آرمان ملي- حميد شجاعي: انتخابات 1400 به معمايي بين جريانات سياسي تبديل شده است. از طرفي نارضايتيهاي جامعه و رويکرد خنثي مردم به انتخابات باعث شده تا اصولگرايان پيشاپيش خود را پيروز انتخابات بدانند؛ اما از طرف ديگر، برخي اصولگرايان نيز معتقدند نبايد از حرکت چراغ خاموش اصلاحطلبان آن هم با توجه به شرايط بينالمللي غافل شد. از سويي، انتخابات 98 باعث شده تا اميد چنداني به 1400 نباشد. از سوي ديگر، تلاش همه جريانات براي حضور در انتخابات و احتمال برداشته شدن تحريمها دورنماي انتخاباتي رقابتي را ميدهد. حسن بيادي فعال سياسي اصولگرا معتقد است: «اگر در انتخابات رياستجمهوري يک اصولگراي اصلاحطلب عاقل و غيراحساسي بر سر کار آيد، ميتواند ريشه فساد خانمانبرانداز اداري را نابود، کشور را قانونمند و ساختارهاي مديريتي و حاکميتي را اصلاح و کارآمد کند.»
سناريوهاي اصولگرايانه
مجموعه علل و عواملي باعث شده امروز اصولگرايان خود را در مقام دست بالاتر نسبت به جريان رقيب ببينند و با توجه به پيروزي حداقلي خود در انتخابات مجلس يازدهم در اسفند 98 از هماکنون خود را پيروز انتخابات رياستجمهوري در خرداد 1400 قلمداد کنند. اين در حالي است که آنچه اصولگرايان را به اين تحليل و موضع رسانده که در پي آن پشت هم کانديدا رديف ميکنند شرايط موجود در جامعه، نارضايتيهاي اقتصادي و معيشتي از دولت، احتمال عدم مشارکت مردم در انتخابات و احتمال رد صلاحيت کانديداهاي اصلاحطلبان است. درحاليکه بسياري معتقدند با تحولات بينالمللي و بهويژه تغيير هيات حاکمه قدرت در آمريکا، احتمال بازگشت به برجام و لغو تحريمها شرايط جامعه تا پيش از سال جديد ميتواند دستخوش تغيير و تحول شود و با برخي عملکردها در راستاي تسهيل شرايط معيشتي مردم ميزاني از رضايتمندي در جامعه حاصل گردد و شايد رويکردها نسبتبه حضور در انتخابات نيز تغيير کند. با اين حال شرايط فعلي باعث شده تا اصولگرايان با سردادن شعارهايي از جنس مردم به زعم خود محوريت جامعه را برعهده گرفته و سخنگوي مردم باشند؛ از همين رو اصولگرايان براي حضور پرقدرت در خرداد 1400 با سناريوهاي مختلفي وارد انتخابات خواهند شد؛ سناريوي نخست، حضور با چهرهاي جديد و اجماعي است که بتواند حمايت همه طيفهاي اصولگرا را بهدست آورد. چهرهاي چون سردار سعيد محمد فرمانده قرارگاه خاتم که چندان براي جامعه آشنا نيست؛ البته در اين سناريو، اصولگرايان بايد به رايآور بودن نامزد خود نيز نيمنگاهي داشته باشند و به نظر نميرسد سردار محمد با توجه به ناشناخته بودن قابليت رايآوري را داشته باشد. سناريوي دوم، استفاده از ظرفيتهاي هميشگي اين جريان براي رسيدن به پاستور يعني آيتا... رئيسي و محمدباقر قاليباف است که يکي رئيس دستگاه قضا و ديگري بر کرسي رياست مجلس تکيه زده است. هرچند قاطبه اصولگرايان معتقدند اگر آيتا... رئيسي به عرصه انتخابات 1400 وارد شود، همه اصولگرايان بر وي اجماع خواهند کرد اما آنطور که از گوشه و کنار خبر ميرسد رئيس دستگاه قضا تمايلي براي حضور در انتخابات ندارد. قاليباف نيز که هنوز اصلاحات قانون انتخابات را در عدم قطعيت ميبيند در دوراهي رقابت بر سر پاستور يا ماندن در بهارستان قرار دارد و تا زمان انتخابات نميتوان درمورد حضور وي در انتخابات 1400 نظر داد. لذا بهنظر ميرسد اين سناريوي اصولگرايان نيز چندان محتمل نباشد؛ هرچند ممکن خواهد بود. سناريوي سوم نيز چالش کانديداي غيرمنتظره است که مشخصا ناظر به حضور محمود احمدينژاد در انتخابات است. چه اصولگرايان و چه اصلاحطلبان معتقدند اگر او تاييد شده و وارد عرصه انتخابات شود مسلما بر روند انتخابات تاثيرگذار خواهد بود و جريانات سياسي را با چالش جدي مواجه خواهد ساخت. هرچند به عقيده برخي، عدم حضور وي محتملتر از حضورش در 1400 خواهد بود. بااينحال در فاصله 5ماهه تا خرداد 1400 بايد ديد چه تحولات و تغييراتي پيرامون انتخابات در جريان اصولگرا رخ خواهد داد.
يا رئيسي يا قاليباف
دبيرکل حزب آبادگران جوان درباره سناريوهاي مدنظر اصولگرايان براي حضور در صحنه انتخابات اظهار داشت: حالت ايدهآل و آرماني آن است که آقايان سيدابراهيم رئيسي و محمدباقر قاليباف در مسئوليتهاي فعلي خود يعني رياست قوه قضائيه و رياست مجلس باقي بمانند و شخصيت ديگري هماهنگ با آنها رئيسجمهور شود تا هر سه در قالب مديريتي يکپارچه بتوانند کشور را اداره کنند، در چنين حالتي بسياري از مشکلات مردم در کوتاهمدت حل خواهد شد تا آنکه يکي از ميان آقايان رئيسي و قاليباف در مسند رياستجمهوري قرار بگيرد. نامهنيوز نوشت، حسن بيادي گفت: اگر در انتخابات رياستجمهوري يک اصولگراي اصلاحطلب عاقل و غيراحساساتي همچون آقايان حسين دهقان، محسن رضايي يا مهندس ضرغامي بر سر کار آيد، او بههمراه آقايان رئيسي و قاليباف ميتوانند ريشه فساد خانمانبرانداز اداري را نابود، کشور را قانونمند و ساختارهاي مديريتي و حاکميتي را اصلاح و کارآمد کنند. وي با اشاره به حالت دوم آرايش انتخاباتي در جريان اصولگرا، توضيح داد: فارغ از حالت آرماني، با نامزدي آقاي رئيسي قاطبه اصولگرايان به گزينه ديگري گرايش نشان نخواهند داد، در اين صورت ساير گزينههاي اصولگرا حذف ميشوند و اکثر آنان بر سر حمايت از آقاي رئيسي اجماع خواهند کرد. اين در حالي است که چنين وضعيتي درباره آقاي قاليباف باوجود همه شايستگيهايش براي خدمت در قوه مجريه اتفاق نميافتد و متصور هم نيست و اجماع اصولگرايان بر سر ايشان حداقلي و ضعيف خواهد بود، مگر مانند آقاي روحاني در زمين اصلاحطلبان بازي کنند که بعيد بهنظر ميرسد. وي با بيان اينکه نبايد آقايان قاليباف و رئيسي هر دو نامزد انتخابات1400 شوند، افزود: اگر هم آقاي رئيسي و هم آقاي قاليباف با هم نامزد انتخابات رياستجمهوري شوند، هر دو با هم حذف ميشوند و در مسئوليتهاي کنونيشان نيز ديگر جايگاه مثبتي نخواهند داشت؛ پس در اين حالت يکي از ميان آنها بايد نامزد انتخابات رياستجمهوري شود. عضو شوراي وحدت تصريح کرد: البته همه اين تحليلها براي زماني است که آقاي دکتر احمدينژاد يا حضور پيدا نکنند يا تاييدصلاحيت نشوند اما چنانچه ايشان تاييد شوند داستان چيز ديگري خواهد شد و صحنه ديگري در انتخابات و رقابت در آن رقم خواهد خورد.