چند توصيه براي مديريت غمها در دوران کرونا
رئيس مرکز روانپزشکي رازي به بيان توصيههايي براي مديريت غمها در دوران کرونا پرداخت.رضا دانشمند در خصوص بحران سوگواريهاي حل نشده در دوران کرونا گفت: مديريت سوگ در دوران کرونا يکي از مباحثي است که از همان روزهاي اول نگرانيهايي را به وجود آورد، چرا که افرادي که در اين دوران دچار فقدان ميشوند و يکي از عزيزانشان را از دست ميدهند، متاسفانه فرصت سوگواري به شکل معمول را پيدا نميکنند و اينگونه نيست که بتوانند از حمايتهاي عاطفي اطرافيان خود بهرهمند باشند و از موارد اين چنيني که به شخص عزادار کمک ميکنند تا زودتر دوره سوگ را پشت سر بگذارد، محروم هستند.وي ضمن اشاره به اينکه کسي که دچار فقدان ميشود، بيش از هر چيز به حمايتهاي عاطفي اطرافيان خود احتياج دارد، ادامه داد: در چنين مواقعي نياز است شخص عزادار با دوستان و اطرافيان خود که ميتوانند از او حمايت عاطفي کنند، بازديدهاي کوتاه مدت، اما مکرر داشته باشد، اما در اين دوران فردي که دچار فقدان ميشود حتي نميتواند به طور کامل مراسم تدفين و ترحيم برگزار کند.
افزايش استرس در زمان شيوع کرونا
اين روانپزشک افزود: به علاوه در زمان شيوع کرونا استرس اين بيماري در افراد وجود دارد و ممکن است عدهاي از اشخاص هم از اين جهت احساس گناه داشته باشند که شايد اين بيماري از آنها به فرد متوفي سرايت کرده باشد و مواردي از اين دست به ماجرا اضافه شود و اوضاع را پيچيدهتر کند، ضمن اينکه بسياري از اين فقدانهاي اين دوران در افرادي اتفاق ميافتند که مرگومير براي آنها چندان انتظار نميرود و اين مرگ ناگهاني ميتواند شرايط را سختتر کند.رئيس مرکز روانپزشکي رازي اظهار کرد: مرگ ناگهاني عزيزان، نداشتن حمايت عاطفي کامل اطرافيان در دوران سوگ، ابتلاي فرد عزادار به بيماريهاي جسمي و روحي، اينکه شخص بازمانده در از دست رفتن متوفي نقش داشتهباشد و احساس گناه يا تقصير کند و همچنين احساس نا امني به دليل از دست دادن از جمله معيارهايي هستند که احتمال دارد براي فرد سوگوار مشکل ايجاد کنند.
احساس گناه در فرد سوگوار
وي با بيان اينکه بيشتر اين معيارها در شخصي که در اين دوران به دليل کرونا عزيزي را از دست دادهاست، وجود دارد، توضيح داد: احساس گناه به اين دليل در فرد سوگوار وجود دارد که ممکن است، فکر کند شايد او موجب انتقال بيماري به متوفي شده و همچنين احتمال دارد از اين جهت احساس ناامني داشته باشد، که نکند خود فرد و يا ساير اطرافيانش به اين بيماري مبتلا شدهباشند و اين اتفاق مجددا رخ دهد.اين متخصص اعصاب و روان با اشاره به اينکه وقوع مرگ ناگهاني عزيزان، عدمحمايت عاطفي بازماندگان و همچنين استرس که سبب افزايش آسيبپذيري ميشود، ميتواند فرد عزادار را در معرض سوگ بيمارگونه و حل نشده، قرار دهد، متذکر شد: درست است که در اين دوران بستر ملاقاتهاي اجتماعي و تماسهاي فيزيکي به درستي محدود شدهاند، اما راهکارهايي براي حمايت عاطفي افراد سوگوار وجود دارد و دوستان و آشنايان ميتوانند از طريق فضاي مجازي با شخص بازمانده در ارتباط باشند و تماسهاي تلفني خود را با او افزايش دهند.
افراد سوگوار را به مراکز حمايتي معرفي کنيد
رئيس مرکز روانپزشکي رازي با بيان اينکه ميتوان در صورت لزوم افراد سوگوار را به مراکز حمايتي معرفي کرد و براي مثال در بيمارستان روانپزشکي رازي گروه مداخلهگر در سوگ براي افراد بازمانده فعال هستند و خدماتي را هم به صورت آنلاين و هم در قالب جلسات مشاوره سوگ به آنها ارائه ميدهند، گفت: تماسهاي مکرر، ولي کوتاه افراد نزديک به بازماندگان که بدون قضاوت باشد و به نحوي باشد که نزديکان زياد صحبت کنند و بيشتر در نقش شنونده فعال عمل کنند، بسيار در احساس آرامش شخص عزادار کمککننده است.
چند باور غلط در مورد سوگواري
اين روانپزشک اظهار کرد: باورهاي غلطي در مورد سوگواري وجود دارد که از جمله ميتوان به اين مسئله اشاره کرد که بازماندگان نبايد در مورد فرد از دست رفته صحبت کنند که اين امر اشتباه است و اتفاقا بايد در خصوص فرد متوفي صحبت شود و از ديگر باورهاي غلط در مورد سوگ توصيه به عدم بروز احساسات است و اين در حالي است که فرد سوگوار بايد احساسات خود را به طور کامل بروز دهد و گريه کند و حتي اگر احساس خشم و يا گناه دارد، طبيعي است و شخص بايد فرصت بيان آنها را داشته باشد.دانشمند افزود: شخص عزادار بايد فرصت زندگي کردن با خاطرات متوفي را داشته باشد، درست است که متوفي از دنيا رفته، اما خاطراتش همچنان وجود دارند و ديدن فيلمهاي و عکسهاي شخص از دست رفته و صحبت کردن درباه او به راحتتر طي شدن فرايند سوگ کمک ميکند و همچنين لازم است سبک جديدي از زندگي و روابط تازهاي براي فرد بازمانده آغاز شود، البته نه به سرعت چرا که براي شروع روابط تازه بايد بازمانده به پذيرش رسيده باشد، که البته با توجه شرايط اين اقدام هم کمي دشوار است.
حمايت عاطفي اطرافيان از فرد سوگوار
وي ضمن تاکيد بر اينکه معمولا در فرآيند سوگ احتياج به درمان دارويي نيست و حتي براي کوتاهمدت هم مصرف آرامبخشها توصيه نميشود و بيشتر حمايت عاطفي اطرافيان نياز است، يادآورشد: چنانچه سوگ طولاني شود و به سمت افسردگي رود و زندگي فرد را تحت تاثير قرار دهد، ممکن است نياز به درمان افسردگي زير نظر روانپزشک باشد و به طور کلي يکي از بهترين کارهايي که با وجود همه محدوديتها ميتوان براي مديريت سوگ در اين دوران توصيه کرد، کمک گرفتن از متخصصان و گروههاي حمايتي است.