بستن
کد خبر: ۱۰۰۵۰۲۳

آدم ­ها در مه

آدم ­ها در مه
یاسمن خلیلی­فرد داستان‌نویس

«ميدان ونک، يازده‌وپنج دقيقه» يکي از تازه ­ترين آثار سيامک گلشيري نويسنده­ پرکار و باسابقه است، شامل 18 داستان کوتاه. بديهي ا­ست که همانند تمامي مجموعه­‌داستان ­ها، برخي از داستان‌هاي اين کتاب را بيشتر از ديگر داستان ­ها دوست داشته باشيم، اما آنچه را که نمي­ توان درباره­ اين مجموعه‌داستان انکار کرد انسجام و تم همگن و هم‌بافت داستان ­هاي آن است که عليرغم عدم پيوستگي داستان­ ها به کتاب وحدت مطلوبي بخشيده است.

داستــان­ هاي «ميـدان ونک، يـازده‌وپنـج دقيــقه» را مي­ تـوان در گونه ­هاي مختلف طبقه ­بندي کرد. مثلا چند داستان کتاب تم عاشقانه دارند، چند داستان فضايي معمايي، چند داستان بر مبناي احساسات دروني و شخصي شخصيت­ هايشان پيش مي ­روند و چند داستان هم کاملا جنايي­ اند. آنچه اما وجه اشتراک تمامي اين داستان ­هاست حس تعليق، اضطراب و تلواسه ­اي است که به مخاطب القا مي‌کنند. به بياني ديگر حتي اگر بدون هيچ پيش­ زمينه­ اي شروع به خواندن داستان­ هاي کتاب بکنيد، تعليقي پررنگ از همان آغازين واژه ­ها بر شما مستولي مي­ شود. از ديــگر ويــژگي ­هاي مشتــرک برخي از داستـان ­ها خصوصيات مشتـرک شخصيتي در شخصيت­ پردازي کاراکتره است؛ مثــلا شخصيت­ هايي که ترس­ هاي مشترکي را تجربه مي­کنند يا شخصيت­ هايي که به وسواس دچارند، شخصيت­ هايي که بيش از اندازه روي خواسته ­شان پافشاري مي­کنند يا آدم­ هايي که نگران تأخير هستند. با آنکه داستان­ ها به لحاظ روايي پيوستگي ندارند، بسياري از خرده‌واقعه­ ها يا موقعيت ­هاي مشترک آنها را به‌هم نزديک مي­ کنند؛ درواقع داستان ­ها ربطي به‌هم ندارند اما بــافت و جنــس يکساني دارند. در چنــد داستــان شخصيت ­ها سوار بر اتومبيــل کرايــه ­اند، موقعيــت زمــاني اين داستـان ­ها عمومــا واحد اســت و داستــان­ ها در شبـي سـرد و مـه ­آلود اتـفـاق مي­ افتند. بنابراين دست­ کم همين چند داستان کتاب به لحاظ فضاسازي اشتراکات بسياري دارند و تعليق دلهره ­آميزشان را به‌تدريج به آستانه­ اوج مي­ رسانند.

يکي ديگر از ويژگي­ هاي اکثر داستان­ ها عدم‌پيروي محتوم‌شان از فرم رايج داستان­ هاي کوتاه است، درواقع در بيشتر اين داستان­ ها اجزاي داستان کوتاه را نمي­ توان در بستر داستان به­ راحتي تشخيص داد. بيشتر داستان­ هاي کتاب بيش از آنکه داستان به‌معنــاي مرسوم آن باشـند برش ­هايي از واقعيــات روزمره ­اند که به چاشني دلهره و تعليق آميخته شده ­اند و اين امر تصميم خوش آيندي از سوي داستان ­نويس بوده است که باعث ايجاد تفاوت ميان اين مجمــوعه‌داستـان با بسيـاري ديگر از مجموعه­‌داستان­ هاي مشابه شده است.

چنــد داستــان کتــاب بسيــار خوش خـوان­ اند و در چارچــوب اسلوب­ هاي ژانري­ شان نوشته شده­ اند. يکي از اين داستان ­ها «ليليوم­ هاي زرد» است. داستان شروعي خوب دارد و مساله ­اي کوچک و جزيي در آن به ­تدريج به معضلي بزرگ و دلهره ­آور بدل مي­ شود. نويسنده با دادن کُدهايي، تا حدودي مخاطب را فريب مي­دهد. مثلا اشاره به اينکه خانه­ زوج جوان شبيه خانه­ ي ارواح است. همين يک جمله کافي ا­ست تا خواننده خود را با داستاني جنايي يا شايد هم ماورايي رو­به ­رو ببيند. اين فضاي تعليق ­آميز و رازآلود تا ميانه­ هاي داستان و با شرح اوضاع پسر همسايه که به‌نوعي جنون مبتــلاست و مدام صداهاي عجيــبي درمي­ آورد ادامه مي­يابد، اما برخلاف تصورمان داستان با غافلگيري عجيبي به پايان نمي­رسد و پررنگ­ترين راز آن مساله­ سقط جنين زن است. درواقع گلشيري بي ­آنکه داستاني معمايي- جنايي نوشته باشد با نشــانه­ گذاري­ هاي به ­جا و کنترل موقعيت ­هاي احساسي فضايي وهم ­آلود را به داستانش تزريق مي­کند.

در داستان «قرار ملاقات» داستان­ نويس، دقيقا برعکس داستان قبل عمل مي­کند. او بي‌آنکه تلاشي براي خلق فضايي دلهره ­آور بکند يا اصلا داستانش در ژانر وحشت نوشته شده باشد، در انتها مخاطب را با غافلگيري به­ جا و درستي مواجه مي­ کند. درواقع داستان بدون آن که تعليق بيروني آشکاري داشته باشد تعليق دروني تکان­ دهنده ­اي دارد.

عنصر تعليق به شکلي ديگر در داستان «با لبان بسته» نيز پديدار مي­ شود. داستان بسيار کوتاه و موجز است اما سرشار از تعليق. اين‌بار قصه اجتماعي ا­ست و دغدغه­ مندي­ هايي چون مساله­ فقر و فروختنِ اعضاي بدن را برجسته مي­کند. باز هم خبري از ساختار مهندسي ­شده­ داستان­ هاي کوتــاه نيست و داستان به‌مثــابه صحنه­ اي از يک فيلم فضايي دراماتيک را از يک موقعيت خاص خلق مي­ کند؛ موقعيتي تلخ که پايانش باز و در‌عين‌حال بسته است! پاياني که گرچه نويسنده آن را باز مي­ گذارد اما آنقدر محتوم است که هر مخاطبي مي­تواند ادامه ­اش را در ذهن خود تجسم کند.در داستاني چون «ماهرو» کشمکش ­هاي دروني کاراکتر را با خود مي­ بينيم که ناشي از توهمات او هستند. در اين فضا نيز تعليق و ردپايي از معما و تعليق ديده مي­شود.

«ميدان ونک، يازده­ و­پنج دقيقه» مجموعه داستاني ا­ست که مي ­تواند حتي از مخاطباني که ميانه­ اي با داستان کوتاه ندارند، نمره­ قبولي بگيرد.

نام کتاب: ميدان ونک، يازده‌وپنج دقيقه

نويسنده: سيامک گلشيري

ناشر: چشمه

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی