در سالهاي اخير تعدادي از افراد بيهنر، با ضد تبليغ به دنبالکنندگان ميليوني در فضاي مجازي و مخصوصا پلتفرم اينستاگرام رسيدهاند. در طرف مقابل برخي افراد هم در گوشهاي از کشور روي مسائل مختلف همچون حاشيه نشيني فعاليت ميکنند، اما در پي نمايش خود و فعاليتشان نيستند. در اصل اين افراد براي خود اعتبار و ارزش قائل هستند. افراد فعال در اين شبکهها به حدي خودشان را حقير ميدانند که با انتشار کليپهاي تمسخرآميز در پي مطرح کردن خود هستند. اغلب اين افراد به اختلالات رواني و کمبودهاي متعدد مبتلا هستند. در ضمن افراد دنبال کننده اين صفحات هم به کمبودهاي رواني متعدد مبتلا هستند. در کشور ما به سلبريتيها بيش از حد اهميت داده ميشود. البته فعاليت اين افراد در شبکههاي اجتماعي را ميتوان تحت عنوان سلبريتيهاي بدلي و کلاهبرداريهاي رواني مورد بررسي قرار داد. در کشور ما به افراد خودنما بها داده ميشود. در اين شرايط هر فردي با خودرو، خانه، دارايي، فعاليت در شبکههاي مجازي و ... در پي مطرح کردن خود است. اقدام افراد در شبکههاي مجازي براي کسب کالاي جعلي به نام شهرت است. در حالي که اگر براي مردم راه و رسم دستيابي به زندگي مناسب مطرح شود، ميتوان به شکل مناسب اين افراد را معالجه اجتماعي کرد. امروزه در جامعه ما ارزشها رنگ باختهاند. در اصل ارزشها و ضد ارزشها جايگاه واقعي خود را از دست دادهاند. مسئولان کشور بايد بدانند که اين سلبريتيهاي جعلي ميتوانند منشا پيامها، رفتارهاي نامناسب و مخرب براي جامعه باشند. سلبريتيها به چند دسته تقسيم ميشوند، در اين بين برخي هنرمندان هنر و توانايي خود را در اختيار همگان قرار ميدهند. امروزه افراد مشهور در سطح بينالمللي صفحه اينستاگرامشان براي هر آگهي چيزي حدود سه ميليون تا 100 ميليون فالوئر دارد. در کشورهايي که نظارت قوي در حوزه شبکههاي اجتماعي وجود نداشته باشد، طبيعتا اقدامات با سوءاستفاده همراه است. به همين ترتيب برخي از افراد با انتشار اکانتهاي جذاب و فريبنده به افزايش کاربران و کسب درآمد ميپردازند. بايد عنصر نظارت را در کانالهاي ارتباطي شبکههاي اجتماعي افزايش داد. از ديگر مسائل آسيبرسان در شبکههاي مجازي ميتوان به نبود سواد رسانهاي و سواد اينترنتي جامعه اشاره کرد. اگر در جامعهاي سواد رسانهاي وجود داشته باشد، طبيعتا مردم آن جامعه فريب نميخورند. هرچند در جامعهاي که سواد متوسط و اندک باشد احتمال سوءاستفاده از اين فضا وجود دارد. تاکنون در کشور ما در زمينه ارتقاي سواد رسانهاي آن طور که بايد اقدامات مناسب انجام نشده است. با اين تفاسير تعدادي از کاربران شبکههاي اجتماعي آگاهي و تسلط لازم را در ارتباط و استفاده از اين شبکهها ندارند. به همين دليل خيلي زود تحت تاثير قرار گرفته و ميتوانند براي عدهاي درآمد ايجاد کرده و عدهاي را تحت آسيب قرار دهند. با آگاهي بخشي جامعه مشکلات موجود برطرف ميشود. براي مثال در گذشته در حوزه مطبوعات هم شاهد انتشار مطبوعات زرد بوديم. در آن دوران اين نشريات از مخاطبان فراواني برخوردار بودند. در همه دوران فعاليتهاي رسانههايي همچون نشريات زرد وجود دارد، اما رسانه زرد تا ديروز به شکل کاغذي منتشر ميشد و امروز در قالب شبکههاي اجتماعي به فعاليت ميپردازد. رسانههاي پرقدرت همچون رسانه ملي، مطبوعات پر قدرت، مستقل و متوليان فرهنگي جامعه بايد در زمينه ارتقاي سواد رسانهاي جامعه اطلاع رساني کرده و به آموزش بپردازند. از سوي ديگر دستگاههاي نظارتي هم اقداماتشان را تقويت کنند.