ادامه از صفحه اول/ کودکان قبل از ورود به مدرسه بسيار کنجکاوند و والدين و اطرافيان را آماج پرسشهاي پيدرپي درباره موضوعات گوناگون قرار ميدهند. با ورود به مدرسه ممکن است فضا و شيوههاي آموزشي مدارس قدرت پرسشگري دانشآموزان را افزايش يا کاهش دهند. با توجه به اهميت و ضرورت پرسش در فرآيند ياددهي-يادگيري، بايد به تقويت روحيه پرسشگري در دانشآموزان توجه شود. توجه به بُعد پرسشگري، درگيرکردن ذهن با پرسشها و بحث و گفتوگو درباره آنها ميتواند باعث ظهور و بروز ايدهها و کشف استعدادها در دانشآموزان شود. در سالهاي ابتدايي دولت تدبير و اميد رئيسجمهور نقادي و پرسشگري در دانشآموزان را عامل اساسي در يادگيري عنوان کرد و اين موضوع در آموزشوپرورش به عنوان يک برنامه راهبردي گنجانده شد. برخي مطالعات نشان ميدهد که پرسشگري مهمترين روش يادگيري فعال در دانشآموزان و تحکيم ساختار دانش آنها را پشتيباني ميکند. تحول جاري در آموزشوپرورش بر اهميت درگير ساختن دانشآموزان با سوالهاي پيدرپي تاکيد دارد و بر اين باور است که پرداختن به انديشه سوال- محوري در تعليم و تربيت سرچشمه ايجاد تفکر انتقادي در دانشآموزان است. هرچند در برخي روشهاي رايج در آموزشهاي غيررسمي کشور مانند پديده کنکور عملا کنجکاوي و خلاقيت در دانشآموزان ايجاد نميشود ولي در سند تحول بنيادين به عنوان مهمترين سند رسمي آموزش کشور بر رويکرد آموزشوپرورش به برنامههاي تفکر انتقادي از دوران کودکي و در کانون خانواده تاکيد شده است که در اين زمينه آموزشوپرورش برنامههايي را پيشبيني کرده که بخشي از آن در کتابهاي درسي و عمده آن در برنامه غيررسمي و فوق برنامه لحاظ شده است. آگاهي والدين و معلمان از آثار سودمند روحيه پرسشگري و نقد کردن مسائل به سبب نفوذ معنوي بيشترشان بر دانشآموزان تاثيري بسيار اساسي در تقويت اين مهارت پسنديده دارد. والدين مطلع و آگاه اهميت پرسشهاي کودکان و فرزندان خود را ميدانند. کودک در خانواده پندارهاي اوليه درباره جهان و همچنين شيوههاي سخن گفتن و هنجارهاي اساسي رفتار را فراميگيرد و نگرشها، خلقيات و روحيات خود را شکل ميدهد به گونهاي که زمينهساز رشد و رفاه فيزيکي، رواني و اجتماعي فرد را ميشود. لذا، خانواده نخستين پايهگذار شخصيت و ارزشها و معيارهاي فکري است که نقشي موثر در تعيين سرنوشت و سبک و خطمشي زندگي آينده فرد دارد. نتايج پژوهشهاي مختلف نشان ميدهد که تغيير نگرش تربيتي اوليا از طريق آموزش آنان از سوي معلم و بهرهگيري معلمان از روش تدريس فعال و ايجاد هماهنگي ميان عملکرد معلم و اوليا در ارتباط با دانشآموزان، سبب ايجاد مهارتهايي مثل اعتمادبهنفس، صاحبنظر بودن، پيشرفت در درس و تقويت قدرت استدلال و تجزيه و تحليل شده است و اين نشان ميدهد که آموزشوپرورش در اجراي برنامههاي آموزش خانواده بر بهبود تفکر انتقادي و پرسشگري دانشآموزان تاثير زيادي داشته است. جامعهاي که نياز دارد بخشي عظيم از شهروندانش توانايي حل مشکلات را داشته باشند بايد از سالهاي نخست کودکي گام بردارد، سپس با روشهاي منظم به بسط و پرورش اين کيفيتها در دوران تحصيل در مدارس اقدام کند. حال با توجه به اينکه، روابط و کارکرد مناسب خانواده براي سلامتي فرد، خانواده و جامعه ضروري است و با درنظرگرفتن روابط والد- فرزندي و شناخت آن به منزله يکي از مهمترين و تاثيرگذارترين روابطي که افراد ميتوانند تجربه کنند و نيز اين امر که آنها عاملي موثر و مداخلهگر در کيفيت عملکردهاي تحصيلي فرزندان به شمار ميروند و با توجه به اينکه خانواده به عنوان مرکز اصلي انديشه، تفکر و پرسشگري کودکان ميتواند نقش حمايتي و اصلي خود را بهتر ايفا کند. موارد زير براي والدين پيشنهاد ميشود: 1. فرزندان خود را براي پرسشگري تشويق و در مسائل علمي آنان را همراهي کنند.2. به هنگام پرسش و اعتراض فرزندان آنان را مورد سرزنش و بازخواست قرار ندهند. 3. با فرزندان خود ارتباط و تعامل سازنده برقرار و با آنان اعتماد و همدلي کنند. 4. از انجام دادن تکاليف درسي فرزندان و خريد کتابهاي حاوي پاسخ تکاليف و تمرينات (حل المسائل، گامبهگام يا هر عنوان ديگر) خودداري کنند. 5. فعاليتهاي فرزندان خود را بهويژه زماني که حالت کنجکاوانه دارد، سرکوب نکنند. 6. با توجه به گستره جستوجويهاي اينترنتي به فرزندان خود مسير صحيح پرسشگري و يافتن پاسخها را نشان و آموزش دهند.