آرمان ملي- سجاد جنتآبادي: مشارکت مردم همواره يکي از چالشهاي پيش روي انتخاباتهاي مختلف بوده و مردم هميشه در اين عرصه تاثيرگذار ظاهر شدهاند. از همين رو است که جريانهاي سياسي نيز بيش از هر چيزي بر حضور هرچه بيشتر مردم در انتخابات تاکيد دارند. با اين حال آنچه امروز در جامعه قابل رويت است نشاني از حضور و مشارکت حداکثري در انتخابات 1400 ندارد. نارضايتيها از وضعيت اقتصادي و معيشتي، برخي ناکارآمديها و عدم تغيير در بعضي روندها باعث شده تا جامعه رويکردي خنثي و منفعل نسبت به انتخابات پيش رو داشته باشد و اساسا حضور يا عدم حضور در انتخابات سوالي باشد که بين مردم رايج است. قدر مسلم انتخابات پرشور و حداکثري خواسته ارکان حاکميت و جريانهاي سياسي است. پس چه بهتر که با فراهم کردن شرايط و ايجاد رضايت در مردم به سمت و سوي اين مهم حرکت کنيم.
علل کاهش مشارکت
فضاي سرد انتخابات 1400 به گونهاي مشهود است که حتي صداي وزير کشور را هم درآورده و رحمانيفضلي از احزاب سياسي خواست تا فعاليتهاي خود را براي انتخابات 1400 بيشتر کنند. وي خطاب به احزاب سياسي تاکيد کرده: «اين فضاي ساکت و سرد در حوزه اجتماعي و سياسي اقتضا ميکند فعاليت و کار بيشتري بهويژه از منظر گروههاي سياسي، احزاب و رسانهها صورت گيرد تا بتوانيم با اين مقدمات و شيب مناسب و مطلوب به استقبال يک انتخابات پرشکوه برويم. براي ما لازم است انتخابات با مشارکت بالا و پرشکوه که موجب اقتدار، کارآمدي، حمايت و پشتيباني از دولت خواهد شد، برگزار شود.» با اين حال آنچه مسلم است ويروس منحوس کرونا در يک سال گذشته تاثيرات مهمي بر کشور داشته است. از فشار اقتصادي به مردم تا تعطيلي مشاغل و... کشور را به سختترين شرايط ممکن خود رسانده و قطعا تاثير آن بر انتخابات نيز اجتنابناپذير مينمايد. کاهش اعتماد جامعه به عملکردها و اظهارات برخي مسئولان از عوامل مهمي است که تاثير بسزايي در نگاه مردم به انتخابات 1400 دارد. اين در حالي است که بسياري از تحليلگران بر اين باورند که اگر شرايط به همين منوال پيش برود و تغييراتي چه از جهت حل بحران کرونا و چه از جهت حل مشکلات معيشتي مردم صورت نگيرد به احتمال فراوان شاهد کاهش حضور مردم در پاي صندوقهاي راي خواهيم بود و به عبارتي انتخابات مجلس يازدهم در اسفند 98 تکرار خواهد شد. البته در اين ميان نبايد از تاثير تحريمهاي بينالمللي و وجود مشکلات ساختاري اقتصادي و برخي ناکارآمديها که در بهوجود آمدن چنين شرايطي نقشآفرين بودهاند به آساني گذشت. البته در اين راستا بايد به برخي رويکردهاي نهادهاي نظارتي که بعضا باعث بهوجود آمدن شرايط حضور حداقلي براي بعضي جريانات سياسي در انتخابات ميشود نيز اشاره کرد. هرچند که عدهاي معتقدند بايد شرايطي برقرار شود تا مردم بتوانند به نامزدهاي مدنظر خود راي دهند و محدوديت نامزدها موجبات محدوديت مشارکتکنندگان را فراهم نياورد. آنچه مسلم است حضور پرشور مردم در انتخابات براي حاکميت از اهميت ويژهاي برخوردار است و اظهارات مقامات و مسئولان نيز در همين راستاست. از اين رو به نظر ميرسد بايد منتظر بود که در ماههاي پيش رو تحولاتي رخ دهد که نظر جامعه را نسبت به حضور پرشور در انتخابات تغيير دهد.
ترجيح مشارکت حداقلي به پيروزي
کارشناسان و فعالان سياسي در نشستهاي مختلف به اين مساله اشاره داشتهاند که اصولگرايان همواره سبد راي ثابتي در اختيار دارند و معمولا تحت هر شرايطي طرفداران اين طيف، به جبهه طرفدار خود راي ميدهند و در مقابل اصلاحطلبان رايهايي از دانشجويان، فرهيختگان، روشنفکران و... دارند. حمايت از «تکرار ميکنمهاي» رئيس دولت اصلاحات در سالهاي اخير نشان از اين موضوع دارد که هر جا مردم از شرايط و وضعيت خود راضي باشند متمايل به اصلاحطلبان هستند، اما هر جا که شرايط به گونهاي پيش برود که مردم در تنگنا قرار گيرند و ابراز نارضايتي کنند با پشت کردن به انتخابات و جريان متبوع خود شرايط را براي حضور اصولگرايان در قدرت فراهم ميکنند. از اين جهت است که اصولگرايان همواره مطرح ميکنند که در انتخابات حداقلي پيروز ميدان خواهند بود. چنانکه اظهارنظر معروف حميد رسايي در اين خصوص همچنان نقل محافل است. جايي که اظهار کرد: «مشارکت اگر بالا برود از صندوق چيزي درميآيد که ما نميخواهيم؛ پس بايد تلاش کنيم مشارکت پايين باشد. مشارکت که پايين باشد ما برنده هستيم.»