بستن
کد خبر: ۱۰۰۶۱۶۱

تورم در دنیا مثل قضیه «وبا» حل شده است

تورم در دنیا 
مثل قضیه «وبا» 
حل شده است

آرمان‌ملي- محمدسياح: نرخ ارز در ماه‌هاي گذشته تغييرات زيادي داشته، اما در هفته‌هاي اخير با ثبات نسبي همراه بوده است، در حال حاضر هم دلار در کانال 23 هزار تومان قرار گرفته است و انتظار مي‌رود که اين ميزان کاهش بيشتري هم داشته باشد، کارشناسان اقتصادي بازارهاي مالي و پولي کشور معتقدند اگر رويه اصلاح بازارهاي مختلف و همچنين اتخاذ سياست‌هاي گره‌گشا در سطح داخلي و خارجي و کاهش تحريم‌ها و پيوستن به معاهده بين‌المللي نظير FATF سرعت بيشتري بگيرند، در نتيجه کشور با درآمدهاي ارزي بيشترين مواجه خواهد شد که اين انتظار‌ براي سال آينده وجود دارد! به همين دليل بازار با توجه به شرايط موجود نسبت به آن واکنش نشان داده و با کاهش تنش‌هاي اقتصادي و سياسي شاهد کاهش هر چند کم نرخ دلار در بازارهاي آزاد و رسمي مواجه شده‌ايم،‌ اين روند مي‌تواند به کاهش تورم و ثبات بيشتر در اقتصاد کشور بيانجامد، در همين زمينه «آرمان‌ملي» گفت‌وگويي با‌ هادي‌ حق‌شناس، اقتصاددان، داشته که در ادامه مي‌خوانيد.

نرخ ارز پس از مدت‌ها کاهش پيدا کرد و وارد کانال 23 هزار تومان شد و قيمت آن به 23 هزار و 950 تومان رسيد و اين اميدواري وجود دارد که دلار بتواند تا مرز 21 هزار تومان هم کاهش پيدا کند، آيا نرخ دلار مي‌تواند بيش از اين کاهش يابد؟

قيمت هر کالايي چه نان باشد چه ارز، چون ما ارز را هم کالا تلقي مي‌کنيم؛ از آنجايي‌که در تعريف پول مي‌گوييم که هر چيزي که بتواند وظايف پول را انجام دهد، پول تلقي مي‌شود و يکي از وظايف پول اين است که بتوان کار مبادله يا تبادل کالا را انجام داد، طبيعتا متاثر از دو نکته است، يکي ارزش ذاتي هر کالاست که تاثير گرفته از مواد تشکيل‌دهنده آن است، به‌عنوان مثال قيمت نان متاثر از قيمت آرد به‌عنوان مواداوليه است، و بعد قيمت آب، گاز و مکاني که در آن نان پخت مي‌شود، منتهي اين بخشي از قيمت نان است و بخش اصلي قيمت نان ناشي از برآيند ذکر شده است، بخش دوم برمي‌گردد به عرضه و تقاضا در بازار؛ اگر عرضه فراوان باشد قيمت نان حتي کمتر از ارزش ذاتي آن عرضه خواهد شد البته به اجبار! اگر عرضه نان با محدوديت يا اختلالي مواجه که منجر به کاهش عرضه شود و تقاضا فزاينده باشد، در نتيجه افزايش قيمت نان بيش از قيمت واقعي آن خواهد شد! اين موضوع درباره ارز هم مصداق دارد بخشي از قيمت ارز ناشي از اين است که بايد بدانيم قيمت ارز به‌ازاي مبادله‌ چه کالايي اخذ شده است و اين قيمت واقعي عرضه خواهد شد. اما بخش دوم به اين برمي‌گردد که آيا در عرضه ارز اخلال و محدوديتي وجود دارد؟ اگر محدوديت و اخلال منجر به کاهش عرضه ارز شده و به هر دليلي تقاضا صعودي باشد، حتما منجر به افزايش قيمت ارز خواهد شد. قيمت ارز در ايران و قيمت ارزها در کشورهاي ديگر بر مبناي مابه‌التفاوت تورم داخلي به‌ ميانگين تورمي ‌است که با کشورها مبادله کالا دارند و براساس اين فرمول، يقينا قيمت ارز بايد خيلي کمتر از عدد 20 هزار تومان باشد. اگر در آينده که ممکن است دو هفته، يک ماه يا چند ماه آينده باشد، همه موانعي که در عرضه ارز اخلال ايجاد کرده‌اند و يکي از مهم‌ترين آنها بحث تحريم‌هاي ظالمانه آمريکاست رفع يا کمرنگ شوند، يک اخلال از اخلال‌هاي عرضه ارز برداشته مي‌شود و انتظار اين است که عرضه ارز افزايش پيدا کند. به‌عنوان مثال به خاطر تحريم‌ها چند ده ميليارد دلار از ارز‌هاي ايران در خارج باقي مانده است که اگر مانند دوره اول تحريم‌ها در سال 93 يا 94 ارزهاي بلوکه شده ايران وارد اقتصاد کشور شوند شاهد تقويت سمت عرضه و کاهش قيمت ارز خواهيم بود، اگر ايران به FATF يا دو کنوانسيون باقي مانده از اين معاهده بين‌المللي ملحق شود حتما مبادله پولي آسان‌تر خواهد شد يا اگر صادارت غيرنفتي و نفت و گاز مجددا به روال قبل از تحريم‌ها برگردد، در نتيجه اين هم يک عامل تقويت سمت عرضه ارز است. به‌نظر مي‌رسد افق و چشم‌انداز چند ماه آينده اين است که سمت عرضه ارز تقويت و قيمت ارز کاهش يابد، حتي اگر تقاضاي ارز به ميزان قبل از تحريم‌ها برگردد. بنابراين اينها انتظارات عقلايي هستند و ما در اقتصاد واژه انتظارات عقلايي را براي کاهش نرخ تورم به کار مي‌بريم و همچنان که امروز انتظار عقلايي اين است که تورم در ماه‌هاي آينده کاهشي باشد، پس مي‌توانيم اين انتظار را داشته باشيم که قيمت ارز هم در ماه‌هاي آينده سير کاهشي داشته باشد.

موضوع مهم ديگر، وابستگي بخش‌هاي مختلف اقتصادي به دلار است و همين اتفاق باعث شده تا با هر نوع نوساني در نرخ آن، دچار اختلال ‌شوند، نمي‌توان اقتصاد را کمتر به دلار وابسته کرد يا از اثرگذاري نوسانات نرخ دلار، در اقتصاد جلوگيري کرد؟

دقيقا يکي از موضوعات مهم بازار پولي ايران و انتظار از بانک مرکزي اين است که به جاي اينکه همه متغيرهاي پولي وابسته به لنگر ارزي باشند، اين لنگر ارزي را جايگزين لنگر يکي از متغيرهاي پولي مانند نرخ تورم کند، چراکه مبادلات تجاري يا تراز بازرگاني خارجي يا حجم تجارت ما حداکثر 20 درصد توليد ناخالص ملي است و نمي‌توان 80 درصد اقتصاد را وابسته به 20 درصد کرد! امروز اقتصاد ايران به لنگر تغييرات نرخ ارز وابسته است بدين معنا که از تخم‌مرغ‌فروش گرفته تا کساني که مي‌خواهند در ساخت‌و‌ساز مسکن فعاليت کنند اول به اين موضوع نگاه مي‌کنند که قيمت ارز چه تغييري کرده است، در حالي‌که بايد به‌جاي نگاه کردن به تغييرات نرخ ارز به تغييرات نرخ تورم توجه کنند. البته به شرطي که بانک مرکزي همچنان که نرخ تورم را در سال جاري هدف قرار داد تا بين 22 تا 20 درصد برساند، راهبرد بانک مرکزي هم بايد کنترل نرخ تورم به سمت تک‌رقمي‌ کردن آن باشد.

ممکن است که تورم تک‌رقمي شود؟

بالاخره امروز تورم در دنيا مانند قضيه وبا حل شده است،‌ همچنان که ما انتظار داريم سال ديگر کرونا نداشته باشيم، دنيا ده‌ها سال است که مساله تورم را حل کرده بنابراين اگر استقلال بانک مرکزي و سياست‌هاي پولي مستقل از سياست‌هاي مالي يا بودجه‌اي يا تصميمات مجلس و دولت باشد دستيابي به تورم‌هاي تک رقمي ‌دور از ذهن نخواهد بود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی