در خصوص صحبتهاي رئيس بانک مرکزي مبني بر رسيدن قيمت ارز به کمتر از 20 هزار تومان بايد بگويم، اين را ميتوان نوعي اتمام حجت دانست، گرچه تجربه نشان داده اين صحبتها نتيجه عکس ميدهد و بايد ببينيم تا چه حد جدي است و اگر به واقع پديده مذاکرات و سياستهاي خارجي در حال تغيير باشد، به طور حتم قيمت ارز نيز نبايد مبلغ فعلي باشد و گرچه اندازه ميزان افت آن به زير مبلغ اشاره شده هم سوال مهمي است. در کل بالارفتن و پايين آمدن غيرمنطقي قيمت، باعث مشکلات متعدد اقتصادي خواهد شد و زمان زيادي نياز است تا جامعه خود را با آن تطبيق دهد. سوال ديگر آن است که آيا با پايين آمدن نرخ ارز، کاهش قيمت در محصولات هم اتفاق خواهد افتاد يا خير و اين نکتهاي است که بسياري از اقتصاددانان به آن اشاره کردهاند. اصولا نوسانات شديد به هر دو سمت باعث اخلال در اقتصاد کشور ميشود و آنچه از بانک مرکزي انتظار ميرود آن است که سياست کاهشي آهسته و مستمر اتفاق بيافتد. ما در حال حاضر شاهد آن هستيم که مواد اوليه بالاخص در گروه پتروشيمي نه تنها ارزان نشده است، بلکه گران شده و اين منجر ميشود تا قيمت تمام شده محصولات افزايش پيدا کند. از طرفي انتظار ميرود اثرات افت قيمت ارزش مشهود و قابل قبول باشد و اين در حالي است که ظرف ماههاي گذشته شاهد نوسانات بسياري در اين قسمت بوديم. لذا هيچ فردي قيمت کالاها را به سمت کاهشي تغيير نميدهد. واقعيت امر آن است که اگر توافقي شکل گيرد و تحريمها کمتر شود ما همه منتظر کاهش قيمت ارز هستيم، گرچه انتظار نميرود اين اتفاق به سرعت عملي شود. در هر حال اکنون با قيمت ارز نيمايي ثبت سفارش برخي محصولات انجام ميشود و سه ماه طول ميکشد تا کالا وارد بازار شود. صحبتهاي همتي هم سبب ميشود تا رکود بازار دوچندان شود، به عبارت دقيقتر کسي خريد نميکند و همه منتظر افت قيمت هستند که اين ميتواند دو مرتبه عامل اخلال شود. به نظر من بايد روند کاهشي ارز آهسته پيش رود و شوک وارد کردن به بازار ارز دردسرساز خواهد بود و کارآفرينها و فعالان اقتصادي را سردرگم خواهد کرد. ما بايد توجه کنيم هر صحبتي ميتواند بر روند کالاها بالاخص کالاهاي خارجي و مواد اوليه تاثيرگذار باشد و اين به واقع مهمترين نکته است. از طرفي ديگر انتزاعي عمل کردن باعث به وجود آمدن مشکلات بسياري در اقتصاد ميشود. ما سومين تورم دنيا را داريم و لازم است در ابتدا براي هر قدمي اين معضل کنترل شود و زماني که اين اتفاق بيفتد پول ملي تقويت خواهد شد. دولت بايد ابتدا کنترل نقدينگي را در دستور کار داشته باشد. ولي در هر صورت سياستها و تصميمات فعلي ضد توليد است و به اين قسمت فشار زيادي وارد خواهد کرد. به واقع صحبتهايي از اين دست در هيچ کجاي دنيا بلاخص توسط روساي بانک مرکزي مطرح نميشود و اين در حالي است يک حرف در آن جايگاه ميتواند ميلياردها نفع و ضرر براي افراد مختلف به دنبال داشته باشد. به طوريکه در گذشته ديديم با اظهارنظرهاي مختلف عدهاي سهام خود را با کاهش فروختند.