ادامه از صفحه يک
که ايران با اتکا به رشادتها و فداکاريهاى نيروهاى نظامى، اطلاعاتى و امنيتى کشورمان و گروههاى همسو در محور مقاومت در سوريه و عراق دست بالا را دارد و اين موضوع دست ايران را در مذاکرات منطقهاى باز مىگذارد. 3- ايران در برخى مناقشات منطقهاى ابتکارات و طرحهاى جديدى براى تفاهم دولتهاى منطقه ارائه کرده اما گاهى در پيگيرى و عملياتى کردن آنها جديت لازم را به خرج نداده است. به عنوان مثال «طرح صلح هرمز» از تدابير ديپلماتيک قابل دفاع کشورمان بوده است اما دستگاه ديپلماسى ايران در اقناع طرفهاى ذى مدخل در آن و پيشبرد طرح ناکام ماند. مناسب است دستگاه ديپلماسى کشورمان از تمام ظرفيتهاى ممکن براى پيادهسازى تدابير ديپلماتيک خويش بهره ببرد. 4- در عصر نوين تحولات عرصه بينالملل اگر مناقشات کشورها بر اساس ديپلماسى برد - برد حل و فصل شود پايدارى بيشتر و هزينه کمتر خواهد داشت، بنابراين ما نمىتوانيم صرفا منتظر تغيير مواضع ساير دول براساس مطالبات خود باشيم و بر طبل ديپلماسى به منزله ابزار برد خويش و باخت طرف مقابل بکوبيم. ديپلماسى عرصه بدهبستان و کوتاه آمدن از برخى مواضع به قصد تحصيل بعضى از امتيازات است؛ بنابراين ديدگاه دستگاه سياست خارجى کشور بايد بر اين اساس صورتبندى شود و تمام مسئولان حکومتى به اين مهم التفات داشته باشند. اگر خواستار بهبود شرايط کشور در ابعاد مختلف امنيتى، اقتصادى و سياسى هستيم لازم است مديران ارشد با واقعنگرى و عملگرايى ضمن تدقيق در تفاوتهاى بايدن با ترامپ از ظرفيتها و فرصتهاى تغيير دولت در آمريکا به سود منافع ملى استفاده کنند و با محاسبه مختصات احتمالى سياستهاى خاورميانهاى بايدن به استقبال روندهاى جديد مناسبات منطقهاى بروند و با ديپلماسى فعال و برقرارى خط ارتباطى با دولتهاى مخالف زمينه تفاهم بيشتر و کاستن از تبعات سنگين تاکتيک راهبردى ايرانهراسى صهيونيستها بستر مناسب براى کسب امتيازات بيشتر از توافقنامه برجام را فراهم کنند.