ادامه از صفحه اول/ اصلا مگر رياست در دنيا آنقدر ارزش دارد که براي رسيدن به آن مقام دست به چنين کارهايي بزنند و براي رسيدن به اهدافشان از روشهاي غيرمنطقي و غيرواقعي استفاده کنند؟ الان متاسفانه اين روش و اقدام دارد در جامعه شکل ميگيرد. وقتي نمايندگان مجلس ميدانند که اساسا يارانه نقدي اولا، تورمزاست؛ ثانيا، آثار منفي فراواني براي کشور دارد و رابعا، منابع مالي از کجاست؟ حتما چنين چيزي تصويب نخواهد شد، مگر اينکه فقط به سال 1400 محدود شود که در اينصورت امکان پرداخت در سالهاي بعد نخواهد بود. قانون هدفمندکردن يارانهها که قرار بود از50 درصد درآمدي حاصل از افزايش حاملهاي انرژي باشد و از محل افزايش قيمت بنزين به اقشار آسيبپذير پرداخت شود ولي متاسفانه آقاي احمدينژاد اين قانون را درست اجرا نکرد و دولتهاي بعدي هم مجبور به ادامه شدند، چون راه برگشت نداشت. اکنون نيز ممکن است برخي قصد ادامه راه احمدينژاد را داشته باشند تا در سالهاي بعد هر دولتي که باشد چه اصولگرا، چه اصلاحطلب مجبور به پرداخت اين رقم شود. آقاياني که از کسري بودجه ميگويند، حال چگونه است که به کسري بودجه اضافه کردهاند؟ پشت سر کسري بودجه، تورم است. عدم تحقق درآمد به کسري بودجه ميانجامد و کسري بودجه به تورم تبديل ميشود و اين اتفاقات که احتمالا براي کسب راي در 1400 است، يکي پس از ديگري در پيش است، بيتوجه به اينکه حداقل در همين کشور خودمان روسايجمهوري بودند که دنبال کار خودشان رفتند. حيف است براي اينکه بخواهند به رياستجمهوري برسند با چنين مسائلي موافقت کنند. اگر قبول نداريد اقتصاد علم است که هيچ، وگرنه کدام اقتصاددان مقبولي حاضر به انجام چنين کاري و اصلا موافق چنين نگاهي است؟ همه اقتصاددانهاي داراي جايگاه در کشور با اين روش پرداخت يارانه مخالف و افزايش آن را در مسير کمک بيشتر به ازهمپاشيدگي اقتصاد کشور ميدانند.