خبرهاي امروز را درحالي پيگيري ميکنيم که اينجا همهچيز بسيار آرام است و ما بسيار خوشبختيم و اصلا خدارو شکر که هيچ دغدغه و مشکلي در هيچکجاي زندگي فضاييمان پيدا نميشود و تمامي اهالي کهکشانهاي دور و نزديک در صلح و صفا و صميميت با يکديگر زندگي ميکنند و هيچکدامشان هم قصد نصف کردن ديگري را ندارد.
الهي شکر!
هرچه در اين کيهان بيدر و پيکر بيشتر گشتو گذار ميکنم بيشتر ميفهمم که چقدر صلح و صفا و دوستي و عشق از همهچيز مهمتر است و اميدوارم شما هم اين موضوع را درک کرده و همين الان گوشيهاي بسيار هوشمند خود را درآورده و با استفاده از اينترنتهاي بسيار پرسرعت خود، شبکههاي مجازي داخلي را باز کرده و به عزيزان خود پيامهاي پرمحبت ارسال کنيد.
به هرحال دنيا دو روز است و يک روز آن قطعا ديروز بوده!
يکي از مسائلي که از ديرباز ذهن تمام دانشمندان را به خود مشغول کرده اين است که پس اين حيات بيگانه کجاست؟! مگر ميشود در اين کيهان بزرگ و بدون انتها، فقط ما تحفههاي دو پا تک و تنها زندگي کنيم؟! مگر ميشود فقط ما، گونههاي مثلا هوشمند موجود در اين جهان با اين عظمت باشيم؟! شوخي داريم مگه ما با شما؟!!!
به اين قضيه در علم فيزيک و ستارهشناسي و فضايي ميگويند:«پارادوکس فرمي»
پارادوکس فرمي ميگويد چرا باوجود اينکه ما علم يافتن و کشف ميلياردها کهکشان و ستاره و سياره و هزار مدل خرت و پرت ديگر را داشتهايم، هيچوقت (حداقل تا همين امروز) با موجودات هوشمند بيگانه روبهرو نشدهايم و نشانههايي از حيات آنها نديدهايم؟
البته از نظر من و ديگر اهالي کهکشان راه شيري، پاسخ اين سوال بسيار ساده است!
تحفههاي دوپاي زميني زيادي روي مدل حيات خود و الزامات و امکانات موردنيازشان براي زندگي حساب کردهاند و فکر ميکنند فقط همين مدلي که اينها زندگي ميکنند، حيات است و بقيه اهالي کهکشان را حتي در حد يه زيرزمين بدون نور ته يه کوچه فرعي هم حساب نميکنند.
درواقع چه دليلي دارد کسي که ساکن سياره ونوس (زهره) است و عادت دارد قرار ملاقاتهاي عاشقانهاش را زير بارانهاي اسيد سولفوريک تنظيم کند، براي ادامه حيات حتما به دو تا هيدروژن چسبيده به يدونه اکسيژن يا همون آب نياز داشته باشد؟
يا مثلا کسي که در مريخ به يک ميدان مغناطيسي ضعيف عادت کرده چرا بايد علاقهاي به جاذبه گرانشي زمين داشته باشد و حتما براي ادامه زندگي، لَنگِ يه اپسيلون ميدان مغناطيسي باشد؟!
اصلا ممکن است ساکنان مشتري عاشق بادها و طوفانهاي آن سياره باشند و براي ادامه حيات به جاي گوشت و مرغ و پروتئين به باد هواي قمر مشتري نياز داشته باشند!
واقعا چرا زور ميگيد؟! پارادوکس فرمي توي ذهن خود شما تحفههاي دوپاست وگرنه که زندگيما اين بالا خيلي هم خوبه. فقط علاقهاي نداريم با موجوداتي سروکله بزنيم که چشم ديدن يکديگر را ندارند و از هيچ تلاشي براي نابود کردن هم فروگذار نميکنند.
بريد دنبال همون زندگي زميني مسخره خودتون و ما رو توي عالم جذاب و هيجان انگيزمون تنها بذاريد لطفا. مرسي...اه