بستن
کد خبر: ۱۰۰۵۰۵۱

ظرفیت طنز!

ظرفیت طنز!
رضا رفیع

بهنوش بختياري مي‌گويد که عاشق تيکه انداختن‌هاي من به مسئولان است!

منظور، بيان انتقادهايي است که از حدود 10 سال پيش در برنامه‌هاي طنز تلويزيوني در خصوص عملکرد مديران اجرايي کشور در عرصه‌هاي مختلف سياسي، اقتصادي و فرهنگي داشته‌ام. همان رويکرد انتقادي ژورناليستي که از حدود 27 سال پيش در طنزهاي مطبوعاتي‌ام داشته‌ام. زماني در مطبوعات و بعدها در تلويزيون و در برنامه‌هايي همچون: پا تو کفش اخبار صبحگاهي و منبع موثق شبانگاهي. اولي را بعد 7 سال در مديريت‌هاي جوان بعدي نتوانستند تحمل کنند و دومي را بعد يک سال و نيم. عموماً هم مي‌گفتند از جاهاي مختلف، فشار روي ماست. خب بنده هم که راضي نبودم فشاري روي کسي باشد، بي‌هيچ سر‌و‌صدايي کنار مي‌کشيدم. من اصولاً مخالف هرگونه فشارم. به جز درهاي ورودي فروشگاه‌ها که روي آنها نوشته‌اند: لطفاً فشار دهيد.

فقط تاسف خوردم به حال مدير يا تشکيلاتي که به خيال خودش دنبال تامين سلامت و امنيت جامعه است، اما اينقدر متوجه ضرورت برنامه‌هاي اين‌چنيني انتقادي در همان مقوله سلامت‌سازي جامعه نيست. انتقاد گاهي از نان شب واجب‌تر است. اگر من خودم امروز مثلاً از گراني نان انتقاد نکنم و به باعث و باني آن (به قول بهنوش بختياري) تيکه نيندازم؛ خب چگونه مي‌شود نگاه اصلاحي در جهت بهبود اوضاع جامعه داشت؟ طنز انتقادي، عين عمل جراحي براي خالي کردن چرک يک دمل عفوني است. اگر خالي نشود، اين دمل فردا سر باز خواهد کرد و کالبد اجتماع را درگير خواهد کرد.

تيکه انداختن به مسئولان، بيان خودماني و محاوره‌اي همان نقد و انتقادي است که اين سال‌ها به زبان طنز داشته‌ام. آن هم طنزي ادبي و بداهه که خود في‌المجلس بر زبان آورده‌ام و کسي ديگر ننوشته و در گوش من نگفته است. اصطلاحاً مجري مولف بوده‌ام. به خاطر همين بداهه‌گويي هم بوده که هيچ‌گاه نظارتي بر طنزهاي من نبوده. چيزي روي کاغذ نبوده که کسي نگاهش کند! منتها تاب‌آوري امروز مديران و جامعه، متاسفانه از گذشته‌ها کمتر شده و خيلي موافق اينجور برنامه‌هاي انتقادي طنز نيستند. طنزي ژورناليستي که همراه با اخبار روز پيش مي‌رود و حرف‌هاي مسئولان را زير ذره‌بين نگاه نقدانگيز و طنزآميز خود قرار مي‌دهد تا بر بيداري و هوشياري همگان و مطالبه‌گري آنها بيفزايد و تاکيد کند. اين نوع طنز فقط براي خنده نيست. اگر تيکه‌اي به حرف و طرح و برنامه کسي مي‌اندازد، به قصد خنداندن نيست. با هدف نقد و نظر از دريچه‌اي ديگر و آميخته با چاشني لبخند است که از تلخي انتقاد بکاهد. ما ملت و مسئولان معمولاً از نقد و انتقاد کمتر خوش‌مان مي‌آيد. برعکس، کشته مرده تعريفيم... .

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی