بستن
کد خبر: ۱۰۰۵۲۰۹

آواز دیگر داروگ

آواز دیگر داروگ
علی‌رضا پنجه‌ای شاعر و منتقد

اوايل دهه‌ هفتاد بود که در مراسم بزرگداشت نيما، علي‌پاشا اسفندياري پسرعموي نيما را ديدم. گمان کردم خود نيماست. او از نيما گفت؛ از نيمايي که سنتي مي‌زيست و در هنر و ادبيات مکاشفه‌آميز و تا حدي جادويي و جهاني و مدرن مي‌انديشيد، گمان دارم نيما بيش از وامداربودن به ادبيات فرانسه که در بخش کوشش ادبي‌اش قابليت تاويل دارد، در بخش تئوري و شعرگفتن بيشتر مرهون آن منِ خلاق و نخبه‌‌ مکاشفه‌گرش بود، انگار به کسوتي پيامبرانه ملبس شده باشد اين انقلاب‌گر، هم‌او که حدود يک‌ قرن است به‌جز نظريه‌پردازي در شعر و هنر، بزرگ‌ترين منتقد ادبي و کاشف استعدادهاي شعري و هدايت ايشان نيز محسوب مي‌شود. نيما شاعري ا‌ست که با زبان طبري، سبک‌ مازندراني را با سبک‌ خراساني که از مشترکات محسوسي در دي.ان.اي باهم برخوردارند، پيوند داد و از تزويج آن‌ زبان سنت‌مدار در فرمي هنجارشکنانه به شعري ديگر- نه دفتر شعر ديگر که دهه‌ها بعد چند شاعر موج نو را گرد هم آورد - رسيد؛ شعري که توانست مشروطه‌ خود را پسابريدنِ شاعران از دربار و پناهيدن به ذات خيال (سبک هندي) و سپس مهاجرت به دربار هنرپرور هندوستان از سبعيت صفويه، و بازگشت شعر به‌دليل ابتذال سبک هندي و رويکرد به زبانيت ساده و ادبيت مضامين فرخي و منوچهري و سعدي به مکتب بازگشت ادبي، عملي سازد، هم از اين سبب خويشاوندي زبان طبري و خراساني ابتدا منتهي به‌نوعي از متفرعات سبک بازگشت شد که رفته‌رفته خود را به‌نام سبک مازندراني مطرح ساخت، بنابراين طبيعي‌ است که نيما با «افسانه» وضعيتي بينابين و دراماتيک را مطرح کند؛ چراکه «افسانه»‌، ساز ديگري از شعر، در وضعيت ديگر بود، شعري که رفته‌رفته پوسته انداخت...

و اما «داروگ»؛ در اين شعر با وضعيتي که قابليت تاويل در سبک خراساني و هدف نيما يعني سبک موسوم به مازندراني دارد ، مواجه‌ايم، سمبل‌ها بي‌جان‌اند، اگرچه تاويل‌ها تحت‌الشعاع اتمسفر سياسي زمانه‌اند، اما نيما در اين شعر دارد به خشکسالي اشاره مي‌کند، هم از اين سبب شعر او از قابليت عيني برخوردار است، در فولکلور شمال ايران نماز باران متداول بوده، حتي جانمازها را مي‌شستند به نيت باران، ما در فواصل شعر مي‌توانيم به لوکيشن و جغرافياي اقليمي و فرهنگي مضمون شعر دست يازيم.

خشک آمد کشتگاه من

در جوار کشت همسايه.

گرچه مي‌گويند: «مي‌گريند روي ساحل نزديک

سوگواران در ميان سوگواران.»

قاصد روزان ابري، داروگ!

کي مي‌رسد باران؟

داروگ قورباغه‌ درختي که در باور شالي‌کاران و کشاورزان مانند حشره‌اي به‌نام سبزه‌قبا وقتي به نور خانه‌ها هجوم مي‌آورند نشان باران دارند، نيز داروگ يا «داره‌قورباغه» يعني «قورباغه‌درختي» نويدبخش باران است، در اينجا شاعر شعر «داروگ» را تا مقام ذکرودعا تعالي مي‌دهد؛ چراکه محصول نزد کشاورز، مقدس است، جان‌بخش است و اگرچه المعني في‌بطن‌الشعر و نه شاعر بااين‌همه، اما اين‌چنين از هر قاصدکي بخصوص قاصدک اخوان‌ثالث که به‌تبع داروگ گفته شده و البته از سمبليسم اجتماعي نيز برخوردار است، جنبه‌ مذهبي و سياسي آن را نيز مدنظر قرار داد، اما تا تجربه‌ زيست در ييلاق نداشته باشيم مه را همان ابر در دسترس نمي‌فهميم تا صورتمان از آن خيس نشده؛ نمي‌فهميم که آن سوگواران همسايه نشان از خشکسالي‌ گسترده مي‌دهد که پايين‌دست و بالادست را باهم در حسرت قطره‌اي باران نهاده. تا شمالي نباشي و تا از فولکلور شمال آگاهي نداشته باشي و بي‌اطلاع باشي از لابه‌لاي کلمه‌ها، مشکل است برايت مواجهه با عينيت مخيل شعرهايي از اين دست از نيما! حالا بيايند بگويند منظور شاعر روسيه است و انقلاب بلشويکي، نيما را در صف متمايلان به جنگلي‌ها نهند و لادبن هم که رسما گرايش چپ داشت و از سرنوشتش بي‌خبر، چه بسا در تسويه‌حساب‌هاي استاليني همراه حلقه‌ جست‌وجوگران عدالت! سيدجعفر پيشه‌وري کشته شده باشد تا نيما همچنان بخواند: «تورا من چشم در راهم» تا بشود براي ما يوسف‌هاي گم‌گشته و موعود که به‌استعاره‌اش گيريم. راستي را کشاورزان در اواخر قرن سيزده و اوايل قرن چهارده در خشک‌سالي چيزي نداشتند براي تناول، خاصه رعايا در فلاکت و فقر غذايي به‌سر مي‌بردند، چراکه به‌ويژه در ييلاق و بالادست يوش مراودات در پاييز و زمستان دشوار بوده، هم‌ از ‌اين سبب خشکسالي فاجعه و کربلايي مي‌شد که نگو و نپرس، اگرچه با توجه به تاريخ پساشهريور 20 و تبعيد رضاشاه به جزيره‌ موريس و جنگ جهاني دوم ناگزير مي‌نمايد که استنباط‌هاي سياسي روشنفکران زمانه را هم در آن لحاظ دانست، اما به‌راستي چنين بود؟ نيما اگر دغدغه‌ تحزب داشت نمي‌توانست توده‌اي شود؟ آيا حق با پسرعمويش علي‌پاشا بوده که گفته نيما سياسي نبوده و خاطره‌اي از تعلقات مذهبي نيما نيز برايم تعريف کرد، کما اينکه اشعار منتشرشده‌ پسا ناماياد طاهباز، خود مبينِ آن است که نيما هم مانند همه‌ جوانان آن زمان اگر تمايــلات روشنـفکرانه‌ متمايل به چــپ داشته در حيطه‌ عدالت قابليت طرح داشته و از اعتقادات مذهبي متداول سنتي و نه‌چندان غليظ نيز برخوردار بود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی