باور کنيد من اينقدر عذرخواهي کردم و عذرخواهي شنيدم که کف کردم. البته کيفيت کف کردنهايم با هم تفاوت دارند؛ در مورد اولي، کفم لايهلايه است که با پودر نارگيل و يک توتفرنگي وسطش تزئين شده. توتفرنگي با رنگ قرمزش نماد شرمساريوخجالت، و پودر نارگيل هم يک تضمين از آهنگ «سياهه نارگيله» براي عوض کردن جو است.
لايههاي مختلف نيز نشاندهنده مراحل عذرخواهي است؛ مثلا اگر به کسي سيلي بزنم، تعداد لايهها همينجور زياد ميشوند تا بالاخره به لايه پنتهوزنشين برسد که با خوردوخوراک آدم کار دارد. البته من ميتوانستم از همان اول به جاي لايهبازي، بگويم: «من خورشت کرفس رو با خورشت باميه ميکس خوردم که بهت سيلي زدم»؛ اما خب ميدانيد که ايراني سرش برود، مقاومت کردنش در برابر حقيقت نميرود.
به همين خاطر تصميم گرفتم شيوه جديدي را به کار بگيرم که همان کار عذرخواهي کردن را ميکند؛ اين روش بر اساس «جوري ميزنمت که نفهمي از کجا خوردي» طوري طراحي شده که افراد ناراحتي قبليشان از شما را در جا فراموش کنند. همين سيلي زدن را در نظر بگيريد؛ دفعه بعدي که به کسي سيلي زدم براي اينکه از دلش در آورم ميخواهم اين بار يک لگد به پايش بزنم تا سيلي قبلي را فراموش کند.
نکته مهمي که در اين روش وجود دارد اين است که نبايد نقطه قرينه را هدف بگيريد؛ يعني مثلا اگر قبلا به اين ور صورت طرف سيلي زديد، برنگرديد و به آن ور صورتش هم سيلي بزنيد. اين کار شما در اين مثال، اين مفهوم را ميرساند که «بود و نبود پشه فرقي نميکنه، به هر حال من ميزنمت». فقط تنها مشکلي که اين وسط وجود دارد، مردن طرف است؛ چون شما بايد اينقدر طرف را بزنيد که زدنهاي قبلي را فراموش کند، و همانطور که ميدانيد عمر آدم دست خودش نيست و ممکن است جانش را از دست بدهد.
حالا شما ميتوانيد با الگو قرار دادن اين روش، هر خطايي را که کردهايد از دل افراد درآوريد. تنوع هم خوب چيزي است انصافا؛ آدم تا کي بايد بعد هر خطايي که مرتکب ميشود عذرخواهي کند؟!