام فالوورهاش يا قصاب باشن يا حداقل دخترهايي باشن که سبيلوفيلي دارن؛ اما وقتي به ليست دنبالکنندههاش نگاه کردم، جز لبهاي غنچه شده چيز ديگهاي نديدم! اينجا بود که فهميدم آدم بايد سويجهاي زمونهاشرو بشناسه. اين کار يه مراحلي داره:
اولين قدم، فهميدن معني ايرانيزهي اين کلمه است savage . يعني وحشي و رامنشده که وقتي وارد فرمول ايرانيزه ميشه براي هر چيزي به کار ميره، به جز اون چيزي که بايد بره! مثلا اين فرمول کاري ميکنه که سوشا مکاني با شلوار باب اسفنجي وحشي و رامنشده به نظر بيآد.
قدم دوم، اينه که شما به عنوان يک سويجباز بايد خودتون رو تو موقعيت سويجپسند قرار بديد. حالا کي يا چي تعيين ميکنه که يه موقعيت سويجپسند هست يا نه؟ مردم! مثلا براي مردم، حضور تو اکستنشن سويجتر از حضور تو مسابقات UFC به حساب ميآد.
قدم سوم و آخر هم اينه که شما بايد يه کپشني بنويسيد که وقتي مخاطب استوريتونو ديد، زمين رو گاز بگيره و تا دستشويي سينهخير بره.