ادامه از صفحه يک/
... بحث حضور کشورهاي عرب منطقه در مذاکرات برجام در چارچوب استراتژيهاي انديشکدههاي آمريکايي قابل طرح است که بر اساس آن به دولت بايدن پيشنهاد ميکنند استراتژي کمتر در مقابل کمتر را در قبال ايران در پيش بگيرد. معني اين استراتژي اين است که آمريکا کمتر امتياز بدهد و در عين حال از ايران بخواهد که آنچه را در حوزه هستهاي انجام داده است، کمتر کند؛ مثلا ايران درصد غنيسازي يا ميزان توليد اورانيوم غنيشده را کمتر کند و در عوض آمريکا هم تحريمها را کمتر کند. هدف آمريکا از طرح مذاکره مجدد و حمايت از حضور برخي کشورهاي منطقه در اين مذاکرات امتيازگيري از ايران است. درخواست برخي کشورهاي عربي براي حضور در مذاکرات مجدد برجام ميتواند محلي براي امتيازگيري آمريکاييها از جمهوري اسلامي باشد. تفکر آمريکايي ميخواهد از هر موضوعي بهعنوان يک کارت جهت امتيازگيري از ايران استفاده کند و يکي از اين کارتها، درخواست کشورهاي عربي براي شرکت در مذاکرات است. کشورهاي عربي ميخواهند با ورود به مذاکرات، ديدگاه سختگيرانهاي را به ايران تحميل کنند يعني نه تنها فعاليتهاي هستهاي ايران متوقف شود بلکه برنامههاي موشکي و حضور منطقهاي ايران هم محدود شود. وقتي ديدگاه عربي در کنار ديدگاه آمريکايي و اسرائيلي قرار ميگيرد، وزن اين خواستهها بسيار سنگين ميشود و در نتيجه ممکن است مذاکرات به نتيجه نرسد و اين چيزي است که برخي کشورهاي عرب مخالف ايران و مقامات اسرائيل ميخواهند. حضور طرفهاي مذاکره در ميز مذاکره يک منطقي دارد و هر صندلي وزني را در مذاکرات به خود اختصاص ميدهد؛ زماني تروئيکاي اروپا يعني آلمان، انگليس و فرانسه با پشتيباني آمريکا با ايران مذاکره ميکردند يعني چهار کشور به شکل نامتعادلي ايران را تحت فشار قرار ميدادند اما وقتي چين و روسيه در مذاکرات حضور يافتند و بهطور غيررسمي گروه جنبش غيرمتعهدها هم موضعگيريهايي به نفع ايران داشت، وزن ميز مذاکره متعادل شد. اگر قرار باشد برخي کشورهاي عربي هم در کنار آمريکا و اروپا پشت ميز مذاکره با ايران بنشينند، ساختار مذاکره به هم ميخورد و خلاف منطق مذاکره است. مسيري که ايران بايد اتخاذ کند اينکه درگفتوگو با کشورهاي منطقه سوءتفاهمات را رفع کند.