سخنگوي وزارت امور خارجه درخصوص نفوذ آمريکا در منطقه اظهار داشت: واقعيت منطقه از افغانستان تا خليج فارس و سوريه نشان ميدهد که روند اخراج هر روز بيش از پيش سرعت گرفته است. آمريکاييها تصور ميکردند با به شهادت رساندن سپهبد سليماني، مقاومت از بين خواهد رفت، اساسا جبهه آمريکايي تصور ميکنند با از بين بردن افراد ميتوانند جلوي افکار عمومي و مبارزه عليه ظلم را بگيرند. سعيد خطيبزاده در گفتوگو با پايگاه العهد و راديو نور لبنان گفت: در طول تاريخ معاصر شاهد بودهايم اين سياست بينتيجه بوده است. در لبنان ديديم که سيدعباس موسوي را به شهادت رساندند اما از دل همان مقاومت، سيد حسن به وجود آمد و با جديت و قدرت راه او را ادامه داد. در فلسطين تلاش کردند سران مبارزه از جمله شيخ مجاهد، احمد ياسين را از ميان بردارند حال آنکه ديديم پس از شهادت او اتفاقا استقبال مردم از گروههاي جهادي بيشتر شد. در افغانستان، عراق و ساير کشورها نيز اين اتفاق افتاده است. وي افزود: ضربالمثل عربي ميگويد حال و روز آمريکاييها حال و روز آن کسي است که در حال غرق شدن است و به هر چيزي متوسل ميشود. روزي ترور ميکند، روزي اشغال ميکند، روزي تحريم ميکند و روز ديگر هر کاري که از دستش بربيايد. هيچگاه وضع آمريکاييها نزد ملل منطقه و جهان تا اين حد ناگوار نبوده است. آمريکاييها دست به حماقتي زدند که بازنده اصلي آن خود آنها هستند. سخنگوي دستگاه ديپلماسي در خصوص نقش شهيد سليماني در مبارزه با تروريسم و تثبيت مقاومت بيان کرد: شهيد سليماني همواره در مبارزه با تروريسم چهار عنصر را مدنظر قرار ميداد؛ اول ارتباط با مردم و مردمي کردن مقاومت، آن شهيد بزرگوار معتقد بود تا مردم چيزي را نخواهند صحنه تغيير نخواهد کرد، دوم عدم نگاه طايفهاي يا مذهبي، او در مبارزه با تروريسم هرگز نگاه نميکرد که فلان شهري که مورد هجوم قرار گرفته ترکنشين است، کردنشين است، مسيحي است، سني است. او انسانيت برايش ارزش ويژهاي داشت. شايد وجه لطافت و مهرباني حاج قاسم را مردم کمتر شنيده باشند اما او اما حقيقتا يک نگاه استعلايي داشت و سعادت انسان برايش اهميت ويژهاي داشت. خطيبزاده اضافه کرد: نکته سوم احترام به دولتها بود حاج قاسم خصوصا در عراق و سوريه احترام حاکميت کشورها را حفظ ميکرد، يعني همواره تلاش داشت روابط ويژهاي با رهبران و حاکميت کشورها داشته باشد. نکته چهارم صداقت و شفافيت شهيد سليماني بود يعني اين شهيد بزرگوار رفتارش با مردم و در منطقه بسيار برادرانه و اخلاقمحورانه بود، برخلاف غربيها که در پشت درهاي بسته، حرفي را ميزدند و در پشت ميکروفنها چيز ديگري را ميگفتند و در ميدان عمل رفتار متعارضي داشتند، حاج قاسم به آنچه در جلسات و در رسانهها ميگفت بدون هيچ رفتار پنهانکارانهاي هرچه را که متعهد شده بود و بيان داشته بود ميگفت.
شناخت ماهيت دشمن و باور به قدرت خودي
سخنگوي وزارت امور خارجه درمورد ارتباط شهيد سليماني با حوزه ديپلماسي بهخصوص در تحولات سوريه اظهار کرد: فعاليتها و حضور ميداني و ديپلماسي همواره دو بال حرکت ايران و موفقيتهاي بعد از انقلاب جبهه مقاومت بوده است. از زمان جنگ تحميلي و مذاکرات قطعنامه 598 تا بوسني و مقاومت در افغانستان و لبنان و تا همين امروز آن وقتي موفق بودهايم که اين دو بال با هم و همراه هم بودهاند. وي اضافه کرد: حاج قاسم سليماني اين را بهخوبي و در عمل ميدانست. همين بود که بهترين روابط را با دستگاه ديپلماسي و ديپلماتها و بهويژه آقاي دکتر ظريف داشت. سردار سليماني را عمدتا بهعنوان يک ژنرال نظامي ميشناسند، حال آنکه اين تنها يک وجهه از وجود او بود. وجه ديگر و بسيار مهم شهيد سليماني رويکرد و اعتقاد او به چارچوبهاي ديپلماتيک بود. طرفها و شخصيتهاي متعدد نظامي در سوريه و منطقه حضور دارند اما اين از خصوصيات ويژه حاج قاسم بود که وي را در جايگاه متوازنکننده بسياري از جريانات و نيروها قرار داده بود. يعني بدون آنکه در حوزه ديپلماتيک فعاليت کرده باشد، معادلات سخت را که نياز به هنر ديپلماسي داشت با همراهي و هماهنگي ديپلماتيک حل ميکرد. وي در مورد چگونگي موفقيت حاج قاسم در مقابله با خوي استکباري اذعان کرد: حاج قاسم در مواجهه با آمريکا و اسرائيل هيچگاه فريب ظاهر و قدرت آنها را نميخورد. شايد بتوان گفت راز موفقيت حاج قاسم شناخت ماهيت و قدرت آنها و باور به قدرت خودي بود. سخنگوي وزارت امور خارجه در مورد اقدامات ديپلماتيک جهت پيگرد بينالمللي جنايتکاران و پيگيري اين موضوع در سطح بينالملل عنوان کرد: يکي از مهمترين عرصههاي ايفاي نقش ديپلماسي بهخصوص در عرصه عمومي و رسانهاي مقابله با جنگ رواني و تبليغاتي جبهه استکبار جهاني و رژيم تروريستي صهيونيستي براي جابهجا کردن جايگاه قرباني و جنايتکار و ظالم و مظلوم و تروريسم دولتي رژيم ايالاتمتحده با فرمانده و قهرمان مبارزه با تروريسم و افراطگرايي بود که تلاشهاي دستگاه ديپلماسي در چارچوب محورهاي ذيل صورت گرفت: روشنگري درباره مسئوليت کيفري آمرين، معاونان و مباشران اين جنايت و درخواست و پيگيري سپردن جنايتکاران به دست عدالت سازماندهي و دائمي؛ نقش موثر دکتر ظريف بهعنوان وزير امور خارجه جمهوري اسلامي ايران در اين راستا در عرصه سياسي و عمومي-رسانهاي با اتخاذ مواضع و اختصاص بخش مهمي از مذاکرات، ديدارها و گفتوگوهاي تلفني ايشان با همتايان خود و روساي سازمانهاي بينالمللي به موضوع ترور شهيد حاج قاسم؛ اقدامات سياسي و حقوقي با ارسال و ثبت 5 فقره يادداشت سياسي و حقوقي نزد شوراي امنيت سازمان ملل متحد و دبير کل آن سازمان ثبت بهعنوان سند سازمان ملل؛ بيش از 100 مذاکره نمايندگيهاي جمهوري اسلامي ايران نزد سازمان ملل متحد و سازمانهاي منطقهاي در نيويورک، ژنو، وين، پکن (شانگهاي) با مسئولان و روساي اين سازمانها و ارائه اطلاعات مستند به نماينده ويژه سازمان ملل که اين تلاشهاي ديپلماتيک موجب شد در گزارشي مستقل و بيطرفانه ترور او را غيرقانوني و عملي خلاف حقوق بشر اعلام نمايد. خطيبزاده در پايان تأکيد کرد که موضوع ترور شهيد سليماني از اولويتهاي اقدامات وزارت خارجه است و دستگاه ديپلماسي تا تحويل آمران، برنامهريزان و عاملان اين جنايت به عدالت به تلاش خود ادامه ميدهد.