آرمــان ملي - عليرضا پورحسيــن: وزيرخارجه عربستان در يک هفته گذشته دو نوع ادبيات متفاوت را در قبال ايران به کار برده است که تناقضاتي دارند. از يکسو اعلام کردهاند که به دنبال کاهش تنش ميان روابط ايران و عربستان هستند و ابراز علاقه کردهاند که اين اقدام صورت گيرد. طبيعتا در ايران هيچکس با اين امر مخالف نيست و اين انگيزه وجود دارد که ايران با کشورهاي منطقه روابط حسنهاي برقرار کند. او قبلتر اعلام کرده و مدعي شده بود که ايرانيها لفاظي ميکنند و قصد وقتگذراني دارند. اين موضعگيري نقضکننده موضع ديگر آنهاست که نشان از بياعتمادي به طرف مقابل است. اين برخلاف آن چيزي است که ايران مصمم بر آن است. درخصوص علت اين نطقها برخي معتقدند با رفتن ترامپ منطقه بسيار دستخوش تحولات خواهد شد. تئوري فشار حداکثري بر ايران و ايجاد تنش عليه ايران با رفتن ترامپ جايگاه خود را از دست خواهد داد و آمريکا و اروپا با نگاهي متفاوت در منطقه حاضر خواهند شد و در همين راستا سعوديها به دنبال انطباق خود با وضعيت جديد هستند. در راستاي بررسي اين مساله «آرمان ملي» گفتوگويي با مهدي ذاکريان، کارشناس مسائل بينالملل داشته است که در ادامه ميخوانيد.
ادعاي وزير خارجه عربستان در رابطه با وقتکشي ايران تا چه ميزان به واقعيت نزديک است؟
اظهارات وزيرخارجه عربستان در روزهاي اخير را نميتوان دقيق دانست. عباراتي همچون خريدن وقت و وقتکشي با واقعيتهاي امروز منطقه تطابق ندارد. 42 سال از پيروزي انقلاب اسلامي ايران گذشته است و فقط در دوره دولت اصلاحات واقعيتهاي منطقه را بهخوبي درک کردند و به اين نتيجه رسيدند که ايران مهم است و بهصورت جدي وارد همکاري با ايران شد. اين همکاري سبب شد تا منطقه، ايران و عربستان منفعتهاي زيادي از اين طريق به دست آورند. امنيت منطقه بالا رفت و مبارزه با گروههاي افراطي تقويت شد و همکاريهاي اقتصادي، فرهنگي و مذهبي تقويت شد و هيچ کشوري نيز از اين همکاريها آسيب نديد. پس از مدتي با فعالتر شدن گروههاي افراطي در عربستان و انديشه نفوذ اين جريانات در شامات، سبب شد تا آنها فعاليتهاي خود را در اين مناطق بيشتر کرده و از گروههاي تروريستي در سوريه و عراق به صورت جدي حمايت کنند و نتيجه اين اقدامات به متولد شدن داعش در منطقه ختم شد که اين فتنه با حضور شهيد سليماني مهار شد و از بين رفت. آنها پس از ناکامي در اين عرصه به يمن پا گذاشته اما با وجود اينکه مردم يمن حتي غذا براي خوردن ندارند، در کنترل اين کشور عاجز هستند و صرفا غيرنظاميان را به قتل ميرسانند که يک کارنامه ناموفق براي عربستان است. با روي کارآمدن بنسلمان بسياري بر اين باور بودند که حمايت از گروههاي افراطي متوقف ميشود و نگاه عربستان به حقوق بشر تغيير خواهد کرد اما مشخص شد که اقدامات بنسلمان نيز صرفا نمايشي بوده و در واقعيت اتفاقات ديگري رقم خورد.
با تــوجه به نـطقهاي اخيـر مقامات سعودي، آينــده روابط ايران و عربستان را چگونه پيشبيني ميکنيد؟
ايران در 8 سال اخير که آقاي ظريف وزيرخارجه ايران بوده است همواره پايبند به همکاريهاي بينالمللي بوده و روابط خود را همواره بر پايه احترام متقابل تنظيم کرده است اما سعوديها اين اصل را نپذيرفتهاند. تمام توان خود را براي حمايت از گروههاي افراطي خرج کردند تا توان فرهنگي و نفوذ ايران در عرصه را در کشورهاي منطقه به چالش بکشند و همواره در اين عرصه عنوان ميکردند که ايران نفوذ نظامي در ساير کشورها دارد درحاليکه تعداد نظاميان ايران در منطقه از تعداد نظاميان عربستان در ساير کشورها کمتر است. مقامات آنها دچار اشتباه هستند و همچنان نيز اين مسير را ادامه ميدهند. آنها به جاي اينکه به سمت گفتوگو با ايران بيايند به دنبال اين هستند تا از گروههاي تجزيهطلب در مناطق جنوبي ايران حمايت کنند و درگيري مسلحانه در ايران ايجاد کنند.
آيا ايران در سياستهاي خود در قبال عربستان دچار اشتباه نشده است؟
در داخل ايران نسبت به عربستان اشتباهاتي شده است که منشا آنها گروههاي تندروي غيررسمي بوده که از سوي مسئولان تحرکات آنها محکوم شده است. مهمترين آنها حمله به سفارت و کنسولگريهاي عربستان در ايران بود که هيچ مقام رسمي آن را نپذيرفت و آن را محکوم کردند. بايد توجه داشت در مقابل عربستان نيز چنين اشتباهاتي ميکند اما برخلاف مسئولان ايراني عذرخواهي و محکوم نميکنند. در مساله منا و سقوط جرثقيل در مسجدالحرام آنها مسئوليت اشتباهات خود را نپذيرفتند و صرفا عنوان کردند غرامت پرداخت ميکنند. آنها بهوضوح در ايران درگيري مسلحانه به وجود آوردهاند و اين مورد قبول مردم نيست و نشان ميدهد آنها اشتباهات بزرگتري عليه ايران انجام دادهاند. ايران هيچگاه باب گفتوگو را نبسته و همواره به دنبال همکاري منطقهاي بوده است. ما اين فهم را داريم که نميتوانيم جغرافياي خود را در منطقه تغيير دهيم اما سعوديها تصور ميکنند ميتوانند با برخي سياستها همسايه آمريکا و کانادا شوند.