حرف حساب
در شرايطي که وضعيت بنده حداقل«بازنده باش»، «تو محکوم به شکستي!» ، «بباز و ژاژ خاي!» است، صداوسيما فکر ميکند تنها با اسم برنامههايش ميتواند روحيه ما را عوض کند.
مثلا اسم يک برنامه را بگذارند «برنده باش» و اجرايش را هم به کسي بدهند که «هميشه برنده است!» و ما هم توهم بزنيم که برندهايم. عزيزان دل! اي مديران دلسوز و فداکار سازمان صداوسيما حالا شما هي بدوشيد ما بگوييم نر است! آخر با اسمهاي اينچنيني اگر قرار بود که مشکلات ما حل شود که برنامههايي با اسامي بهتر ميشد ساخت. مثلا ميزگرد اقتصادي«مردم پولدار باش»، برنامه کودک «تو شاگرد اول باش!» ، برنامه ورزشي«ايران قهرمان جام جهاني2020 قطر باش!»، برنامه سينمايي «فيلم دهنمکي برنده اسکار و گلدن گلاب و کن و سلوقان باش!» و... اينطوري درست ميشود؟!
حالا يک برنامه تلويزيوني اين شبها با اجراي رضا رشيدپور برگزار ميشود که طوري طراحي شده که از شرکتکنندگان سوالهايي ميپرسد تا اطلاعات عمومي آنها را بسنجند و به برندهها جايزه بدهند؛ که البته مسير طراحي سوالها طوري است که شما اگر برويد قله قاف دنبال پول بگرديد، شانس بيشتري داريد.
پس اگر از سطح سوالات برنامه بگذريم، ظلم است. مثلا يادم ميآيد زمان مسابقه محله مرحوم نوذري ميگفت دست.ها روي زنگ و ميپرسيد:«مخترع ميکروفن که بود؟!» 25 نفر زنگ ميزدند، نفري که اول زنگ زده بود، جواب ميداد:« ديويد ادوارد!» بعد يک چراغش خاموش ميشد چون «هيوز» آخر نام مخترع را نگفته بود. در مسابقههاي امروزي تازه چندين گزينه هم به شرکتکننده ميدهند و ميپرسند: «نارنگي چه رنگي است!؟»، گزينهها هم «قهوهاي تخمهاي، سبز چمني، آبي آسماني، نارنجي!» آن وقت شرکتکننده تازه شک ميکند و به بقيه نگاه ميکند و در پايان به قهوهاي تخمه ژاپني راي ميدهد.اگر هم جوابهاي ابتدايي را درست بدهد، جايي که قرار است به پول برسند ناگهان از او ميپرسند: اديسون اولين بار که عطسه کرد، چند سالش بود؟
خلاصه اين وضعيت مسابقههاي ماست. بازهم هرطور خودتان صلاح ميدانيد.