بستن
کد خبر: ۱۰۰۵۵۵۴

شکل ساده زندگی

شکل ساده زندگی
غزال مرادی منتقد

موکارفسکي شعر را نهايت برجسته‌سازي در زبان مي‌داند و برجسته‌سازي را انحراف از هنجارهاي زبان. به اعتقاد او، زبان ادبي نه براي ايجاد ارتباط، بلکه براي ارجاع به خود به کار مي‌رود؛ برجسته‌سازي به‌کارگيري عناصر زبان است به‌گونه‌اي که شيوه بيان جلب نظر کند، غيرمتعارف باشد.

«ليچ» فرايند برجسته‌سازي را به دو گونه بخش مي‌کند: هنجارگريزي، و هنجارافزايي. هنجارگريزي يعني شکستن هنجار منطقي و طبيعي زبان با نگرش هنرمندانه که به‌موجب آن عناصر زيباشناختي و ادبي سخن، مجال نمود پيدا مي‌کنند، و ليچ هنجارگريزي را به هشت دسته تقسيم مي‌کند: هنجارگريزي واژگاني، هنجارگريزي نحوي، هنجارگريزي آوايي، هنجارگريزي نوشتاري، هنجارگريزي معنايي، هنجارگريزي گويشي، هنجارگريزي سبکي، هنجارگريزي زماني.

هنجارگريزي معنايي در شعر بهار چمنکار از طريق تصويرسازي اتفاق مي‌افتد و بااينکه تکنيک او با تخيل مي‌تواند فضاي نامتعارفي را ايجاد کند که به‌لحاظ تصويرسازي هم زيباست که شعر شماره 4 که عنوان مجموعه نيز برگرفته از آن است مثال گويايي از اين حالت است: «زندانِ ماهي‌ها در خيابان بهار/ در انبوهِ سبزه‌ها/ و سين‌هاي زيرِ سن قانوني/ ايستاده در پياده‌رو/ به کبودي‌هاي افق چنگ مي‌زنم/ ساعت بر سال‌تحويل شکسته مي‌شود/ تُنگِ کوچکم را با خاک فروردينش دزديده‌اند.»

ساده‌نويسي را اگر بيان تصاوير روزمره و پرهيز از پيچيدگي‌هاي زباني در نظر بگيريم، چمنکار در شعرهايش از اين ويژگي استفاده کرده، البته اين سادگي برپايه روايت اتفاق مي‌افتد مانند شعر «صفحه حوادث» که ويژگي‌هاي ساده‌نويسي را دارد: «خبرش رسيد/ اول صبحي هميشگي دکه‌ هميشگي خبرهاي هميشگي/ گم‌وگور/ در صفحه‌ حوادث/ انتهاي بن‌بست هفتم/ سمتِ چپ دربِ سبزرنگ/ با مژدگانيِ خوب/ گم‌شده بودي/ خبرش رسيد/ اولِ صبحي فريب دکه‌اي عجيب خبري غريب.»

محور هم‌نشيني زبان فارسي قابليت‌ها و امکانات فراواني در گسترش جمله و جابه‌جايي ارکان آن دارد. يک شعر زماني زيباست که ساختار جمله آن به بهترين نحو با ديگر عناصر شعر از قبيل عاطفه و تخيل و موسيقي پيوند خورده باشد. بهترين ترتيب کلمات همان ترتيبي است که مفهوم کلي از طريق آن به بهترين وجه بيان شود. آنطور که در اين شعر مي‌توان ديد: «حَنا مي‌بندم/ عطرِ شورش پيچيده در غروب/ کجا به ساحل رسيد/ دريا/ که خراب شد روي سرمان/ و رنگ شنگرف حنا/ سوزشِ دريا در غروبِ شور/ جاي نقش‌ها را خراش انداخته/ بندر/ هواي تو را کرده/ عطر حنا گرفته دلش/ و موج/ ترک‌هاي دستم را پرکرده است.»

ارسطو، پي‌رنگ را متشکل از سه بخش مي‌داند: آغاز که حتما نبايد در پي حادثه ديگري آمده باشد، ميان که هم در پي حوادثي آمده و هم با حوادث ديگري دنبال مي‌شود، و پايان که پيامد طبيعي و منطقي حوادث پيشين است. از نظر ارسطو، پي‌رنگ در صورتي از همبستگي و استحکام برخوردار است که اگر حادثه‌اي از آن حذف يا جابه‌جا شود، وحدت آن به‌کلي درهم بريزد. پي‌رنگ تداوم منطقي نقش ويژه‌هاست که مناسبتي دروني و مستحکم دارند. اين عناصر درواقع به کنش مرتبط مي‌شود و بارت آن را به مجاز مرسل تعبير مي‌نمايد. چمنکار در شعرهايش از نوعي پي‌رنگ روايي بهره مي‌برد و رابطه علي و معلولي در سطرهايش برقرار است: «و در اين آشفته جهانت/ پخش مي‌شوم/ شکاف خورده چيزي توي گلو/ انتهاي ديافراگم/ با نفس‌هاي عميق هم ديگر/ پايين و بالا نمي‌شود.»

قاعده‌افزايي يكي ديگر از مواردي كه در اين کتاب سبب برجسته‌سازي متن و افزايش ادبي آن شده، بهره‌گيري از عنصر موسيقي در كلام است. همگوني كامل يکي از عناصر قاعده‌افزايي است و همگوني كامل در اصل تشابه آوايي كامل ميان دو يا چند عنصر دستوري يا تكرار يك عنصر دستوري واحد است. همگوني كامل مي‌تواند شامل يك پي‌واژه، واژه، گروه يا جمله باشد اين تکنيک را مي‌توان در شعر شماره 22 مشاهده کرد: «کوبشِ پاشنه‌ها در سرش/ عاشق نشده/ که تا انتهاي خيابان قدم بزند/ گره‌خورده دلش/ ميانِ خودش و ريش‌ريش شالش.»

اگرچه بهار چمنکار در شعرهايش نوعي سادگي در بيان وجود دارد، ولي او در شعرهايش از امكانات زباني سود برده و توانسته بر اين اساس، متني ادبي ايجاد كند، كه داراي شاخصه‌هاي گوناگون هنجارگريزي و برجسته‌سازي است و همين‌طور استفاده از انواع توازن‌هاي آوايي، واژگاني سبب موسيقي کلام در برخي شعرهايش شده که نکته مثبتي در آثار اوست، البته در کنار اين دسته شعرها، شعرهايي هم در اين مجموعه است که با معيارهاي ساده‌نويسي نوشته ‌شده که با توجه به اينکه اولين کتاب اوست قطعا شاعر در پي کسب تجربه است.

نام کتاب: زندان ماهي‌ها در خيابان بهار

سروده: بهار چمنکار

ناشر: سيب سرخ

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی