با توجه به اينکه در يک سال گذشته دو رئيس سازمان بورس عوض شدهاند، ابتدا بايد ببينيم دليل اينکه اين دو مسئول استعفا دادهاند چه بوده است! من فکر ميکنم دخالتهاي خارج از بازار سهام که بر قوانين و مقررات بازار اعمال ميشود، عاملي است تا دو رئيس قبلي تحت فشار قرار بگيرند و آن سطح از اختيارات که لازمه کار آنهاست را نداشته باشند و اين مهمترين عاملي است که وضعيت را به اينجا کشاند، اما نکته اصلي آن است که زماني که بازار سهام بزرگ ميشود و تعداد سهامداران و حجم معاملات افزايش مييابد، انتظارات از رئيس سازمان بورس به مراتب افزايش مييابد، يعني انتظار ميرفت آقاي قاليباف برخوردهاي جديتري با متخلفان داشته باشد. به هر جهت دايره حقوقي سازمان بورس زير نظر رئيس اين نهاد است و به طبع زمانيکه سطح اعتراضات درباره تخلفات يک حقوقي، صندوق يا شرکت که منجر به زيان سهامداران خرد ميشود، بالا ميگيرد، بايد برخورد قاطعانهتري با اين موارد انجام ميگرفت و متاسفانه اين اتفاق نيفتاد. اما از اين موضوع هم نبايد رد شد که تمام مشکلات بازارسهام تنها با تغيير يک اسم، درست خواهد شد و هرگز چنين اتفاقي نميافتد، شايد مدير جديد بتواند بخشي از مشکلات را حل کند، اما تا زماني که خيلي از دخالتهاي بيرون بازار حذف نشود و نسبت به تخلفات پيگيري و برخورد درخوري شکل نگيرد مصائب و مشکلات بازار همچنان پابرجا خواهد ماند. ما ميبينيم که خيلي از سهامداران به واسطه سوءمديريتهاي شکل گرفته به شدت متضرر شدهاند و اگر قرار است اين موضوع درست شود، با تغيير مدير اتفاق نميافتد و نيازمند تغييرات گستردهتري است. همچنين بايد متذکر شوم در حال حاضر ساز و کار مشخصي براي اينکه بتواند جايگاه بازارسهام را تثبيت کند موجود نيست، به عبارت دقيقتر نميتوان گفت بورس بهعنوان يک نهاد و ارگان مشخص، تعريف مشخصي داشته باشد و تريبون دارد، اين در حالي است که ما انتظار داشتيم زماني که مساله سهام عدالت مطرح شد و تعداد سهامداران افزايش پيدا کرد، جايگاه بازارسرمايه هم ارتقا يابد و اين اتفاق نيفتاد و هر شخصي با هر جايگاهي به خود اجازه ميدهد، درباره بازار اظهارنظرهاي غيرکارشناسي کند، اما متاسفانه اينکه يک متولي مشخص که تريبون بازار سهام باشد و صحبتها از آن طريق بيان شود وجود ندارد. از طرفي هميشه در سال آخر دورههاي رياستجمهوري ما شاهد اتفاقاتي از اين دست هستيم که مسائل سياسي خود را به سمت بازارسرمايه ميکشانند. کما اينکه در سالهاي 84 و 92 چنين مسائلي مطرح شد و مورد جديدي نيست. اما به طورحتم طي اين سالها بازارهاي مالي بهويژه بازارسهام داراي فراز و فرود بسياري بوده است و به طبع سرمايهگذاران حق دارند که از بازار خارج شوند. به عبارت دقيقتر سرمايه ريسکگريز است و مردم زماني که احساس کنند ريسک افزايش پيدا کرده است، عطاي آن را به لقايش ميبخشند.