انقلاب مشروطه سرفصل مهمي در تاريخ سياسي کشور است؛ براي نخستين بار اصل تفکيک قوا پذيرفته شد و قواي سهگانه، مجريه، مقننه و قضائيه جايگاه خود را پيدا کردند. در همان زمان اين نقد بر قانون اساسي را وارد آوردند که قوه مردم کدام است؟ مردم چه جايگاهي در عرض و طول قواي سهگانه دارند؟ صحبت از اين شد که مطبوعات - رکن چهارم آزادي - هستند؛ مطبوعاتي که در زمانه خود خوش درخشيده بودند و باور بر اين است که نشريات اواخر دوره ناصري و دوره مظفرالدينشاه نقش بالايي در روشنگري بازي کردند، قانون، حبلالمتين و روزنامههاي ديگر در سکوتستان قبل از مشروطه نداي آزاديخواهي کساني بودند که دل در گرو مهار قدرت مطلقه شاه داشتند با انقلاب مشروطه چندين روزنامه مترقي و مستقل منتشر شدند، صوراسرافيل، حبلالمتين، روحالقدس و چندين نشريه ديگر، اما دولت وقت تاب تحمل مطالب نشريات انقلابي و مستقل را نداشت، جدال محمدعليشاه با انقلابيون خصوصا نمايندگان مردم و به توپ بستن مجلس پاياني بود بر نخستين بهار آزادي مطبوعات صدر مشروطه، وقتي فشار محمدعليشاه بر مديران روزنامهها زياد شد و عليه مديرمسئول روزنامه روحالقدس شکايت شد، مديرمسئول آن شيخ احمد تربتي معروف به سلطانالعلماء خراساني از حضور در دادگاه امتناع کرد و دليل آورد که حسب قانون اساسي محاکمه مديرمسئول روزنامه بايد در دادگاه علني و با حضور هيات منصفه باشد. وقتي قانون مطبوعات نوشته و اولين محاکمه مطبوعاتي برگزار شد شيخالعلماء خراساني مجرم شناخته نشد و انتشار روزنامهاش بلامانع شد اما حادثه باغشاه و بمباران مجلس پاياني بود بر فکر رکن چهارم آزادي يعني مطبوعات، در دوران مشروطه جهانگيرخان صوراسرافيل سردبير روزنامه صوراسرافيل با آن مقالات آتشين خود و طنز گزنده علياکبر دهخدا - دخو - با حلقآويز کردن ميرزا جهانگيرخان و مضروب و مجروح کردن شيخ احمد تربتي پايان يافت،
ادامه صفحه 9