ادامه از صفحه اول / اکنون اين شخص جاي برايان هوک نژادپرست و جانشين او که اعتقاد به کاربرد فشار حداکثري عليه ايران را داشتند، گرفته است. اما داستان به همينجا خاتمه نمييابد، جو بايدن قول داده برخلاف دوران دونالد ترامپ، به مشورت و رايزني با متحدين خود در اروپا و خاورميانه بپردازد. علاوه بر آن، جو بايدن بايد نظر غالب دموکراتها و جمهوريخواهان آمريکايي را نيز درنظر بگيرد. متاسفانه در مجالس نمايندگان و سناي آمريکا، دشمني با ايران و فشار سياسي بر ايران نظر غالب است و آن در اثر 42 سال فقدان روابط ديپلماتيک بين دو کشور، تبليغات فراوان عليه کشورمان و ترويج ايرانهراسي و نبود يک لابي قدرتمند در آن دو مجلس که همه کشورها و گروههاي مخالف جمهوري اسلامي داراي لابي هستند، بهوجود آمده است. ايران در اين 42 سال، هيچگاه اعتقاد پيدا نکرده بايد براي ايجاد چنين لابي تلاش کند و لابيهاي خودجوش ايراني هم متهم شدهاند. در اروپا هم طبق معمول نياز به رايزني و تلاش ديپلماتيک دارد تا مواضع اروپاييها نسبت به همکاري آمريکا با ايران شکل مثبت و سازنده به خود بگيرد. نقش منفي فرانسه در مذاکرات سالهاي تکوين برجام و هماکنون براي شامل کردن عربستان در مذاکرات احتمالي شاهد اين گفتار است. در اين مورد هم در عرض 42 سال گذشته، مواضع اعلامي ايران نسبت به اروپاييها چندان گرم نبوده و هر روز معضلي در روابط هويدا گرديده که يک نقيصه بزرگ محسوب ميشود. نقايص گفتهشده در آمريکا و اروپا اگر در کنار نقايص در منطقه خاورميانه مدنظر قرار گيرند، نتايج ديپلماسي آمريکا براي بازگشت به برجام، ساده و به نفع ايران نخواهد بود. در چنين فضايي، رئيسجمهور آمريکا و رابرت مالي، مسئول روابط آمريکا با ايران، مردد ميمانند که بين بازگشت به برجام و خواستههاي جمهوريخواهان، متحدان اروپايي و منطقهاي چگونه تنظيم درستي کنند. چنانچه دولت جديد آمريکا در بازگشت به برجام ترديد کند يا روي جدولي براي بازگشت گامبهگام دو طرف به برجام نتواند با ايران به توافق برسد، گذشت زمان يک اشتباه استراتژيک براي آمريکا خواهد بود؛ زيرا مخالفان برجام در ايران منتظر چنين اشتباهي از سوي آمريکاي جديد هستند تا بگويند دونالد ترامپ و جو بايدن هر دو سر و ته يک کرباسند و مهر بطلان بر هر همکاري در چارچوب برجام بزنند و ديگر برجام، برجام نخواهد شد. بهطريق مشابه، اگر اسرائيل هم دچار توهم حمله به تاسيسات هستهاي ايران شود، حتي در صورت موفقيت، مخالفان برجام را به سوي هستهاي شدن کشور سوق ميدهد. بنابراين شرايط خطير است، نه آمريکا و نه اسرائيل، نبايستي تواناييهاي ايران را دستکم گرفته، بي گدار به آب بزنند و دچار اشتباهاتي شوند که ايران در راستاي نظر مخالفان برجام حرکت کند. اگر طبق نسخه رابرت مالي، يک گفتوگوي سازنده و احترامآميز با ايران صورت گيرد و خواستههاي ايران بر طبق منافع و امنيت ملي خود در خاورميانه در نظر گرفته شود، ميتوان گفت سازندهترين فرمول براي عبور از اين مرحله خطير خواهد بود.