بستن
کد خبر: ۱۰۰۶۹۱۸

ایران پس از ترامپ

ایران پس از ترامپ
صابر گل‌عنبر تحلیلگرمسائل سیاست خارجی

دونالد ترامپ راهبرد فشار حداکثري عليه ايران در خاورميانه را از طريق تلاش براي همراهي حداکثري کشورهاي منطقه به ويژه يک بلوک سياسي مشخص دنبال مي‌کرد. در اين ميان برخي کشورها «از خدا خواسته» همراهي و ترامپ را براي تشديد فشارها تشويق کردند و کشورهاي ديگري نيز بنا به الزاماتي «ناخواسته» همراه شدند. حالا با رفتن ترامپ فرصتي بالقوه فراروي منطقه براي تنش‌زدايي و حرکت قدرت‌هاي منطقه‌اي در جهت گفت‌وگو و همکاري قرار گرفته است. اما فعليت يافتن اين فرصت فعلا دور از ذهن است. علل آن هم پر واضح است. يک سر مهم بحران‌ها در خاورميانه به ويژه خليج فارس به تنش و رقابت منفي ميان ايران و عربستان باز مي‌گردد؛ ‌اما هيچ نشانه جدي و اميدوارکننده‌اي دال بر احتمال فروکش کردن اختلافات ميان اين دو قدرت اسلامي ديده نمي‌شود و به نوعي بحران فيمابين به تابعي از روابط و تنش با غرب و متغير جديد اسرائيلي تبديل شده است. در اين ميان با رفتن ترامپ و آمدن بايدن، سياست عربستان روشن و شفاف است و آن هم اينکه تلاش مي‌کند همراه با اسرائيل و امارات از نرمش احتمالي دولت جديد آمريکا در قبال ايران و دادن امتيازاتي به آن بدون ما به ازاي مهم در حوزه‌هاي مورد اختلاف جلوگيري کند و خواستار مشارکت در مذاکرات احتمالي با ايران شده است. همچنين با آغاز رايزني‌ با اروپايي‌ها درصدد همراه ساختن آن‌ها در اين کارزار است؛ در واقع يکي از دلايل تندتر شدن مواضع سه کشور اروپايي در ماه‌هاي اخير به ويژه پس از پيروزي بايدن نيز مي‌تواند به رايزني‌هاي فشرده رياض و تل‌آويو بازگردد. در مقابل، ايران در چند هفته اخير مدام عربستان را به «گفت‌وگو و همکاري منطقه‌اي» فراخوانده است؛ اما اين درخواست‌هاي مداوم براي گفت‌وگو در قالب چنان ادبيات تحقيرآميز، دست بالا و پرطعنه مطرح مي‌شود که مي‌توان آن را «ديپلماسي طعنه» ناميد. اين نوع ديپلماسي عجيب و غريب هيچ سازگاري با الزامات گفتمان گفت‌وگو و همکاري ندارد. معمولا وقتي دعوت به گفت‌وگو براي حل اختلافات مي‌شود، در قالبي متناسب و در خور بيان مي‌شود که کارگر افتد و فضا را تلطيف و مساعد سازد، اما چنين ادبياتي نه تنها برآيند مثبتي نخواهد داشت، بلکه نتيجه معکوس نيز دارد. يا همزمان با اين دعوت‌ها نيز چنان حملات سنگيني در همان اظهارنظرها يا در سخنان جداگانه‌اي بيان مي‌شود که گيج‌کننده است و طرف مقابل و يا ناظران مي‌مانند کدام را باور کنند؛ دعوت به گفت‌وگو با آن ادبيات طعنه‌اي يا حملات تند و سنگين. اينکه گفته شود حالا که ولي نعمت شما رفته است بياييد گفت‌وگو کنيم يا برخي همسايگان «کوچولو» خطاب شوند و به جاي دعوت به گفت‌وگو پيرامون طرح‌هاي پيشنهادي ايران به نوعي آمرانه گفته شود اين طرح‌ها را «بپذيريد»، و نمونه‌هاي بسيار ديگري، دردي را دوا نخواهد کرد و جاي پاي اسرائيل در خليج فارس را محکم‌تر مي‌کند. آيا بهتر نيست کلا بي‌خيال دعوت به گفت‌وگو با اين ادبيات شد و همانند عربستان هر چند وقت يک بار همان اتهامات تند در قالبي رسمي مطرح شود؟ نه اين که هر روز و به آن شکل! واقعيت اين است که اين ادبيات ليچاري حتي براي کشورهايي چون قطر، عمان و کويت هم که بر ضرورت گفت‌وگو براي حل اختلافات ميان ايران و کشورهاي عربي حوزه خليج فارس تاکيد دارند، دردسرساز و دلسرد کننده است؛ به ويژه که اخيرا دوحه پس از آشتي با عربستان براي ميانجي‌گري اعلام آمادگي کرده است. نگارنده شخصا بارها از جانب برخي کنشگران فعال و تحليل‌گران عرب چه از حوزه عربي خليج‌فارس چه ديگر کشورها، به ويژه کساني که مخالف و منتقد عربستان و سياست‌هاي منطقه‌اي آن هستند و حتي بعضا از طرف هواداران جمهوري اسلامي، راجع به شکل سخن گفتن مقامات درباره کشورهاي عربي مورد پرسش قرار گرفته‌ام و به شدت ناخرسندي آن‌ها محسوس است. ظاهرا تصور برخي مقامات ايراني اين است که چون بخشي از جهان عرب با عربستان و امارات مشکل دارند، پس هر چه از ادبيات تندتر عليه آن‌ها استفاده شود بهتر است و اين بخش عربي، هم بيشتر عليه اين کشورها شورانده مي‌شوند، هم با ايران همدلي نشان مي‌دهند؛ اما اين مساله اتفاقا نتيجه‌اي کلا معکوس مي‌دهد و فاصله جهان عرب با ايران را بيشتر مي‌کند. البته در مورد عراق نيز چنين اتفاقاتي افتاده است. ادبيات انتقادي که يک شهروند و مقام عربي عليه يک کشور و مقام عربي ديگر به کار مي‌گيرد، هر اندازه هم تند و غير ديپلماتيک باشد، حمل بر آن تفسيرات قوميتي و مذهبي نمي‌شود؛ آنگونه که به اظهارنظرهاي برخي مقامات کشور نسبت به همسايگان عرب نگاه مي‌شود. در پايان ذکر اين نکته ضروري است آنچه گفته شد صرفا معطوف به نوع بيان و ادبياتي است که در قالب آن موضع‌گيري و يا دعوت به گفت‌وگو مي‌شود؛ والا که انتقاد کردن و اتهام زدن هر چند تند ميان متخاصمين و طرف‌هاي بحران امري معمول و معمولي در عرف روابط بين‌الملل است و خرده‌اي به آن نيست.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی