بستن
کد خبر: ۱۰۰۶۵۳۷

بیکاری 250 هزار مهندس افتخار نیست

بیکاری 250 هزار مهندس
 افتخار نیست
امیرمحمود حریرچی جامعه شناس

چندي پيش يکي از مسئولان اعلام کرد که 250 هزار مهندس در ايران بيکار هستند و همچنين احساس نااميدي در جوانان افزايش بسياري داشته است. در کجاي دنيا در دانشگاه ها را باز مي‌گذارند و بيش از حد نياز دانشجو در تمام مقاطع مي‌پذيرند؟ ما سالانه با تعداد زيادي از جوانان تحصيلکرده بيکار مواجه هستيم. به جاي آنکه اشتغال ايجاد کنيم تا جوانان به استقلال برسند دانشگاه ايجاد مي‌کنيم. مسلم است وقتي جواني به دانشگاه مي‌رود متوقع مي‌شود و حاضر نيست با ليسانس هر کاري را انجام دهد. بايد مطابق با نياز جامعه پذيرش دانشجو داشته باشيم و بعد از فارغ‌التحصيلي دانشجويان شغل داشته باشند، در حالي که تنها تب ورود به دانشگاه را در جوانان ايجاد کرده‌ايم و خانواده‌ها نيز درگير شده‌‌اند. افتخار اين است که بيکاران تحصيلکرده داريم و اين نکته منفي است. استقلال مهمترين مساله براي جوانان است. بايد فرصت‌هاي مساوي به وجود آيد و جوانان با آموزش‌هاي لازم بتوانند مهارت‌هاي زندگي را ياد بگيرند تا زندگي موفقي براي آنها رقم بخورد. برطرف شدن مسائل جوانان به اين مساله برمي‌گردد که استقلال آنها را به عنوان يک حق بشناسيم، يعني داشتن زندگي شرافتمندانه براي رشد يافتگي نه تنها حق جوانان بلکه حق همه اقشار جامعه است. مساله‌اي که در رابطه با جوانان اهميت دارد و ما آن را در آنها کم مي‌بينيم عدم اميد به آينده است. بايد ببينيم ريشه‌هاي اين نااميدي چيست. تحقيقات و بررسي‌ها نشان مي‌دهند که اميد به آينده و نشاط در جوانان کمرنگ شده و ريشه آن مسائل بسياري است. البته نااميدي در اقشار ديگر جامعه نيز ديده مي‌شود. براي بهبود اين روند آن چيزي که تاکنون به زبان آورده شده نيز عملي نشده است، در حالي که بايد عزم عمومي را در نظر بگيريم و فقط دولت مسئول اين مساله نيست. به عبارت ديگر بايد کل حاکميت درگير برطرف کردن نااميدي در جوانان باشد. از آنجا که بنده با جوانان فرهيخته در ارتباط هستم، مي‌دانم آنها مي‌خواهند تغيير بنيادي ايجاد شده و به آينده اميدوار شوند، به گونه‌اي که وضعيت بهتري در آينده پيش روي آنها باشد. بنابراين مسائل آنها در حوزه وظايف يک وزارتخانه نمي‌گنجد، چراکه به نظر نگارنده، کشورهاي عقب افتاده بابت هر چيزي يک وزارتخانه درست مي‌کنند. براي مثال ما وزارت ورزش و جوانان را ايجاد کرديم، در حالي که مسائل جوانان عمده‌تر از اين حرف‌هاست. در واقع جواني پلي بين وابستگي و استقلال است و اين پل هر روز در ايران طولاني‌تر مي‌شود. به عبارت ديگر هرچه بيشتر مي‌‌گذرد جوانان به استقلالي که بايد برسند نمي‌رسند. اين استقلال چيست؟ کار، درآمد و زندگي مستقل همان استقلالي است که هنوز براي بسياري از جوانان ايراني محقق نشده است. در کشورهاي توسعه‌يافته که توسعه اجتماعي بالايي دارند، جوان‌ها مي‌خواهند که هرچه زودتر مستقل شوند. مي‌خواهند پل را کوتاتر کرده و روي پاي خودشان بايستند، چون اگر يک جوان مستقل نباشد، آسيب پذير مي‌شود. اصلا استقلال در افراد انتخاب درست ايجاد مي‌کند. جواني که از هر نظر وابستگي دارد، نمي ‌تواند هدفمند حرکت کند. وقتي در تصميم‌گيري‌ها جوانان به استقلال نرسند و دائما براي آنها تصميم گرفته شود، آسيب پذيري در آنها بالا مي‌رود، چون قدرت انتخاب ندارند. اين در حالي است که توسعه‌يافتگي در دادن حق انتخاب‌هاي بيشتر به ويژه براي نسل جوان است. بايد آنها آماده باشند که هويت خود را معنا کرده و وارد ميانسالي شوند، در حالي که جوانان ما فاقد اين آمادگي هستند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی