پيش از اين نيز گزارشهايي از سوي مرکز پژوهشهاي مجلس منتشر شده بود که حکايت از رشد نابرابري، افزايش شکاف طبقاتي و در نتيجه تحميل فشار بر طبقات محروم جامعه داشت. در آبانماه امسال، بررسي اين مرکز نشان داد که همزمان با جهش قيمت کالاهاي اساسي در سالهاي اخير، متوسط مصرف اين کالاها کاهش قابل توجهي يافته، به طوريکه بهعنوان مثال مصرف گوشت گوساله 20 درصد و گوشت گوسفندي 29 درصد در سال 98 نسبت به سال 95 از سفره خانوارها حذف شده است. اين ميزان گاهي در ميان اقشار محروم بيشتر نيز بوده است. در حالي مشاهدات ميداني از سطح جامعه و رجوع به آمارهاي غيررسمي و گاها اظهارات مسئولان رسمي، نشان ميدهد که بخش زيادي از کارگران در وضعيت فقر مطلق به سر ميبرند، هنوز هم سازمانها و نهادهاي رسمي از اعلام نرخ خط فقر سرباز ميزنند و گفته ميشود آمارهاي اعلامي هم تعديل شده هستند! به هر حال خودداري از اين اقدام به معناي بدتر شدن وضعيت جامعه کارگري و افزايش نابرابري است که باعث ميشود عدهاي خاص تنها دارندهي امتيازهاي ويژه باشند و دست به فعاليتهايي بزنند که ثمرهاي براي باورسازي اقتصاد ايران به دنبال نداشته باشد.
راهکار مرکز پژوهشهاي مجلس
رئيس مرکز پژوهشهاي مجلس با اشاره به اينکه تلاش ما بر اين شد بتوانيم توزيع مناسب ثروت داشته باشيم و جلوي رانتها را بگيريم، افزود: مثلا اگر رانت ارز 4200 توماني هست جلوي رانت ارز 4200 توماني را بگيريم که به سمت و سويي نرود که امسال 9 ميليارد دلار هزينه کالاهاي اساسي کرده باشيم و قريب پنج ميليارد دلار آن را براي نهادههاي دامي داده باشيم بعد مرغي که قرار است 12 هزار تومان به دست مردم برسد به 25 هزار تومان، 30 هزار تومان، 35 هزار تومان برسد. زاکاني تصريح کرد: تلاشمان اين است که پول مملکت را درست توزيع کنيم؛ مثل ماليات بستنها بر خانههاي خالي، خانههاي لوکس، ماشينهاي لوکس، نوع نحوه ماليات بستن، نوع نحوه نگاه کردن به مصرف انرژي، بخشي از طبقات جامعه هستند ولنگارانه با سرمايههاي ملي برخورد ميکنند. ما بايد به سراغشان برويم و مصرف آنها را تنظيم کنيم که به سمتو سويي باشد که اگر مصرف ميکنند به صورت پلکاني هزينههايشان را پرداخت کنند و درنهايت اين هزينهها صرف جامعه شود. او افزود: نکتهاي که در اين مسير دنبال شد ماحصلش اين بود که بتوانيم ثروت را به سمت و سوي عموم مردم سوق دهيم. خط تلاش سوم ما تامين نيازهاي پايه بود، از معيشت شروع کرديم، 30 هزار ميليارد گذاشتيم براي 60 ميليون نفر که بتوانيم معيشتشان را به صورت حداقلي تأمين کنيم؛ 20 ميليون نفر، 120 هزار تومان در ماه براي شش ماه پاياني سال 99 و 40 ميليون نفر ماهي 60 هزار تومان براي هر نفر و بعد آن را در بودجه نهادينه کنيم و برويم به سمتي که 70 درصد مردم را از آسيبپذيري حفظ کنيم و 30 درصد هم 30 درصدي هستند که اصلا اين تلاطمات قيمتي در هزينههايشان اثري ندارد. البته به گواه فعالان کارگري، وضعيت اسفناک جامعه کارگري به مرز بحران رسيده و اکتفاي مسئولان و نمايندگان مجلس به سخنان پوپوليستي نمکيست که بر زخم اقشار زحمتکش جامعه پاشيده ميشود.