بستن
کد خبر: ۱۰۰۷۷۸۸

خشم فروخورده

خشم فروخورده
بهار اصلانی

دکتر جان ديشب خواب ديدم در همان ميهماني هميشگي هستيم، سيمين دانشور يک گوشه مجلس با موبايلش در کلاس آنلايني تدريس مي‌کرد. پيش از شروع کلاس به همه ما خصوصا جلال آل احمد تاکيد کرد که جلوي دوربين نرويم.

از آشپزخانه صداي شکستن شيشه به گوش رسيد. خيام و رازي در حالي که مي‌خواندند: «ششش ششش شيشه شکست» به سمت آشپزخانه رفتند و وقتي برگشتند رازي گفت: «چيزي نيست مامي ليوانِ فرويد‌رو شکسته.» خيام ادامه داد: «ترکيب پياله‌اي که درهم پيوست، بشکستن آن روا نمي‌دارد مست.» فرويد گفت: «مامي اگر نمي‌تواني انجامش دهي، از آن دست بکش!» بعد رو کرد به شهريار و پرسيد: «هفته پيش هم ليوان تورو شکسته بود مگه نه؟» شهريار پاسخ داد: «نه! شکستن مال من کار بي‌صفايان نيست، که شهريارم و صاحبدلان سپاه من است. ليوان نظامي‌رو شکسته بود.» نظامي گفت: «اگر با من نبودش هيچ دامي، چرا ظرف مرا بشکست مامي؟!» حافظ گفت: «‌رفيقان چنان عهد صحبت شکستند، که گويي نبوده‌ست خود آشنايي. اينکه شيشه است مي‌شکنه ديگه! گذشت و انصاف داشته باشين.» جلال گفت: « نه بابا شيشه کجا بود؟ ليوان من فلزي بود ديده نمي‌شکنه، لگدش کرده که خم بشه. عمداً اين کارها‌رو مي‌کنه!» رازي خنديد و به جلال گفت: «جلال جون از اين ليوان فلزي‌ها که تيمارستان به ديوونه‌ها مي‌دن داشتي؟» جلال گفت: «من توي اون‌ها اسکيمو درست مي‌کنم.» بعد از جايش بلند شد و با زيرپوش رکابي‌اي که تنش بود رفت ليوان کجش را از روي ميز سيمين بياورد و به حضار نشان بدهد. شاگردان کلاس آنلاين سيمين، جلال را از پشت دوربين ديدند و سوت زدند.

سيمين با کلافه‌گي گفت: «‌وظيفه من به عنوان نويسنده جذب توده مردم است تا درک مناسبي پيدا کنند و سراغ کارهاي انتزاعي بروند. از فردا شاهد اثر رکابي جلال توي آثار انتزاعي ملت باشين.»

دوستم گفت: «مشاهير محترم، من براي همه يه دست ليوان آرکوپال مي خرم. شما ببينين خشم مامي از کجا آب مي‌خوره. چرا دنبال علت نيستين؟!» مامي از آشپزخونه بيرون آمد و فرياد زد: «علت همين حضورتونه. خسته‌ام کردين! بترسين از خشم فروخورده يه آدم خسته!» مشاهير در سکوت لباس پوشيدند و از تالار خارج شدند. رازي و خيام براي اينکه طبيعي‌تر جلوه کنند خودشان را به خواب زدند و خروپف کردند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی