زماني در دانشگاه که قشر تحصيلکرده جامعه هستند و زماني هم در مسجد يا در بطن بازار مشکلات کشور را بررسي ميکنيم که همه اينها با يکديگر تفاوت دارد. مردم با وجود همه مشکلات موجود در کشور اصل جمهوريت نظام را قبول دارند، اما نسبت به عملکرد مسئولان در جامعه اعتراض دارند. مردم ما گاهي به اقتصاد، سياست، مديريت و شرايط کشور انتقاد ميکنند و به نظر من بايد مردم انصاف را فراموش نکنند و بين نظام و عملکرد قوه قضائيه و رياست جمهوري و مجلس تفاوت قائل باشند. ما اصل نظام، قانون اساسي و ولايت فقيه را قبول داريم، اما اظهارات برخي شخصيتها در کشور از همه احزاب ناراحتکننده است. ما در کشور احزابي داريم که فعال و کوشا نيستند، اما ازسوي ديگر نيز كلمات در جامعه به خوبي تعريف نشدهاند و ما اصلا نميتوانيم بگوييم چه كسي اصلاحطلب است و چه كسي اصولگرا و مطمئنا كسي كه اصولگراست بايد اصلاحطلب باشد و از طرف ديگر كسي كه ميخواهد اصلاحات كند بايد به اصولي معتقد باشد يا به عبارت ديگر اصولگرا باشد. ما در همه احوال و در جنگ و صلح، بايد «وحدت» را يکي از ارکان و اصول اصلي دين خود بدانيم. بهويژه اگر در شرايط تهديد و تحريم قرار گيريم، وحدت و اتحاد، ضرورت بيشتري پيدا ميکند. در کشور ما به دليل نداشتن تحزب و تشکل، نه جريانها، بلکه اين افراد هستند که محور صحبتها و ابراز نظرات و اظهار عقايد قرار ميگيرند. متاسفانه امروز اصلا جرياني در کشور وجود ندارد که براي نمونه بگويد وحدت آري يا خير، حتي جرياني که مدافع دعواهاي سياسي باشد نيز در کشور وجود ندارد. جريانهاي سياسي افرادي هستند که در قالب گفتوگو، مقاله و گفتمان حرفهايي را مطرح ميکنند. اگر تشکل و تحزب داشتيم، گرفتار برخي اظهارات و عقايد و امثالهم نميشديم و بدين نحو نبود که عدهاي جمع شوند و بگويند بايد مذاکره کنيم. عده ديگري هم در پاسخ بگويند؛ بيخود ميکنيد چنين پيشنهادي را مطرح ميکنيد. اما درباره موضوع دوم به نظر من مطبوعات و رسانهها بايد بيشتر روي مشکلات کشور تمرکز کنند. ما در کشور مسائلي نظير بيکاري، نقدينگي سرگردان، شايعهپذيري و شايعات را داريم. يک روز مساله غش کردن سرمايه به سمت مسکن و روز ديگر به سمت سکه و ارز را داريم. از اين رو رسانهها بايد به مردم خط دهند که نقدينگي را به سمت توليد سوق دهند؛ زيرا با اين کار ميتوانند صادرات را افزايش و اشتغال را رونق دهند. در انتقاد بايد چند نکته رعايت شود؛ اول، اطلاعات و آگاهي کامل از موضوعي است که ميخواهيم مورد نقد و انتقاد قرار دهيم. دوم، دلسوزي و خيرخواهي است. اينگونه نباشد که با هدف اشکال تراشيدن و مچگيري باشد. بلکه بايد در جهت اصلاح باشد و نکته سوم اينکه، پيشنهاد داشته باشيم. بدين معنا که تنها نگوييم بيکاري، نقدينگي يا شايعات وجود دارد. بلکه بگوييم که امروز بايد چه کاري انجام دهيم.