حالا که با تلاش و پشتکار موفق شديم همه تپهها را فتح کنيم و هيچجايي رو دست نخورده باقي نگذاريم، وقتش رسيده تا به فکر سياره ديگري براي سکونت باشيم. چون اين خارجيهاي بيادب، با پاسپورت ما هم مشکل دارند بنابراين به تبعيت از جمله بزرگان که فرمودند: هروقت همه راهها به رويت بسته شد، بدان که راه آسمان هميشه باز است. ميتوانيم آسمان را انتخاب کنيم. منتها قبل از اينکه به سياره ديگري براي سکونت فکر کنيم بايد بدانيم در آنجا مهمترين نيازها و مشکلات براي بقا چيست؟
محققان ژاپني بعد از بسياري تحقيق و پژوهش دريافتند که باباي بنده راست ميگويد. آدم هرجا ميرود بايد اول به فکر سرويس بهداشتي باشد. پس دفترچه يادداشتتان را دربياوريد و بنويسيد. اولين مشکل: دستشويي! خوشبختانه چون در آنجا زمين زياد و آدم کم است، پس نياز مبرمي به ساخت دستشويي، آن هم تو اين وضعيت گراني سيمان و... نيست. پشت هر تپهاي که برويم مشکل حل ميشود.
بنابراين اين از نياز اول که برايتان حلش کردم. و اما نياز دوم. آفرين کشاورزي و دامپروري براي رفع سد جوع (آخيش بالاخره موفق شدم از اين کلمه استفاده کنم). پس نياز است که ما در اينجا اين دو را به خوبي ياد بگيريم. براي همين است که مسئولين روشهاي مختلف آزمون و خطا را امتحان ميکنند و در نتيجه آن قيمتها هي بالا ميروند. ميخواهند روش مطمئني براي افزايش کارايي در آنجا به دست بياورند. پس نياز است تا تمام بلاياي طبيعي و انساني را روي کشاورزان پياده بکنيم و آنها را به خاک سياه بنشانيم. اگر کشاورز مفلوک توانست دوباره بلند شود و بدون هيچ پشتوانه و حمايتي ذرهاي محصول توليد کند، اين آدم به درد فضا ميخورد. ميتوانيم با خيال راحت پرتابش کنيم.
و اما مشکل سوم. آدمهاي فضايي! شايد برايتان جالب باشد، شايد هم نباشد. نميدانم، من وظيفهام بود بگويم. پس اين هم مشکل سوم.
همانطور که گفتم در سيارات ديگر معمولا باد زياد ميآيد، پس مشکل آلودگي يا وارونگي هوا، بوي نامطبوع و... وجود ندارد. و اين باد همه مشکلات را خودش حل ميکند. براي همين مسئولين در آنجا عمدتا بيکار هستند. بنابراين بيکاري مسئولين در آنجا خودش يک مشکل است. براي رفع بيکاري ميتوانند مثلا جدول حل کنند، يا بازي فوقالعاده تخيلي دزدم و بودجه ميبرم، مسئول دارم نميزارم و... را انجام دهند.
حالا شايد در مطالب بعدي شما را بيشتر با اين مشکلات آشنا کردم.