شما ياد گرفتهايد غر بزنيد، اما من بر اين باورم که اتفاقا ما مديرهايي خوبي در کشورمان داريم، يا حداقل اگر بدون اشکال نباشند، يک جاهايي واقعا مفيد عمل ميکنند. چه جاهايي مفيد عمل ميکنند؟ همانجايي که هيچکاري انجام نميدهند. روزهاي تعطيل! روزهايي که تصميم خاصي نميگيرند، روزهايي که در جلسه هستند و منشي آنها ميگويد: «بريد شنبه بيايد!»، همان شنبههايي که هرگز نميآيد، بهترين روزهاي مديريتيشان است.
مثلا الان که چند روزي است سالگرد حادثه پلاسکو را پشت سر گذاشتهايم، همين که تصميمي براي بازسازي اين مرکز خريد نگرفتهاند، کار خوبي نيست؟! اگر آن را به يک پيمانکار ميدادند و او هم يک ساختمان آبکي روي آن ميساخت، چند سال بعد ممکن بود شاهد بروز يک حادثه ديگر باشيم؟! همين که براي پلاسکو کاري نميکنند، بهتر نيست؟!
چند وقت پيش بود که در خبرها اعلام کردند که: «صد مدير ايراني در تراز جهاني از آموزش برخوردار شدند»، واقعا باعث نگراني بنده شده است. لابد پسفردا ميخواهند بابت اشتباهات مديريتي خود از مردم عذرخواهي هم کنند؟ براي انجام کارها برنامهريزي کنند و پروژههاي عمراني و فلان را به پسرخالهشان نسپارند، سيستم ما بههم نميريزد؟ اصلا اين دوره آموزشي بر چه اساس برگزار شده است؟ مثلا به يک مدير گفتهاند: «به نام خدا، جلسه اول، عذرخواهي چيست؟!» چون يقينا بايد از همين جا شروع کنند.
هرچند پس از اتفاقي که عنابستاني نماينده محترم مجلس رقم زد نهتنها شاهد عذرخواهي نبوديم، بلکه ايشان هر روز ابعاد تخيليتري از ماجرا را براي ما باز ميکنند.