سخنان زيادي بيان ميشوند که هزينهاي هم ندارند، مگر صحبت خاصي باشد که هزينههايي براي برخي به همراه دارد. ما چوب اين هزينهها را خوردهايم و تنمان آماج اين هزينهها شده است. با اين حال ظاهرا براي عدهاي شرايطي است که گمان مي کنند که هرطور ميخواهند حرف بزنند. اين صحبت آقاي احمدينژاد که مردم بازيچه دست سياستمداران فاسد شدهاند، کليات است. خود ايشان حداقل 8 سال بهعنوان مقام عالي اجرائي کشور کار ميکردند. پيش از آن نيز سالها در مناصب استانداري و ديگر جاها فعال بودند. چه پيش از رحلت امام و چه پس از آن، خود آقاي احمدينژاد از دانهدرشتهاي سياستمدار بودند. سياستمداران هرچه هستند، خود آقاي احمدينژاد نيز ميتواند بخشي از آنها باشد. اين صحبتها بيشتر مصارف انتخاباتي دارد که تنها مربوط به ايشان نيست. افراد ديگر نيز کليگويي ميکنند و مشخص نيست که مصداق اين سخنان خود آنها هستند يا فرد ديگر. شخص ديگري نيز گفته بود که به دليل دور افتادن از راه امام اين کاستيها وجود دارد يا صحبتهايي از اين قبيل مطرح ميشود. نزديک انتخاباتها بازار اين سخنان داغ و گرم است و جلوي اين حرفها را نيز نميتوان گرفت. اين حرفها نه در روند امور تاثيرگذار است و نه دردي را ميکند، جز اينکه براي عدهاي سرگرمي و براي خودشان ارضاي نفس است. فکر نميکنم اين سخنان در هدفگذاريها تاثيرگذار باشد. دليل مسامحه با آقاي احمدينژاد اين است که اگر بخواهند با او برخورد کنند، با فردي که خود روي کار آوردهاند برخورد کردهاند. کاري به خوب يا بد بودن اين شخصيت نداريم اما اين فرد دستپخت خود آنهاست. آقاي احمدينژاد يکي از عناصري است که به وسيله خود آنان مطرح شده و بهوسيله خودشان نيز مسئوليت گرفته است. هر کاري که اين فرد انجام داده، به پاي همه مجموعه نوشته ميشود. بنابراين محکوم و برخورد کردن با اين شخصيت، برخورد با خود است. معمولا ترجيح داده ميشود که يا اين مسائل مطرح نشود يا اگر مطرح شد، با سکوت از کنار آن عبور شود. آقاي احمدينژاد ميداند که اجازه نميدهند در انتخابات شرکت کند و قطعا هم اجازه اين موضوع داده نميشود. اين امري مسلم است ولي او تصور ميکند که سردمدار يک جريان فکري است. شکي نيست که در فشارهاي اقتصادي موجود در کشور، عدهاي تصور ميکنند که شعارهاي پوپوليستي براي آنها راهگشا باشد و احمدينژاد نيز اين را ميداند. امروز هرکس که شعار نان و آب مردم را بدهد، شايد مردمي که زير فشارهاي طاقتفرسا هستند، گاهي فکر ميکنند آن فرد کورسوي اميدي باشد. در جامعه 85 ميليوني ما که اين مقدار فشار و گرفتاري وجود دارد، به نوعي از اين پتانسيلي که در مردم وجود دارد سوءاستفاده ميشود. اگر کاري از دست کسي برميآيد، برنامه خود را ارائه دهد. آقاي احمدينژاد 8 سال مديريت کشور را در دست داشت و زمينهساز بخشي از مشکلات امروزي خود ايشان بودند. تشديد تحريمها يکي از اين مسائل بود. زماني که ايشان قهر کردند، کشور زير سختترين فشارهاي بينالمللي بود و تحريمهاي سازمان ملل را داشتيم. پس از آن نيز همفکران آقاي احمدينژاد باعث شدند، همين برجام که کورسوي اميدي در آن بود، از بين برود و به اين روز بيفتيم. اگر امروز برنامهاي دارند، بگويند، کليگويي فايدهاي ندارد. مردم تحت فشار هستند و از اميد بدشان نميآيد اما اگر اميد واهي داده شود، جفاي مضاعف به مردم رخ داده است.