آيتا... هاشمي گرانيگاه اعتدال و ميانهروي ايران بعد از انقلاب بود. ايشان در حقيقت مرکز ثقل اعتدال و ميانهروي در ايران بعد از انقلاب بود. آقاي هاشمي به همين خاطر است که به اين صورت مورد بغض، کينه و نفرت تندروها و انقلابيون در حقيقت قرار گرفت. چرا که آنان انتظار داشتند با توجه به جايگاهي که آيت ا... هاشمي دارد، او نيز در حقيقت به جريان راديکال و تندروي اعتراضات 88 بپيوندد. نپيوستن هاشمي به جريانات تندرو باعث شد که مورد بغض و کينه آنان قرار گيرد. به ياد ميآوريم که بعد از اتفاقات سال 88 عملا آيتا...هاشمي رفسنجاني طرد شد يا ايشان را طرد کردند، بلکه شعار مرگ بر هاشمي در نماز جمعه تهران سر داده شد و تا زمان فوتش در 18 دي ماه 1395، تندروها از هيچ توهين، تحقير و از هيچ بدرفتاري يا سوءرفتار نسبت به وي فرو گذار نکردند و در واقع بغض و کينه آنها از هاشميرفسنجاني به واسطه اعتدال و ميانهروي وي بود. البته اعتدال و ميانهروي هاشميرفسنجاني فقط بعد از انقلاب نبود و او قبل از انقلاب هم در حقيقت نقش مهمي در ميان نيروهاي مبارز عليه رژيم شاه بر عهده داشت. به خصوص بعد از آنکه رهبري سازمان مجاهدين به دست مارکسيستها افتاد و در تابستان سال 94 رهبري سازمان مجاهدين رسما اعلام کرد که ايدئولوژي سازمان از اسلام به مارکسيست تغيير يافته رژيم شاه استقبال زيادي از اين تحول کرد. در حقيقت تا قبل از آن نوعي همکاري و اتحاد ميان چپگرايان يعني مارکسيستها و نيروهاي اسلامگرا عليه رژيم شاه وجود داشت و شاه خرسند بود با توجه به ضربهاي که مارکسيستها عليه اصليترين و مهمترين سازمان اسلامگرا يعني مجاهدين وارد کرده است و اتحادي که در ميان اپوزيسيون وجود داشته از ميان رفته و آنها به دو قسمت تقسيم شدهاند. بسياري از نيروهاي اسلامگرا درون و بيرون زندان آنقدر از اين حرکت مارکسيستها برآشفته بودند که حتي برخي از آنها تا به آنجا پيش ميروند که مي گويند ، ضرورت مبارزه با کمونيستها از ضرورت مبارزه با رژيم شاه هم بيشتر است و در اولويت قرار ميگيرد. اين موضوع دقيقا همان آرزو و انتظار رژيم شاه بود که نيروهاي اسلامگرا و مارکسيست به جاي مبارزه عليه شاه به جان يکديگر بيفتند وعليه هم جنگ کنند. سخني به اغراق نرفته اگر آيتا... هاشمي درون زندان توانست نگذارد که نيروهاي اپوزيسيون عليه رژيم شاه روبهروي يکديگر قرار بگيرند. البته نيروهاي تند و راديکال آنچنان بعد از انقلاب نيرومند بودند که هاشمي رفسنجاني به هيچوجه به تنهايي نميتوانست در برابر امواج تند و خشونت بار انقلابي گري بعد از 22 بهمن 57 بايستد. بنابراين ميتوان گفت که دستکم تا زمان ارتحال امام اعتدال و ميانهروي هاشمي رفسنجاني نتوانست گامي براي منافع ملي کشور بردارد. چه در زمان حيات و حتي بعد از فوت امام، آيتا...هاشمي تلاشهايي کرد که شايد بتواند با آمريکا وارد مذاکره شود . او همچنين سعي کرد که اقتصاد دولتي ايران را اصلاحاتي در آن به وجود بياورد و گامي را که کشورهايي همچون مالزي، ترکيه، تايوان، اندونزي وبسياري از کشورهاي ديگر برداشتهاند را در ايران موفق سازد. اما در اينجا جريانات راديکال اسلامي جلوي او را گرفتند و نگذاشتند که اصلاحات مورد نياز اقتصادي کشور را به عمل آوردند و سايه سنگين دولت را از سر اقتصاد ايران دور سازد و بالاخره همانگونه که پيشتر گفته شد اعتدال و ميانهروي هاشمي بعد از اتفاقات خرداد 88 خود را نشان داد. البته آيتا...هاشمي در مقطعي ديگر نتوانست با تندروها همکاري کند که به تعبيري به نظر مي آيد که ديگر دير و او تنهاي تنها شده بود. اي کاش آيتا...هاشمي در دهه 60 ايستادگي بيشتري براي اعتدال و ميانهروي نشان داده بود که چرا او از اعتماد کامل امام برخوردار بود. به جرات ميتوان گفت هاشمي رفسنجاني نزد امام داراي مقبوليت بالايي بود.