يکي از نگرانيهايي که هميشه و تقريبا در طول اين تجربه بيش از 25 سالهام در حوزه اجتماعي دارم، اين است که وقتي دولتها عوض ميشوند،- همين تجربه را در جابهجايي انتخابات مجلس و در جابهجايي مسئولي در يک سازمان هم داريم- ارثيه بدي بر جاي ميگذارند. بعضي کارها در پايان دولتي انجام ميگيرد که تاثيرگذارياش مشخص نيست فقط و فقط به خاطر اينکه بگويند کاري انجام داديم که در دوره ما انجام شد لذا کاري را زخمي ميکنند. کاري که دولت بعد نه توان عدم اجرايش را دارد چون بالاخره يک مطالبه ايجاد ميشود و نه توان انجامش را. يعني نه ميتواند تعطيلش کند و نه ميتواند آن را استمرار بخشد. لذا مجبور است اين بار را با نارضايتي به دوش بکشد که رويه خوبي نيست. اين درحالي است که همه دولتها بايد بيايند تا براي مردم کاري انجام دهند. اگر ما پذيرفتيم که جابهجايي مسئوليتها در قالب دوي امدادي است، اين را در عمل هم نشان دهيم. زخمي کردن کارهايي که ميدانيم درست نيست، زخمي کردن کارهايي که ميدانيم پايدارياش در آينده با ترديد جدي مواجه است، به نظر ميرسد ظلم و خيانت در حق مردمي باشد که امروز ممکن است ما مسئوليت داشته باشيم و مسئول اين مردم باشيم و فردا ممکن است با جابهجايي دولتها مسئوليت نداشته باشيم. اگر مردممان را دوست داريم، اگر آينده کشورمان برايمان مهم است، اگر رضايت مردم براي ما مهم است، کارهاي غيرمفيد و غيرکارآمد و غيراثربخش را فقط و فقط با خودنمايي براي خودبزرگبيني، براي جبران خلأهايي که داريم و براي ابراز وجود، انجام ندهيم. درست است که امروز ممکن است قدرت داشته باشيد و بتوانيد تابلو بالا ببريد، کلنگ جايي را بزنيد و مصوبهاي را با عجله زخمي و اجرا کنيد اما نتيجه اين نوع تدبير که به نظر ميرسد بيتدبيري است هزينههايي است که بر مردم، مردم و مردم و درنهايت دولت بعدي خواهيد گذاشت. اين خيانت را در حق مردمي که امروز مسئوليتش را داريم، انجام ندهيم. به ياد دارم زماني که دولت آقاي روحاني بر سر کار آمد، در موضوع مسکن مهر وزير مربوطه ميگفت اي کاش نميشد! يعني نقد جدي نسبت به اين موضوع داشت يا برخي برنامهها در سازمانها اجرا ميکنند، نمايشش و به قولي پُزش را ميدهند تا بر حقارتهايشان با انجام اين کارها به قول خودشان سرپوش بگذارند که هيچ موقع سرپوش گذاشته نخواهد شد. ولي در نهايت هم به ضرر آن وزارتخانه، سازمان، مجموعه يا آن قوه است؛ فرقي نميکند هرکجا که اين کار را انجام ميدهند چون اعتماد مردم به آنها کم ميشود. فراموش نکنيم اين مردم حقشان نيست که ما براي ابراز وجودمان هرکاري دلمان ميخواهد انجام دهيم. اين مردم حقشان نيست که ما براي دعواهاي صنفي و سياسي و جناحي و قومي و غيرهاي که با همديگر داريم، با سرنوشت و آينده و اعتمادشان اينگونه بازي کنيم. اين نوع نگاهها دقيقا بازي کردن با اعتماد مردم و سرمايه اجتماعي جامعه است. رعايت بکنيم، اجرا نکنيم تا خيانت نکنيم. من بهعنوان يک کارشناس حداقلي در اين کشور هر نوع کاري در هر کجا در هر مقطعي با اين هدف انجام شود را خيانت به مردمي ميدانم که همه چيزشان را براي اين نظام گذاشتند.